میراثآریا: زیر لایههای خاک و در میان بقایای معماری ارگ بهارستان بیرجند، نشانههایی از گذشته شهری آشکار شده است که هنوز بخش مهمی از تاریخ شکلگیری و گسترش آن در هالهای از ابهام قرار دارد. کاوشهای باستانشناسی در این مجموعه تاریخی، به شناسایی بقایای یک سازه خشتی با قدمت احتمالی اواخر دوره تیموری و اوایل صفوی انجامیده؛ سازهای که اگرچه بهتنهایی نمیتواند به همه پرسشها درباره پیشینه سکونت در دشت بیرجند پاسخ دهد، اما دادهای تازه برای بازخوانی تاریخ بافت کهن این شهر به شمار میرود.
اهمیت این کاوش تنها در شناسایی یک دیوار خشتی خلاصه نمیشود؛ موضوع اصلی، تلاش برای دستیابی به شواهد میدانی و لایهنگاریشده از گذشته بیرجند است؛ شهری که شناخت پیشینه آن تاکنون تا حد زیادی بر منابع مکتوب، مطالعات تاریخی و بررسی بناهای باقیمانده استوار بوده است. اکنون کاوش در ارگ بهارستان فرصتی فراهم کرده تا بخشی از تاریخ شهر، نه فقط از خلال روایتها و اسناد، بلکه با مطالعه مستقیم آثار مدفون در زیر خاک بررسی شود.

پرسشی دیرینه درباره آغاز سکونت در بیرجند
کارشناس باستانشناسی و سرپرست هیئت باستانشناسی بافت کهن شهر بیرجند، هدف اصلی این مطالعات را شناسایی پیشینه تاریخی شهر، تعیین قدمت استقرار در منطقه و بررسی روند شکلگیری و گسترش سکونت در محدوده دشت بیرجند عنوان میکند.
محمد فرجامی با اشاره به اینکه همواره این پرسش مطرح بوده است که سکونت در بیرجند از چه دورهای آغاز شده و در طول تاریخ چگونه گسترش یافته، یادآور میشود که نخستین اشاره مکتوب به بیرجند در کتاب «معجمالبلدان» نوشته یاقوت حموی، مربوط به قرن ششم هجری قمری است. یاقوت در این اثر از بیرجند بهعنوان آبادیای در قهستان نام برده است؛ اشارهای که در کنار ارزش تاریخی خود، پرسش دیگری را پیش میکشد: آبادی مورد اشاره در آن روزگار در کدام محدوده جغرافیایی قرار داشته و چه نسبتی با شهر کنونی بیرجند داشته است؟
بررسیهای باستانشناختی در دشت بیرجند، پیشتر شواهدی از استقرارهای قدیمیتر در محوطههایی مانند تخچرآباد و محوطه گبری مود به دست داده است. با این حال، به گفته فرجامی، تاکنون استقرار مشخصی از دوره تاریخی و دوره اسلامی در محدوده مرکزی دشت بیرجند شناسایی نشده بود. از همین رو، مطالعه بافت تاریخی شهر و کاوش در نقاط مستعد آن میتواند حلقهای مهم در تکمیل شناخت تاریخی منطقه باشد.
نخستین شواهد باستانشناختی از محدوده شهر کنونی بیرجند نیز پیش از این و بهصورت اتفاقی به دست آمده بود. در دهه ۱۳۸۰ و در جریان عملیات لولهگذاری گاز در خیابان حکیمنزاری، آثاری متعلق به دوره تیموری کشف شد. این یافتهها نشان میداد که سکونت در محدوده شهر بیرجند به دورهای پیش از شکلگیری بافت تاریخی باقیمانده کنونی بازمیگردد؛ موضوعی که ضرورت بررسی نظاممندتر محدودههای تاریخی شهر را افزایش داد.

چرا ارگ بهارستان برای کاوش انتخاب شد؟
پس از شناسایی ضرورت انجام مطالعات میدانی، بخشهایی از بافت تاریخی بیرجند برای یافتن مکانهای مناسب گمانهزنی و کاوش مورد بررسی قرار گرفت. در این روند، محدودههایی از جمله قلعه بیرجند، مدرسه نواب و پیرامون آن، کوچه چهاردرخت، قلعه و ارگ بهارستان و باغ زرشکی بهعنوان نقاط مستعد شناسایی شدند.
یکی از شواهد مهم در انتخاب ارگ بهارستان، بررسی عکسهای هوایی سال ۱۳۳۵ بود. این تصاویر از وجود بقایای بافتها و سازههایی قدیمیتر از دوره صفوی در محدوده باغ زرشکی یا ارگ بهارستان حکایت داشتند. خرابهها و ویرانههای قابل مشاهده در عکسها، احتمال وجود ساختارهای معماری کهنتر را تقویت میکرد و این محدوده را به گزینهای مناسب برای بررسی دقیقتر تبدیل میساخت.
