تفسیرگری در موزه‌های باستان‌شناسی؛ گذار از «واقعیت مادی» به «روایت‌های زنده»

آزاده صفرزاده، کارشناس موزه در یادداشتی نوشت: موزه‌ها به عنوان نهادهای فرهنگی و آموزشی، تنها وظیفه حفاظت از آثار را بر عهده ندارند؛بلکه مشارکت‌دهی عمومی و سهیم‌سازی جامعه در معناآفرینی از اساسی‌ترین ارکان است. از این رو، روش «تفسیرگری اشیاء موزه‌ای» نقش کلیدی در معرفی شایسته آثار ایفا می‌کند. این رویکرد نوین، اطلاعات مفهومی عمیقی را به مخاطب انتقال داده، ذهن او را به پرسشگری وا می دارد و به عمیق‌سازی آموزش و ماندگاری موضوع در حافظه جمعی می‌انجامد.

با این حال، چالش اصلی در موزه‌های باستان‌شناسی، شکاف میان «واقعیت مادی» (آنچه در خاک و ترانشه‌ها با ابزارهایی چون بیل، کلنگ و فرچه یافت می‌شود) و «واقعیت ذهنی» (جهان‌بینی و اندیشه انسان‌های گذشته) است. در کاوش‌های باستان‌شناسی، خروجی کار، اشیاء باستانی ملموس اما سرد هستند؛ در حالی که مخاطب عام بیش از ابعاد، وزن، جنس شاموت یا لایه‌های خاکستر، در پی داستان‌های گرم، انسانی و قابل‌فهم است.

در مواجهه با اثری چون «جام رشی» (سینی نقره‌ای و زراندودی که در سال ۱۳۷۲ در روستای رشی، بخش رحمت‌آباد رودبار کشف شد و بعد از ماجرای سرقت مسلحانه و خروج غیرقانونی، با کارت قرمز اینترپل و پیگیری سازمان میراث‌فرهنگی به کشور بازگشت و اینک با شماره ۵۶۰ در گنجینه میراث ملی نگهداری می‌شود)، با شیئی به وزن ۵۸۳ گرم و نقوشی از ماهیگیری و پرندگان که از دو منظر اساسی اهمیت دارد:

۱. متالوژی و هنر فلزکاری: شناخت معادن تأمین نقره و طلا، تکنیک‌های ذوب، نورد، لحیم‌کاری، ساخت کارگاهی و روش‌های پرچ کردن روی اثر.

۲. محتوا و معنای نقوش: رمزگشایی از خواسته سفارش‌دهنده و پیامی که اثر قصد داشته به مخاطب منتقل کند.

در علم تفسیر، مفسر نباید تنها به توصیف ظاهری نقش‌ها اکتفا کند؛ بلکه وظیفه دارد نشان دهد این نقش‌ها بازتاب تلاش انسان برای انتقال مفاهیم انتزاعی چون «برکت» و «جاودانگی» بوده‌اند. رسالت مفسر، بازسازی زمینه فرهنگی دوران و کمک به مخاطب برای درک منطق پشت نمادهاست. در روش تفسیر نوین، به دنبال تبدیل داده‌های سرد و مادی به روایت‌های گرم داستانی و انسانی، و نهادینه‌سازی حضور ذهنی و مشارکت مخاطب در تجربه اسطوره‌ای هستیم؛ امری که نیازمند ترکیب ابزارهای سنتی و فناوری‌های نوین است.

ابزارهای نوین تفسیر در موزه‌های باستان‌شناسی

۱. تفسیر متنی و دیداری: بهره‌گیری از لیبل‌های هوشمند، کدهای QR، اینفوگرافیک‌ها و بازسازی‌های دیجیتال.

۲. روایت‌گری اسطوره‌ای: استفاده از کهن‌الگوها برای پیوند دادن اشیاء به تجربه زیستی انسان امروز.
۳. فناوری‌های نوین (AR): کاربرد واقعیت افزوده برای بازسازی محوطه‌های باستانی و نمایش اولیه اثر.

۴. پرسش‌گری و فضای مکث: ایجاد ایستگاه‌های تعاملی از پیش‌تعیین‌شده برای برگیفتن اشتیاق جستجو در مخاطب.

۵. علوم میان‌رشته‌ای: تلفیق باستان‌شناسی با انسان‌شناسی زیستی، جانورباستان‌شناسی و برگزاری کارگاه‌های آموزشی (مانند مرمت و ضرب سکه) برای کودکان و نوجوانان.

۶. نمایش چندصدایی: ارائه تفاسیر متکثر از یک شیء (به‌عنوان مثال، قرائت‌های اسطوره‌ای در کنار تحلیل‌های صرفاً باستان‌شناختی).

