تاریخ شفاهی؛ روایت حافظه یک سرزمین و سرمایه‌ای ماندگار برای آینده

محمدرضا اکبری، سرپرست اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان همدان در یادداشتی نوشت: تاریخ و هویت فرهنگی هر سرزمین، تنها در بناهای تاریخی، آثار باستانی، اسناد مکتوب و اشیای به‌جامانده از گذشته خلاصه نمی‌شود، بخش مهمی از این هویت در حافظه انسان‌هایی نهفته است که در طول سالیان، شاهد تحولات فرهنگی و اجتماعی بوده‌اند، در حفاظت از میراث تاریخی نقش داشته‌اند، در شکل‌گیری و توسعه جریان گردشگری مشارکت کرده‌اند و دانش و مهارت‌های هنری را از نسلی به نسل دیگر انتقال داده‌اند. این انسان‌ها حامل بخش ارزشمندی از تاریخ زنده جامعه هستند، تاریخی که اگر به‌موقع ثبت و مستند نشود، ممکن است با گذر زمان و از دست رفتن صاحبان تجربه، برای همیشه به فراموشی سپرده شود.

در چنین شرایطی، تاریخ شفاهی به‌عنوان یکی از ابزارهای مهم پژوهش، مستندسازی و صیانت از حافظه تاریخی، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این رویکرد فرصتی فراهم می‌آورد تا روایت‌ها، خاطرات، تجربه‌ها و دانش افرادی که در شکل‌گیری و تداوم جریان‌های فرهنگی، تاریخی و اقتصادی نقش داشته‌اند، به اسنادی ماندگار و قابل استفاده برای نسل‌های آینده تبدیل شود.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان می‌شود که تاریخ شفاهی را نه به‌عنوان اقدامی محدود در یک حوزه، بلکه به‌عنوان ضرورتی مشترک و راهبردی در سه عرصه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی مورد توجه قرار دهیم، سه حوزه‌ای که در کنار یکدیگر، بخش مهمی از هویت، ظرفیت فرهنگی و سرمایه اجتماعی و اقتصادی هر منطقه را شکل می‌دهند.

تاریخ شفاهی؛ فراتر از ثبت خاطرات

تاریخ شفاهی صرفا ضبط گفت‌وگو با پیشکسوتان یا گردآوری خاطرات شخصی نیست، بلکه فرایندی نظام‌مند و پژوهش‌محور برای ثبت، تحلیل و نگهداری روایت افرادی است که در یک رویداد، فرایند یا تحول تاریخی حضور داشته‌اند یا از نزدیک شاهد آن بوده‌اند.
ارزش این روش در آن است که امکان دسترسی به بخش‌هایی از تاریخ را فراهم می‌کند که ممکن است در اسناد رسمی و منابع مکتوب بازتاب کافی نداشته باشند.  

گاهی روایت یک مرمتگر از مراحل حفاظت یک بنای تاریخی، تجربه یک راهنمای گردشگری از تحولات یک مقصد یا خاطرات یک استادکار از شیوه‌های سنتی تولید، اطلاعاتی را آشکار می‌کند که در هیچ سند اداری یا کتابی ثبت نشده است.

البته اعتبار تاریخ شفاهی مستلزم رعایت اصول علمی و حرفه‌ای است. انتخاب آگاهانه راویان، طراحی پرسش‌های تخصصی، ضبط دقیق مصاحبه‌ها، پیاده‌سازی و طبقه‌بندی روایت‌ها، تطبیق اطلاعات با اسناد و شواهد مستقل و رعایت حقوق راویان، از الزامات این فرایند محسوب می‌شود. به این ترتیب، خاطرات فردی می‌توانند در چارچوبی علمی به منابع ارزشمند برای پژوهش‌های تاریخی و فرهنگی تبدیل شوند.