ارگ بهارستان که در محدوده بافت تاریخی بیرجند و در محله سرده قرار دارد، از جمله بناهایی است که ارزش آن تنها به ساختار معماری باقیمانده محدود نمیشود؛ لایههای زیرین و فضاهای پیرامونی آن نیز میتوانند اطلاعاتی درباره مراحل مختلف شکلگیری و تحول این بخش از شهر در اختیار پژوهشگران قرار دهند. به همین دلیل، کاوش در این مجموعه با هدفی فراتر از شناسایی یک بنای منفرد تعریف شده است: دستیابی به شواهدی که بتواند در کنار دادههای دیگر نقاط تاریخی بیرجند، تصویری روشنتر از گذشته شهر ارائه کند.
سازه خشتی؛ شاهدی از اواخر تیموری و اوایل صفوی
مهمترین دستاورد اعلامشده از فصل نخست کاوش در ارگ بهارستان، شناسایی بقایای یک سازه خشتی است. به گفته کارشناس باستانشناسی و سرپرست هیئت باستانشناسی بافت کهن شهر بیرجند، این ساختار دارای دیواری با عرض حدود یک متر و ۳۰ سانتیمتر و طول تقریبی شش متر و اندی است؛ دیواری که بررسی ویژگیهای معماری و شواهد بهدستآمده از زیرسازی آن، امکان نسبت دادن آن به اواخر قرن هشتم هجری قمری، اواخر دوره تیموری تا اوایل دوره صفوی را فراهم کرده است.
بررسی لایههای معماری نشان میدهد که در این محدوده، ساختارهای متعلق به دورههای مختلف بر روی یکدیگر قرار گرفتهاند. پوسته بیرونی سازه به دوره پهلوی تعلق دارد و در بخشهای پشت آن، آثار معماری قدیمیتری مشاهده شده است. لایه معماری قرارگرفته در پشت پوسته پهلوی، بر اساس ارزیابی اولیه، احتمالاً به اوایل دوره قاجار مربوط میشود و سازه خشتی شناساییشده نیز از کهنترین ساختارهای معماری آشکارشده در این محدوده به شمار میرود.
در بخش زیرسازی سازه، دو قطعه سفال آبی و سفید به دست آمده است که به گفته فرجامی، در کنار شواهد معماری، احتمال تعلق بنا به اواخر دوره تیموری یا اوایل دوره صفوی را تقویت میکند خشتهای بهکاررفته در دیوار نیز ابعادی نزدیک به ۲۸ در ۲۸ سانتیمتر و ضخامتی حدود شش سانتیمتر دارند. فرجامی اندازه این خشتها را با نمونههای مورد استفاده در بناهای دوره میانه در نهبندان قابل مقایسه میداند.
در زیر دیوار خشتی، لایهای از شن بهعنوان زیرسازی و به ضخامت حدود ۲۰ سانتیمتر مشاهده شده که در بخشهایی با قطعاتی از مصالح دیگر، از جمله سنگ، ترکیب شده است. این لایه بر بستری سخت و متراکم قرار دارد؛ بستری که نمونههایی از آن در برشهای ایجادشده طی عملیات عمرانی در بلوار ناصری و بلوار صیاد نیز قابل مشاهده است. چنین شواهدی، علاوه بر کمک به شناخت شیوه ساخت سازه، اطلاعاتی درباره بستر طبیعی و زمینشناختی محل شکلگیری بناهای تاریخی شهر فراهم میکند.
برای بررسی احتمال وجود لایههای استقراری قدیمیتر، کاوش در این محدوده تا عمق حدود یک متر و ۵۰ سانتیمتر ادامه یافته است. با این حال، در این عمق شواهد دیگری از ساختارهای معماری یا استقرارهای قدیمیتر از سازه شناساییشده به دست نیامده است. بنابراین، نتیجه فعلی کاوش را باید شناسایی یک ساختار معماری با گاهنگاری احتمالی مشخص دانست، نه تعیین قطعی زمان آغاز سکونت در تمام محدوده مرکزی دشت بیرجند.

از یک سازه منفرد تا روایت گسترش شهر
اهمیت سازه خشتی ارگ بهارستان زمانی بیشتر میشود که در کنار شواهد معماری دیگر نقاط بافت تاریخی بیرجند قرار گیرد. کارشناس باستانشناسی و سرپرست هیئت باستانشناسی بافت کهن شهر بیرجند، به آثاری در محدوده ارگ، مدرسه نواب، قلعه و مسجد چهاردرخت اشاره میکند و معتقد است مجموعه این شواهد میتواند نشانهای از رونق و گسترش بافت شهری بیرجند در اواخر دوره تیموری و بهویژه دوره صفوی باشد.
