مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراثآریا در یادداشتی نوشت: بیش از دو دهه از آن روز تاریخی میگذرد که یونسکو در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۳، کنوانسیون پاسداری از میراثفرهنگی ناملموس را تصویب کرد؛ سندی که افق تازهای در شناخت میراث بشری گشود و نگاه جهانیان را از آثار و بناهای تاریخی، به دانشها، مهارتها، آیینها، باورها و شیوههای زندگی مردمان نیز معطوف ساخت.
اما شناساندن این مفهوم به جامعه جهانی، راهی کوتاه و آسان نبود. دو دهه تلاش برای آگاهیافزایی، تبیین مصادیق میراث زنده، جلب مشارکت جوامع محلی و گسترش همکاریهای بینالمللی لازم بود تا اهمیت این میراث بیش از گذشته در افکار عمومی و سیاستهای فرهنگی جهان شناخته شود.
سرانجام در نوامبر ۲۰۲۳، همزمان با بیستمین سالگرد کنوانسیون، کنفرانس عمومی یونسکو روز ۱۷ اکتبر را بهعنوان «روز جهانی میراثفرهنگی ناملموس» اعلام کرد؛ روزی که نخستینبار در سال ۲۰۲۴ گرامی داشته شد و اکنون در سال ۲۰۲۶، جهان سومین سال بزرگداشت آن را تجربه میکند.
این نامگذاری، فراتر از افزودن یک مناسبت به تقویم جهانی، حامل پیامی روشن است: میراث زنده بشریت باید از محدوده پروندههای ثبتی، نشستهای کارشناسی و محافل تخصصی فراتر رود و به بخشی از آگاهی عمومی و دغدغه مشترک ملتها تبدیل شود.
اما میراثفرهنگی ناملموس دقیقاً چیست و چرا شناخت آن اهمیت دارد؟
میراث ناملموس تنها موسیقی، آیینها و جشنهای سنتی نیست. دانشی که یک کشاورز برای شناخت زمان آبیاری از نیاکان خود آموخته، مهارتی که استادکاری برای ساخت یک برکه یا آبانبار به نسل بعد انتقال میدهد، شیوههای سنتی تقسیم عادلانه آب، دانش سازگاری با اقلیم، خوراکهای بومی و حتی قواعد همبستگی اجتماعی در مواجهه با بحران، همگی میتوانند جلوههایی از میراث زنده باشند.
این میراث نه در انزوا، بلکه در متن زندگی مردم معنا مییابد؛ با تغییر شرایط بازآفریده میشود و تا زمانی زنده است که حاملان آن حضور داشته باشند و پیوند انتقال دانش میان نسلها برقرار بماند.
امروز که بحران آب، تغییرات اقلیمی و تهدیدهای ناشی از جنگ، امنیت و استمرار زندگی جوامع را با چالشهای جدی روبهرو کردهاند، بازشناسی این گنجینههای دانشی دیگر صرفاً یک دغدغه فرهنگی نیست؛ ضرورتی برای آینده ایران است.
و درست از همین منظر است که بزرگداشت امسال روز جهانی میراث فرهنگی ناملموس در تهران، اهمیتی متفاوت مییابد.
روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۵، مرکز منطقهای پاسداری از میراثفرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی، با همکاری مرکز ثبت، حفظ و احیای میراثفرهنگی و طبیعی، آیینی با محوریت «میراث زنده و آب» و اهدای جایزهای به همین نام برگزار میکند.
در این آیین، سه تجربه ارزشمند از استانهای هرمزگان، سمنان و فارس معرفی و تقدیر خواهند شد؛ تجربههایی که از احیای برکههای باران در قشم و کرمستج تا بازشناسی نظامهای هزارساله مدیریت آب در سمنان، نشان میدهند چگونه دانش تاریخی ایرانیان میتواند در کنار فناوری امروز، برای حل مسائل معاصر الهامبخش باشد.
این موضوع بهویژه در شرایطی اهمیت مییابد که آسیبپذیری زیرساختهای تأمین آب در بحرانهای اخیر، ضرورت توجه به شیوههای مکمل، مشارکتی و تابآور مدیریت منابع آب را بیش از گذشته آشکار ساخته است.
برگزاری این برنامه، همچنین فرصتی برای حضور و گفتوگوی دانشگاهیان، پژوهشگران، مدیران فرهنگی، نمایندگان نهادهای توسعهای، فعالان اجتماعی و صاحبان دانش بومی است؛ کسانی که هر یک از منظری متفاوت، درباره پیوند میراثفرهنگی با آینده سرزمین سخن خواهند گفت.
در بخش دیگری از این آیین نیز اجرای عودنوازی، بهعنوان جلوهای از میراث موسیقایی ثبتشده ایران در فهرست جهانی یونسکو، یادآور نقش فرهنگ و هنر در استمرار هویت و تابآوری جوامع خواهد بود.
اما پرسش مهمتر این است: سهم رسانهها در پاسداری از میراث زنده چیست؟
آیا وظیفه همکاران خبرنگار من در حوزه میراثفرهنگی تنها آن است که در پایان یک مراسم، نام سخنرانان، برگزیدگان و تعداد حاضران را در قالب یک خبر منتشر کند؟
یا میتوانیم فراتر برویم و از چنین مناسبتی، فرصتی برای طرح پرسشهای اساسی درباره آینده فرهنگ و توسعه در ایران بسازیم؟
به باور من، روزنامهنگاری میراثفرهنگی باید از گزارش رویدادها به روایت مسائل و از بازتاب مناسبتها به تولید آگاهی عمومی حرکت کند.
ما خبرنگاران میتوانیم نشان دهیم که یک برکه تاریخی، تنها یک سازه معماری نیست؛ روایت دانش نسلی است که راه زیستن در اقلیمی کمآب را آموخته بود. یک نظام سنتی تقسیم آب، صرفاً یادگاری از گذشته نیست؛ بازتاب تجربهای تاریخی از عدالت، مشارکت و مسئولیت اجتماعی است.
و یک مهارت بومی، تا زمانی که در زندگی جامعه جریان دارد، میتواند موضوع پژوهش، سیاستگذاری، سرمایهگذاری و حتی الگوسازی برای دیگر جوامع باشد.
از همین رو، از همکاران ارجمندم در خبرگزاریها، روزنامهها، پایگاههای خبری، رسانههای تصویری و شنیداری و بهویژه خبرنگاران تخصصی میراثفرهنگی، محیطزیست، آب، توسعه، گردشگری و مسائل اجتماعی دعوت میکنم که در این حرکت رسانهای همراه شوند.
بیایید پوشش این رویداد را به روز برگزاری آن محدود نکنیم.
پیشنهاد میکنم از روزهای پیش از مراسم، گفتوگو با مسئولان مرکز، اعضای شورای حکام، استادان دانشگاه، کنشگران جوامع محلی و نمایندگان طرحهای برگزیده را آغاز کنیم.
از آنان بپرسیم دانش سنتی مدیریت آب چه ظرفیتهایی برای امروز دارد؟ چرا برخی از این دانشها در معرض فراموشی قرار گرفتهاند؟ چگونه میتوان میان فناوری جدید و حکمت تاریخی سرزمین پیوند برقرار کرد؟ سهم دولت، نهادهای توسعهای، شهرداریها، خیرین و سازمانهای مردمنهاد در پاسداری از این میراث چیست؟ و مهمتر از همه، چگونه میتوان این تجربهها را از مرحله تقدیر و معرفی، به برنامههایی پایدار و قابل اجرا تبدیل کرد؟
اینها موضوعاتی هستند که میتوانند به گزارشهای میدانی، پروندههای تحلیلی، گفتوگوهای تخصصی و روایتهای انسانی ارزشمندی تبدیل شوند.
شاید رسالت بزرگ رسانهها در سومین سال بزرگداشت این روز جهانی، همین باشد: کمک کنیم میراث ناملموس از یک اصطلاح تخصصی، به مفهومی آشنا و قابل لمس در زندگی روزمره مردم تبدیل شود.
مردم باید بدانند که خود، صاحبان و پاسداران این میراثاند و آینده آن، بیش از هر چیز به آگاهی، مشارکت و انتقال تجربههایشان وابسته است.
من از همکاران عزیز رسانهای دعوت میکنم در این آیین حضور یابند، اما مهمتر از حضور، در شکلگیری گفتوگویی ملی درباره میراث زنده ایران مشارکت کنند؛ گفتوگویی که از پیش از مراسم آغاز شود و پس از پایان آن، با پیگیری سرنوشت طرحها و وعدههای مطرحشده ادامه یابد.
بیایید این بار بهجای آنکه فقط از بزرگداشت میراثفرهنگی ناملموس خبر بدهیم، خود در شناساندن و پاسداری از آن سهمی ماندگار داشته باشیم. زیرا میراث زنده، تنها روایت دیروز ما نیست؛ بخشی از پاسخ ما به پرسشهای فرداست.
مشتاق دیدار و همراهی همکاران عزیز رسانهای در آئین بزرگداشت روز جهانی میراث ناملموس و اهدای جایزه پاسداری از میراث ناملموس که دوشنبه ۱۸ آبان ۱۴۰۵، ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ در سالن اجتماعات وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برگزار میشود هستم.
انتهای پیام/
نظر شما