میراث‌فرهنگی؛ ثبت روایت‌هایی که بخشی از هویت آثار هستند

در حوزه میراث‌فرهنگی، حفاظت از بناها، محوطه‌های تاریخی، آثار باستانی و میراث ناملموس از ماموریت‌های اساسی به شمار می‌رود، اما شناخت کامل این میراث، تنها با بررسی ویژگی‌های کالبدی و اسناد تاریخی امکان‌پذیر نیست. روایت انسان‌هایی که با این آثار زندگی کرده‌اند، در حفاظت و مرمت آن‌ها مشارکت داشته‌اند یا در طول سالیان شاهد تحولاتشان بوده‌اند، بخش مهمی از شناخت تاریخی و اجتماعی میراث را تکمیل می‌کند.

مرمتگران، باستان‌شناسان، پژوهشگران، کارشناسان، استادکاران سنتی و حتی ساکنان قدیمی بافت‌های تاریخی، هرکدام حامل اطلاعاتی هستند که می‌تواند ابعاد تازه‌ای از تاریخ یک اثر یا محوطه را روشن کند. ثبت تجربیات آن‌ها درباره شیوه‌های مرمت، تغییرات بناها، تحولات بافت‌های تاریخی، آیین‌ها و سنت‌های بومی و نحوه حفاظت از آثار، علاوه بر ارزش پژوهشی، به انتقال دانش تخصصی و تجربی به نسل‌های بعد کمک می‌کند.

استان همدان با پیشینه تمدنی و برخورداری از آثار ارزشمندی همچون هگمتانه، گنجینه‌ای از روایت‌های تاریخی و فرهنگی است. مستندسازی خاطرات و تجربیات فعالان و پژوهشگران مرتبط با این آثار، همچنین ثبت روایت‌های مرتبط با بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، آیین‌ها و سنت‌های بومی، می‌تواند به غنای حافظه تاریخی استان کمک کند.

در این میان، توجه به میراث ناملموس نیز اهمیت ویژه‌ای دارد، چراکه بسیاری از آیین‌ها، باورها، شیوه‌های زیست و سنت‌های محلی، در حافظه و تجربه افراد زنده مانده‌اند و ثبت روایت حاملان این میراث، اقدامی موثر برای جلوگیری از فراموشی آن‌هاست.

گردشگری؛ مستندسازی تجربه‌ها و روایت‌های شکل‌دهنده یک صنعت

گردشگری نیز مانند میراث‌فرهنگی، دارای تاریخ و حافظه‌ای است که بخش مهمی از آن در تجربه فعالان و پیشگامان این صنعت قرار دارد. شکل‌گیری نخستین مراکز اقامتی، تحولات خدمات گردشگری، معرفی جاذبه‌ها، فعالیت راهنمایان، تجربه سرمایه‌گذاران و چگونگی توسعه زیرساخت‌ها، همگی بخشی از تاریخ گردشگری هر منطقه را تشکیل می‌دهند.

ثبت تاریخ شفاهی در این حوزه می‌تواند به شناخت مسیر تحول گردشگری، شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های گذشته و انتقال تجربه‌های ارزشمند به فعالان و برنامه‌ریزان امروز کمک کند.

برای مثال گفت‌وگو با پیشکسوتان گردشگری، راهنمایان قدیمی، مدیران مراکز اقامتی، فعالان دفاتر خدمات مسافرتی و افرادی که در معرفی جاذبه‌های استان همدان نقش داشته‌اند، می‌تواند اطلاعات مهمی درباره روند شکل‌گیری و توسعه گردشگری منطقه فراهم کند. خاطرات و تجربه‌های مرتبط با غار علیصدر، گردشگری تاریخی، گردشگری روستایی و تحولات مراکز اقامتی و پذیرایی، نمونه‌هایی از موضوعاتی هستند که ظرفیت ثبت و مستندسازی دارند.

از سوی دیگر، تاریخ شفاهی می‌تواند به تولید محتوای اصیل برای معرفی مقاصد گردشگری منجر شود. روایت‌های مستند از زبان افرادی که سال‌ها در یک مقصد فعالیت کرده‌اند یا با تاریخ و فرهنگ آن آشنایی عمیق دارند، می‌تواند در قالب مستندهای تصویری، کتاب، پادکست و محتوای دیجیتال در اختیار گردشگران قرار گیرد.

در حقیقت، گردشگری تنها معرفی یک جاذبه یا ارائه خدمات به مسافر نیست؛ بلکه فرصتی برای شناخت هویت، فرهنگ و سبک زندگی یک سرزمین است و تاریخ شفاهی می‌تواند این شناخت را عمیق‌تر و ملموس‌تر کند.

صنایع‌دستی؛ حفظ دانش و تجربه‌ای که سینه‌به‌سینه منتقل شده است

صنایع‌دستی از جمله حوزه‌هایی است که پیوند آن با تاریخ شفاهی بسیار عمیق و بنیادین است. بسیاری از رشته‌های هنرهای سنتی بر پایه دانش بومی، تجربه عملی و مهارت‌هایی شکل گرفته‌اند که در طول نسل‌ها و از طریق ارتباط استاد و شاگرد منتقل شده‌اند.

شناخت مواد اولیه، شیوه آماده‌سازی، انتخاب ابزار، تکنیک‌های تولید، روش‌های تزئین و معیارهای تشخیص کیفیت، بخشی از دانشی است که در بسیاری از رشته‌های صنایع‌دستی در حافظه و تجربه استادکاران جای گرفته است. گاهی یک استادکار پیشکسوت تنها فردی است که از یک فن خاص یا شیوه سنتی تولید اطلاع دارد و ثبت نکردن تجربه او می‌تواند به معنای از دست رفتن بخشی از میراث فنی و هنری یک منطقه باشد.

در استان همدان رشته‌هایی مانند سفال و سرامیک، منبت‌کاری، مرواربافی و دیگر هنرهای سنتی هرکدام دارای پیشینه، تکنیک‌ها و روایت‌های ارزشمندی هستند که باید از زبان هنرمندان و استادکاران مستند شوند.
ثبت تاریخچه کارگاه‌های قدیمی، شیوه‌های سنتی تولید، تحولات ابزار و مواد اولیه، نقش خانواده‌ها در انتقال مهارت‌ها و تجربیات هنرمندان در مواجهه با تغییرات بازار، می‌تواند به شناخت عمیق‌تر این هنرها و حفاظت از اصالت آن‌ها کمک کند.

البته هدف از این مستندسازی صرفا ثبت خاطرات نیست؛ بلکه باید دانش فنی و مراحل تولید نیز با بهره‌گیری از ابزارهای صوتی و تصویری به‌صورت دقیق ثبت شوند تا امکان استفاده از آن‌ها در آموزش، پژوهش و انتقال مهارت به نسل جدید فراهم شود.

از حافظه پیشکسوتان تا سرمایه فرهنگی و مدیریتی

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای تاریخ شفاهی، تبدیل تجربه‌های پراکنده افراد به یک سرمایه جمعی و سازمان‌یافته است. اطلاعاتی که در حافظه پیشکسوتان حوزه‌های میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی وجود دارد، می‌تواند در تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی، آموزش و سیاست‌گذاری این سه حوزه مورد استفاده قرار گیرد.

شناخت تجربه‌های موفق و ناموفق گذشته، آگاهی از روند شکل‌گیری طرح‌ها و فعالیت‌ها، بررسی چالش‌های پیش روی فعالان و ثبت شیوه‌های سنتی و تخصصی، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا برنامه‌ریزی‌های آینده بر پایه شناخت دقیق‌تری از گذشته و ظرفیت‌های موجود انجام شود.