به نظر میرسد دوره صفوی یکی از مقاطع مهم در روند شکلگیری و توسعه ساختارهای شهری بیرجند بوده باشد؛ با این حال، برای تبدیل این برداشت به تصویری دقیقتر، لازم است ارتباط زمانی و کارکردی آثار شناساییشده در نقاط مختلف شهر بررسی شود. کاوشهای بعدی و مقایسه یافتهها میتواند روشن کند که این ساختارها در چه دورههایی شکل گرفتهاند، چه نسبتی با یکدیگر داشتهاند و گسترش بافت شهری در چه مسیری پیش رفته است.
در همین چارچوب، یافتههای اولیه فصل نخست کاوش از منظر مدیریت میراثفرهنگی نیز اهمیت دارد. سید احمد برآبادی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان جنوبی، این فصل را آغاز رویکردی علمی و میدانی برای مطالعه پیشینه تاریخی بیرجند میداند. به گفته او، شناخت گذشته شهر پیش از این بیشتر بر مطالعات اسنادی، منابع مکتوب و بررسی آثار موجود متکی بود و فرصت دستیابی مستقیم به دادههای لایههای زیرین بافت شهری محدود بود
مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان جنوبی میگوید طرح کاوش با هدف تکمیل مطالعات پیشین و دستیابی به اطلاعات مستندتر درباره تحولات تاریخی و شکلگیری ساختار شهری بیرجند، با همکاری دانشگاه بیرجند در دستور کار قرار گرفت و پس از طی مراحل کارشناسی و دریافت مجوزهای لازم از وزارت میراثفرهنگی و پژوهشگاه میراثفرهنگی، امسال به مرحله اجرا رسید.
او با اشاره به شواهد بهدستآمده از دوره تیموری و نمونههایی از سفال با احتمال تعلق به قرون اولیه اسلامی، تأکید میکند که ظرفیتهای تاریخی این محدوده فراتر از شناخت پیشین است و یافتههای جدید میتوانند زمینه بازنگری در برخی برداشتها درباره قدمت و تحولات تاریخی شهر را فراهم کنند. این دادهها در کنار شواهد معماری و سفالینههای شناساییشده در جریان کاوش، ضرورت ادامه مطالعات و بررسی دقیقتر لایههای تاریخی را نشان میدهند.

کاوش، پایان کار میدانی نیست
فصل نخست کاوش با مشارکت دانشگاه بیرجند و حدود ۱۵ نفر از پژوهشگران و دانشجویان، طی حدود یک ماه فعالیت میدانی انجام شده است؛ اما پایان عملیات میدانی به معنای پایان پژوهش نیست. بخش مهمی از کار باستانشناسی پس از پایان کاوش آغاز میشود؛ زمانی که دادهها باید بررسی، طبقهبندی، مستندسازی و با نمونههای مشابه مقایسه شوند تا امکان ارائه تفسیر دقیقتری از یافتهها فراهم شود.
به گفته مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خراسان جنوبی پیش از آغاز عملیات میدانی نیز حدود پنج ماه مطالعات و برنامهریزی کارشناسی انجام شده است. پس از کاوش، دستکم دو تا سه ماه بررسی تخصصی و تطبیق دادهها با نمونههای مشابه مورد نیاز خواهد بود. بخشی از دادههای اولیه به پژوهشگاه میراثفرهنگی ارسال شده و سایر اطلاعات نیز پس از تکمیل مطالعات، در سامانههای تخصصی ثبت و به مراجع مربوط در وزارتخانه ارائه میشود.
این مرحله از آن جهت اهمیت دارد که تعیین قدمت آثار، شناخت ارتباط میان لایههای معماری و تحلیل یافتههای فرهنگی، تنها با مشاهده اولیه امکانپذیر نیست. هر قطعه سفال، هر لایه خاک و هر بخش از ساختار معماری زمانی ارزش پژوهشی کامل پیدا میکند که جایگاه آن در توالی لایهها و نسبت آن با دیگر شواهد مشخص شود. مستندسازی دقیق نیز مبنای تصمیمگیری درباره ادامه کاوش، حفاظت از آثار و طراحی برنامههای پژوهشی آینده خواهد بود.