اسطوره‌ها؛ زبان حافظه جمعی

اسطوره‌ها، کهن‌الگوهای ریشه‌دار در فرهنگ بشری هستند که به مخاطب امکان می‌دهند فراتر از تاریخ، با لایه‌های عمیق روان‌شناختی پیشینیان ارتباط برقرار کند؛ درست مانند نقش «ورزا» (گاو نر) در فرهنگ گیلان و تجلی آن در جام مارلیک، ریتون‌های هزاره اول و اسطوره «گاو و مرد سیاگالش». زمانی که راهنمای موزه، شیء را با کدهای اسطوره‌ای تفسیر می‌کند، از زبانی مشترک بهره برده و موزه را از فضایی خشک و آکادمیک به کانون گفتگوی ذهنی و فرهنگی مبدل می‌سازد.

رویکرد هرمنوتیک و نشانه‌شناسی در تحلیل «جام رشی»

برای تحلیل جام رشی به‌عنوان یک اثر تصویری و

نمادین، نیازمند ابزارهای هرمنوتیکی هستیم:

هرمنوتیک بازگشتی: این اصل تأکید می‌کند که برای درک کل (جام رشی)، باید اجزا و نقش‌ها را شناخت؛ و برای درک اجزا، باید به فرهنگ و اسطوره حاکم بر آن دوران رجوع کرد.

نشانه‎‌شناسی: جام رشی بسان یک کتاب تصویری، دربردارنده جهان‌بینی یک فرهنگ است که نشانه‌های آن شامل موارد زیر است: 

ماهیگیران با ابزار شکار و تأکید بر تور (سالی، ساکیل، ماشک و…) قایق (لوتکا)

فصل احتمالی برداشت (پاییز) و گونه ماهی آزاد رودخانه‌ای (نوعی قزل‌آلای خال‌قرمز)

چهار حیوان با دم ماهی (میش، بز، اسب، شیر)

چهار الهه نگهبان

نقوش دایره‌ای بدنه جام

نقش پرنده مرکزی (سیمرغ، طاووس، قرقاول، کبک و…)

ساختار سه‌بعدی جام

طرح پیشنهادی: ایستگاه تجربه تعاملی «چرخ اسطوره و چرخش نمادها در جام رشی»

۱. بخش اول: مواجهه مفهومی (تاریکی و تمرکز)

جام رشی در مرکز سالن، خارج از ویترین‌های متعارف، در فضایی نیمه‌تاریک و زیر نور نقطه‌ای ترکیبی (آفتابی و مهتابی) قرار دارد. استند چرخان زیر جام، حس تپیدن و زندگی‌کردن اثر را به مخاطب القا می‌کند تا مفهوم «چرخه زمان» بازتاب یابد

بخش دوم: تعامل با روایت (واقعیت افزوده)

در ورودی سالن، یک صفحه لمسی تعبیه شده است. مخاطب با لمس هر یک از نقش‌های دو بعدی روی صفحه، انیمیشنی کوتاه همراه با صوت متناسب (مانند صدای بال زدن پرنده) را تجربه می‌کند.

۳. بخش سوم و چهارم: مشارکت و پرسش‌گری

در میز تعامل، مخاطب از یک مصرف‌کننده صرف به یک «تفسیرگر» بدل می‌شود؛ به طوری که با پاسخ به پرسش‌های هدایت‌شده، نمادها را به روایت شخصی تبدیل می‌کند.

خلاصه تجربه مخاطب

شوک بصری: ورود به فضایی نیمه‌تاریک و کم‌صدا برای جداسازی ذهنی مخاطب از دنیای مدرن.

تجربه صوتی: پخش نوای ملایم سازهای باستانی (مانند چنگ یا تار) آمیخته با صدای باد.

کشف معنا: تعامل با صفحه دیجیتال برای شنیدن و خواندن داستان شیء.

تجربه شخصی و ذهنی: احساس تعلق خاطر مخاطب به زنجیره اسطوره و گذر از داده‌های خشک مادی به دنیای روایت‌های زنده.

استراتژی کلان تفسیر

گذار از «شی‌محوری» (Object) به  «داستان‌محوری» (Story)

گذر از «تاریخ» (History) به «اسطوره» (Myth)

گذر از «مشاهده» (Observation) به «تجربه» (Experience)

نتیجه‌گیری

نقش تفسیر در موزه‌های باستان‌شناسی، گذر از شی‌محوری به سوی معنامحوری است. موزه‌داری آینده، ترکیبی متوازن از دقت سخت‌گیرانه علمی باستان‌شناسی و ظرافت هنری روایت‌گری است؛ بهره‌گیری از علوم میان‌رشته‌ای، نه به عنوان جایگزین علم باستان‌شناسی، بلکه به عنوان مکمل قدرتمند آن، می‌تواند جذابیت و عمق موزه‌های باستان‌شناسی را دوچندان کند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405081701316
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha