مجتبی گهستونی، عضو کمیته تاریخ شفاهی خبرنگاران حوزه میراثفرهنگی و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراثآریا در یادداشتی نوشت: در نخستین جلسه کمیته تاریخ شفاهی خبرنگاران که صبح روز دوشنبه ۱۲ آبان با حضور اعضای این کمیته در محل وزارت میراثفرهنگی برگزار شد به اهمیت ایده و طرح مستندکردن تاریخ شفاهی خبرنگاران حوزه میراثفرهنگی تأکید شد. طرحی که از صافی ذهن خبرنگاران این حوزه عبور کرده و وزارت میراثفرهنگی آن را به نتیجه میرساند.
اما همیشه قرار نیست تاریخ میراثفرهنگی ایران را فقط در لابهلای کتیبهها، اسناد تاریخی، گزارشهای باستانشناسی، بناها و محوطههای باستانی جستجو کرد. بخشی از این تاریخ در حافظه کسانی نهفته است که سالها برای دیده شدن، شناخته شدن و حفاظت از این میراث قلم زدهاند؛ خبرنگارانی که در سه دهه اخیر، حتی در نخستین ساعات وقوع یک حادثه، گاه در میانه یک بحران حفاظتی و گاه در سکوت و فراموشی یک محوطه تاریخی، در میدان حضور داشتهاند. با این حال، پرسش مهم این است که چه کسی قرار است تاریخ حضور و نقش این خبرنگاران را ثبت کند؟
خبرنگاران حوزه میراثفرهنگی طی دو یا سه دهه گذشته، فراتر از وظیفه متعارف اطلاعرسانی، در شکلگیری حساسیت عمومی نسبت به میراث تاریخی و فرهنگی نقش داشتهاند. آنان با حضور در بناهای تاریخی، محوطههای باستانی، موزهها، کارگاههای مرمت، روستاهای تاریخی و مناطق کمتر شناختهشده، کوشیدهاند ظرفیتها و داشتههای فرهنگی ایران را معرفی کنند و در برابر تخریب، تعرض، بیتوجهی و فراموشی آثار تاریخی هشدار دهند.
بسیاری از ما خبرنگاران در طول سالیان فعالیت حرفهای خود، بارها از بناهایی بازدید کردهایم که امروز دیگر بخشی از آنها وجود ندارد؛ محوطههایی را دیدهایم که در معرض تخریب قرار گرفتهاند؛ شاهد تعرض به عرصه و حریم آثار تاریخی بودهایم و در کنار کارشناسان، باستانشناسان، دوستداران میراثفرهنگی و تشکلهای مردمنهاد برای جلب توجه مسئولان و افکار عمومی تلاش کردهایم. گاهی گزارش یک خبرنگار زمینهساز ورود یک دستگاه مسئول شده و گاهی انتشار یک خبر، مانع از فراموش شدن یک اثر تاریخی شده است.
این تجربهها، مجموعهای از خاطرات، مشاهدات، اسناد و روایتهای ارزشمند را در حافظه فردی و جمعی خبرنگاران شکل داده است؛ حافظهای که اگر امروز ثبت و مستند نشود، ممکن است با گذشت زمان و کنارهگیری نسلهای پیشین از فعالیت حرفهای، برای همیشه از دست برود.
اما مسئله فقط ثبت خاطرات نیست. آنچه اهمیت دارد، مستند کردن تاریخ شکلگیری یک جریان تخصصی در روزنامهنگاری ایران است. اما چند پرسش پیش میآید، خبرنگاری میراثفرهنگی چگونه شکل گرفت؟ نخستین افرادی که بهصورت تخصصی به این حوزه پرداختند چه کسانی بودند؟ کدام روزنامهها، خبرگزاریها و رسانهها در تثبیت این جریان نقش داشتند؟ چه اتفاقاتی باعث شد میراثفرهنگی از یک موضوع حاشیهای در صفحات رسانهها به حوزهای تخصصی با خبرنگاران، دغدغهها و مطالبهگریهای مستقل تبدیل شود؟
پاسخ به این پرسشها میتواند بخش مهمی از تاریخ معاصر رسانهای کشور را روشن کند. شکلگیری خبرنگاری تخصصی میراثفرهنگی خود یک پدیده قابل مطالعه است؛ جریانی که در پیوند میان رسانه، تاریخ، هویت، حفاظت و توسعه فرهنگی شکل گرفته و در طول زمان دستخوش تغییرات بسیاری شده است.
از سوی دیگر، ما خبرنگاران میراثفرهنگی در این سالها شاهد تحولات مدیریتی، تغییر سیاستها، فراز و فرودهای حفاظت، پروژههای مرمتی، ثبت آثار ملی و جهانی و همچنین بحرانهای متعدد در حوزه میراث بودهایم. روایت ما میتواند زوایایی از این تحولات را آشکار کند که شاید در گزارشهای رسمی، اسناد اداری و اخبار روزانه کمتر دیده شده باشد. خبرنگاران نهتنها ناقلان رویدادها، بلکه شاهدان میدانی بخش مهمی از تاریخ حفاظت و معرفی میراث ایران هستند.
نکته قابل تأمل آن است که خبرنگاران این حوزه سالها درباره دیگران نوشتهاند؛ از مدیران و کارشناسان تا باستانشناسان، مرمتگران، فعالان مدنی و دوستداران میراثفرهنگی. بارها روایت زندگی و تلاش کسانی را منتشر کردهاند که برای حفظ میراث ایران کوشیدهاند، اما کمتر فرصتی فراهم شده تا خودشان و تجربههای حرفهایشان موضوع روایت قرار گیرند. گویی صدای کسانی که همواره صدای میراث بودهاند، در میان انبوه اخبار و گزارشها کمتر شنیده شده است.
مستندسازی تاریخ شفاهی خبرنگاران میراثفرهنگی فرصتی برای جبران این خلأ است. این کار میتواند تجربههای زیسته، خاطرات تلخ و شیرین، دشواریهای حرفهای، مواجهه با بحرانها، مناسبات میان خبرنگاران و نهادهای متولی و حتی شکستها و ناکامیهای این مسیر را ثبت کند. اهمیت دارد که در این روایتها تنها به موفقیتها و خاطرات خوش پرداخته نشود؛ بلکه اختلافنظرها، محدودیتها، موانع، اشتباهات و تجربههای ناموفق نیز با نگاهی مستند و منصفانه بازگو شوند. تاریخ شفاهی زمانی ارزشمند خواهد بود که تصویری واقعی و چندصدایی از گذشته ارائه کند.
این طرح همچنین میتواند برای نسل جدید خبرنگاران، دانشجویان روزنامهنگاری، پژوهشگران تاریخ و فعالان میراثفرهنگی یک منبع آموزشی و پژوهشی باشد. آشنایی با تجربه خبرنگارانی که سالها در میدان فعالیت کردهاند، میتواند به انتقال دانش حرفهای، شناخت حساسیتهای میراثی و تقویت مسئولیت اجتماعی رسانهها کمک کند.
در این میان، گردآوری بریده روزنامهها، گزارشهای قدیمی، عکسهای میدانی، فیلمها، یادداشتهای شخصی و اسناد مرتبط با فعالیت خبرنگاران، در کنار مصاحبههای تاریخ شفاهی، اهمیت ویژهای دارد. چنین مجموعهای میتواند به شکلگیری یک آرشیو تخصصی از تاریخ روزنامهنگاری میراثفرهنگی در ایران منجر شود؛ آرشیوی که در آینده مبنای پژوهشهای مستقل قرار گیرد.
به باور من، مستندسازی تاریخ شفاهی خبرنگاران حوزه میراثفرهنگی یک ضرورت حرفهای، تاریخی و فرهنگی است. اگر امروز برای ثبت این تجربهها اقدام نکنیم، فردا ممکن است بسیاری از روایتهای دستاول، نامها، اتفاقات و جزئیات مهمی که در حافظه خبرنگاران باقی مانده است، برای همیشه از دست برود.
میراثفرهنگی فقط آن چیزی نیست که از گذشته برای ما به جا مانده است؛ میراثی که امروز درباره آن مینویسیم، از آن دفاع میکنیم و برای معرفیاش تلاش میکنیم نیز بخشی از تاریخ فردای ما خواهد بود. بنابراین، باید تاریخ کسانی را هم ثبت کنیم که در این مسیر حضور داشتهاند.
ما سالها درباره بناها، محوطهها و آدمهای میراثفرهنگی نوشتهایم؛ اکنون زمان آن رسیده است که درباره خودمان، تجربههایمان و مسیری که طی کردهایم نیز روایت کنیم. تاریخ شفاهی خبرنگاران میراثفرهنگی، ثبت تاریخ یک حرفه نیست؛ ثبت تاریخ یک تعهد اجتماعی به حافظه، هویت و میراث این سرزمین است.
انتهای پیام/
نظر شما