حفاظت از سازه و ضرورت ادامه کاوشها
یکی از موضوعات مهم در ارگ بهارستان، وضعیت حفاظتی بقایای معماری آشکارشده است. فرجامی با اشاره به آسیبهای واردشده به دیوار خشتی میگوید ریشههای درختی که در مجاورت سازه قرار دارد، به بخشهایی از دیوار نفوذ کرده و موجب تخریب قابل توجه خشتها شده است. این آسیبها نشان میدهد که حفاظت از آثار پس از آشکارسازی، باید همزمان با برنامه کاوش مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا سازههای خشتی در برابر عوامل طبیعی و تغییرات محیطی آسیبپذیری بالایی دارند.
از سوی دیگر، برای مشخص شدن گستره کامل سازه و شناسایی بخشهای دیگر آن، ادامه کاوش در محدودههای مجاور ضروری است. تحقق این موضوع نیازمند هماهنگی و رایزنی میان مجموعه آب منطقهای، دانشگاه و شهرداری است تا درباره نحوه ادامه فعالیتهای پژوهشی، حفاظت از آثار و توسعه محدوده کاوش تصمیمگیری شود.
بررسی فضای پیرامونی سازه نیز بخشی از این مطالعات است. سطحی که اکنون به شکل مسیر رفتوآمد و کفپوشیده دیده میشود، بر اساس ارزیابی اولیه خارج از محدوده فضای داخلی سازه قرار داشته و احتمالاً کف محوطه پیرامونی آن بوده است. وجود لایهای از خاک نرم و آثار شستوشوی آب بر سطح این بخش، اطلاعاتی درباره وضعیت و کارکرد فضای اطراف بنا در اختیار پژوهشگران قرار میدهد؛ اطلاعاتی که برای بازسازی نقشه و شناخت سازمان فضایی مجموعه اهمیت دارد.

چشمانداز تبدیل ارگ به موزه فضای باز
کاوش در ارگ بهارستان تنها با هدف شناخت قدمت یک سازه یا تکمیل اطلاعات تاریخی انجام نمیشود. یکی از اهداف مطرحشده برای این برنامه، فراهم کردن زمینه ایجاد یک سایت باستانشناسی در فضای باز و در نهایت استفاده از محوطه بهعنوان موزه فضای باز است؛ ظرفیتی که میتواند آثار آشکارشده را در بستر اصلی خود به نمایش بگذارد و امکان آشنایی مستقیم شهروندان و بازدیدکنندگان با بخشی از تاریخ بیرجند را فراهم کند.
کارشناس باستانشناسی و سرپرست هیئت باستانشناسی بافت کهن شهر بیرجند، تأکید میکند که با شرایط فعلی کارگاه و ضرورت انجام عملیات مرمت، امکان بهرهبرداری همزمان از محوطه بهعنوان فضای بازدید عمومی وجود ندارد. بنابراین، لازم است محدوده برای مدتی بهمنظور اجرای اقدامات حفاظتی و مرمتی محدود شود تا پس از تکمیل این مراحل، امکان استفاده مناسب از آن فراهم آید.
به گفته او، چنین فضایی میتواند کارکردی فراتر از بازدید گردشگری داشته باشد و در حوزه آموزش و معرفی تاریخ شهر نیز مورد استفاده قرار گیرد. مجموعههایی مانند آموزش و پرورش، شهرداری و آب منطقهای، که در روند مرمت این محدوده مشارکت دارند، میتوانند در آینده از ظرفیت آن برای نمایش بخشی از تاریخ و پیشینه بیرجند بهره ببرند. همچنین تداوم همکاری دستگاههای مرتبط، امکان ادامه کاوشها و آشکار شدن بخشهای بیشتری از سازههای مدفون در زیر خاک را فراهم میکند.
فرجامی تأکید دارد که هدف از این برنامه، دستیابی به نتیجهای محدود به یک فصل کاوش نیست، بلکه ایجاد روندی مستمر برای پژوهش در بافت تاریخی بیرجند است. و تلاش میشود با استفاده از ظرفیت دانشگاهها و همکاری نهادهای تخصصی، مطالعات باستانشناسی در دیگر محدودههای مستعد شهر نیز توسعه یابد.
کاوش ارگ بهارستان در نخستین گام، بخشی از یک سازه خشتی و شواهدی از دورههای مختلف معماری را آشکار کرده است؛ اما پرسشهای اصلی درباره گستره سکونت، مراحل تحول بافت شهری و ارتباط محوطههای تاریخی بیرجند همچنان نیازمند بررسیهای بیشتر است. ارزش این فصل از کاوش را باید در گشودن مسیری تازه برای پاسخگویی به همین پرسشها جستوجو کرد؛ مسیری که با تداوم پژوهش، حفاظت اصولی و همکاری نهادهای مسئول میتواند به تدوین تصویری مستندتر از تاریخ و هویت شهری بیرجند بینجامد.
انتهای پیام/

نظر شما