از این منظر، تاریخ شفاهی تنها یک اقدام فرهنگی و پژوهشی نیست، بلکه می‌تواند به ابزاری برای مدیریت دانش و انتقال تجربه در نظام اجرایی نیز تبدیل شود. هرچه این اطلاعات دقیق‌تر، نظام‌مندتر و در دسترس‌تر باشند، امکان بهره‌گیری از آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های آینده افزایش خواهد یافت.

ضرورت ایجاد یک نظام منسجم برای ثبت و نگهداری روایت‌ها

تحقق اهداف تاریخ شفاهی نیازمند عبور از مصاحبه‌های پراکنده و حرکت به سمت یک برنامه منسجم و تخصصی است. شناسایی پیشکسوتان و صاحبان تجربه، تدوین اولویت‌های پژوهشی برای هر سه حوزه، طراحی الگوی استاندارد مصاحبه، تشکیل آرشیو صوتی و تصویری، پیاده‌سازی و طبقه‌بندی اطلاعات و ایجاد بانک دیجیتال قابل جست‌وجو، از جمله اقداماتی است که می‌تواند این فرایند را به یک نظام پایدار مستندسازی تبدیل کند.

در این مسیر، همکاری با دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، انجمن‌های تخصصی، هنرمندان، فعالان گردشگری و صاحب‌نظران تاریخ شفاهی اهمیت زیادی دارد. همچنین باید زمینه انتشار و بهره‌برداری از این منابع در قالب کتاب، مستند، محتوای رسانه‌ای و محصولات آموزشی فراهم شود تا حاصل این تلاش‌ها صرفا در آرشیوها باقی نماند و به سرمایه‌ای قابل استفاده برای جامعه تبدیل شود.

راه‌اندازی دبیرخانه تاریخ شفاهی در اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان همدان را نیز باید در همین چارچوب ارزیابی کرد؛ اقدامی برای سامان‌دهی روایت‌ها، شناسایی صاحبان تجربه و ایجاد بستری برای حفظ و انتقال دانش و حافظه تاریخی هر سه حوزه.

پیش از آنکه روایت‌ها خاموش شوند

میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هرکدام بخشی از هویت یک سرزمین را نمایندگی می‌کنند، اما نقطه اشتراک آن‌ها انسان‌هایی هستند که در شکل‌گیری، حفاظت و تداوم این ظرفیت‌ها نقش داشته‌اند. اگر بناهای تاریخی را بدون ثبت دانش و تجربه مرمتگران حفظ کنیم، اگر تاریخ گردشگری را بدون شنیدن روایت پیشگامان این صنعت نادیده بگیریم و اگر صنایع‌دستی را بدون مستندسازی دانش استادکاران توسعه دهیم، بخشی از سرمایه فرهنگی و تجربی جامعه را از دست خواهیم داد.

امروز مسئولیت ما تنها حفاظت از آن چیزی نیست که از گذشته به‌صورت فیزیکی به ارث رسیده است، بلکه باید برای صیانت از دانش، تجربه و روایت‌هایی نیز تلاش کنیم که به این میراث هویت و معنا می‌بخشند.

تاریخ شفاهی فرصتی برای تبدیل حافظه انسان‌ها به اسناد ماندگار، پیوند تجربه نسل‌های گذشته با نیازهای امروز و انتقال سرمایه فرهنگی به آیندگان است. این مسیر باید با نگاه علمی، برنامه‌ریزی مستمر و مشارکت صاحبان تجربه دنبال شود.

حفاظت از میراث یک سرزمین، تنها نگهداری از آثار به‌جامانده از گذشته نیست؛ بلکه پاسداری از حافظه، دانش و روایت انسان‌هایی است که این میراث را ساخته‌اند، حفظ کرده‌اند و به نسل‌های بعد سپرده‌اند. باید پیش از آنکه روایت‌ها خاموش شوند، آن‌ها را ثبت کنیم، چراکه آینده فرهنگی هر سرزمین به اندازه‌ای که به شناخت گذشته خود اهمیت می‌دهد، از آن گذشته بهره‌مند خواهد شد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405081200874
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha