امیر کرمزاده مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان در یادداشتی نوشت: در مطالعات میراث فرهنگی، همواره میان «میراث مادی» (Tangible) و «میراث غیرمادی» (Intangible) تمایزی قائل شدهاند. با این حال، در کالبد تاریخی شهر اصفهان، شکافی عمیق میان این دو احساس میشود. این مقاله با تمرکز بر مفهوم «تاریخ شفاهی»، به دنبال شناسایی آن حلقه گمشدهای است که میان شکوهِ معماری و معنای زیسته انسانی قرار دارد. هدف این نوشتار، بازخوانی تاریخ اصفهان از منظر روایتهای مکتوب در حافظه جمعی است.
تقابل سنگ و کلام
تاریخنگاری سنتی، همواره بر «سند» تکیه کرده است؛ سندی که غالباً توسط قدرتمندان، کاتبان رسمی و از منظر حکومتی نوشته شده است. در این نگاه، اصفهان شهری است که با مرمر، آجر و کاشی ساخته شده است. اما این نگاه، تنها «کالبد» شهر را میبیند و از «روح» آن غافل میماند. حقیقت این است که اصفهان نه تنها با معمارانش، بلکه با کلامِ مردمی ساخته شده که در حاشیه این بناها زندگی کردهاند. تاریخ شفاهی، همان پلی است که میان سنگهای صامت و حیاتِ جاری انسانها برقرار میکند.
مبانی نظری: چرا تاریخ شفاهی یک ضرورت است؟
تاریخ شفاهی (Oral History) برخلاف «افسانهپردازی»، یک روش علمی برای ثبت تجربیات انسانی است. در شهرسازی و میراث فرهنگی، تاریخ شفاهی سه نقش کلیدی ایفا میکند:
- پر کردن خلاءهای مستندات: بسیاری از تغییرات کالبدی شهر (مانند تغییر کاربری یک کوچه یا تخریب یک کاروانسرا) در اسناد رسمی به دلیل ماهیت غیررسمی یا کوچک بودن، ثبت نشدهاند.
- دموکراتیزه کردن تاریخ: تاریخ شفاهی، صدای «عوام» را که در تاریخ رسمی نادیده گرفته شدهاند، به گوش میرساند. این یعنی تاریخِ کاسبان، هنرمندان، کارگران و زنان اصفهان نیز به تاریخِ رسمی شهر اضافه میشود.
- درک معنای فضا: یک میدان تاریخی تنها با ابعاد جغرافیایی شناخته نمیشود؛ بلکه با داستانهایی که در آن رخ داده، معنا میگیرد.
واکاوی حلقه گمشده در بافت اصفهان
اصفهان به دلیل پیوستگی بالای بافتهای تاریخی، پتانسیل بینظیری برای تاریخ شفاهی دارد. حلقه گمشده در سه سطح قابل شناسایی است:
الف) سطح فنی-حرفهای (میراثِ دانش)
در اصفهان، بسیاری از مهارتهای ساختمانی و هنری (مانند محاسبات پیچیده در بنای گنبدها یا ترکیبات شیمیایی رنگهای سنتی) تنها از طریق «گفتار و ممارست» منتقل شدهاند. این «دانشِ نهفته» که در زبانِ اساتیدِ پیشین جریان داشته، بخشی از تاریخ شفاهی است که با نبودِ مستندات مکتوب، در حال از دست رفتن است.
ب) سطح اجتماعی-مکانشناختی (میراثِ زیست)
کوچههای پیچدرپیچ محلههای قدیمی (مانند محلههای اطراف چهارباغ یا باغآباد)، دارای یک «زبانِ مکانی» هستند. روایتهایی درباره نحوه تعامل همسایهها، سنتهای محلی در استفاده از آب قناتها و بازارهای سنتی، نوعی «نقشه ذهنی» از شهر ایجاد میکنند که در نقشههای مهندسی دیده نمیشود. این همان حلقهای است که پیوند میان «ساختمان» و «جامعه» را برقرار میکند.
ج) سطح عاطفی-نمادین (میراثِ حافظه)
هر بنای تاریخی در اصفهان، با یک «روایتِ عاطفی» پیوند خورده است. از قصههایی که در حاشیه پلهای تاریخی نقل میشود تا باورهای مردمی درباره برخی بناها؛ اینها لایههایی هستند که به شهر «شخصیت» میدهند. بدون این روایتها، اصفهان تنها مجموعهای از اشیاء گرانبهاست، نه یک «مکان» با هویت.
چالشها و تهدیدات: فرسایش حافظه جمعی
بزرگترین چالش، پدیده «گسست نسلی» است. با مدرنسازی سریع و تغییر سبک زندگی، پیوند میان نسلهای قدیمی و جدید از هم گسیخته شده است.
- مهاجرت از بافتهای قدیمی: خروج ساکنان اصیل از محلههای تاریخی، به معنای قطع شدن جریان انتقال شفاهی است.
- تمرکز بر تجاریسازی: وقتی اولویت با «گردشگریِ صرف» باشد، ارزشِ «روایت» فدای «نمایش» میشود. در این حالت، تاریخ شفاهی قربانی میشود تا صرفاً ویترینی برای فروش کالا ایجاد شود.
راهکارها: مدیریت خلاق برای پر کردن حلقه گمشده
برای تبدیل این یافتهها به یک استراتژی مدیریتی، پیشنهادهای زیر ارائه میگردد:
- موزه شفاهی (Oral Museum): ایجاد آرشیوهای دیجیتال از روایتهای سالمندان و فعالان فرهنگی اصفهان، به گونهای که در اپلیکیشنهای گردشگری قابل دسترسی باشد.
- روایتگری در گردشگری (Storytelling Tourism): تغییر رویکرد راهنمایان تور از «ارائه حقایق خشک ریاضی و تاریخی» به «بیان داستانهای انسانی». گردشگر باید داستانِ زندگی در اصفهان را بشنود، نه فقط ابعاد یک ستون را.
- ادغام در برنامههای بازآفرینی شهری: در هر پروژه مرمت یا بازسازی محله، حتماً باید بخش «شنودِ جامعه» وجود داشته باشد تا هویت شفاهی آن محله در فرآیند بازسازی حفظ شود.
تاریخ اصفهان، نوشتهای است که هنوز تمام نشده است. اگر بخواهیم این نوشته را به کمال برسانیم، نباید تنها به خواندنِ صفحاتِ پیشین (اسناد مکتوب) بسنده کنیم؛ بلکه باید یاد بگیریم که میانِ خطوط، یعنی در میانِ کلامِ مردم، به جستجوی حقیقت بپردازیم. پر کردن حلقه گمشده، نه تنها از نابودی هویت شهر جلوگیری میکند، بلکه اصفهان را از یک «اثرِ تاریخی» به یک «تجربه زنده» برای جهانیان بدل میسازد.
انتهای پیام/

نظر شما