محمدرضا امیری نژاد، سرپرست پایگاه ملی محوطه باستانی مارلیک در یادداشتی نوشت: به واقع برخی از سرزمین ها را نمیتوان تنها در چارچوب و با قالب جغرافیای طبیعی یا سیاسی مورد ارزیابی قرار داد؛ چه اینکه هویت واقعی آن فراتر از مرزها، در لایههای عمیق تاریخ و حتی پیش از تاریخ، در نشانههای برجایمانده از زیست بوم انسانها و در میراثی نهفته است که نسلها را به یکدیگر پیوند میزند. بی شک گیلان و به تبع آن شهرستان رودبار از جمله این سرزمینهاست؛ سرزمینی که در کنار طبیعت کمنظیر و فرهنگ بی بدیلش، گنجینهای ارزشمند از آثار و شواهد تمدنی را در دل خود جای داده که در این میان، محوطه تاریخی مارلیک با جایگاهی بس ممتاز و انکارناپذیر مصداق بارز این ادعا است.
مارلیک تنها یک محوطه باستانشناختی نیست؛ روایتی زنده از بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی این سرزمین هنرپرور است. جام زرین مارلیک و دیگر آثار شاخص آن بر ذوق هنری ، چیره دستی و ظرفیت های فرهنگی جوامع باستان گواهی صادق است ؛ و در واقع بخشی از حافظه تاریخی ایران را روایت می کند.
اینک در چنین بستری با پتانسیل های عظیم، شکلگیری پایگاه ملی محوطه مارلیک را باید فراتر از ایجاد یک ساختار اداری یا اجرایی ارزیابی نمود؛این اقدام میتواند نقطه آغاز رویکردی نظاممند و آیندهنگر در حفاظت، مدیریت، پژوهش و معرفی یکی از مهمترین محوطههای باستانی شمال ایران باشد؛ رویکردی که در آن، میراث فرهنگی نه تنها مجموعهای از آثار متعلق به گذشته، بلکه سرمایهای زنده برای امروز و پشتوانهای ارزشمند برای آینده تلقی میشود.
صیانت از محوطهای با اهمیت همچون مارلیک ، نیازمند نگاهی جامع و فرابخشی است؛ و از سوی دیگر، معرفی شایسته آن به جامعه علمی، فرهنگی و عموم مردم، ضرورتی همسنگ با حفاظت از آن خواهد بود.
بر این اساس ، یکی از مهمترین مأموریتهای پیشروی پایگاه ملی مارلیک، ایجاد پیوندی معنادار میان میراث فرهنگی و جامعه محلی است. مردمان پیرامون این محوطه، بخشی از سرمایه اجتماعی حفاظت از آن هستند. مشارکت جوامع محلی، افزایش آگاهی عمومی و تقویت حس تعلق و مسئولیتپذیری نسبت به میراث تاریخی، میتواند حفاظت از مارلیک را از یک وظیفه صرفاً سازمانی به یک باور و مسئولیت جمعی تبدیل کند.
در این میان، ظرفیتهای فرهنگی و گردشگری مارلیک باید ملحوظ نظر قرار گرفته و از منظر پژوهشی نیز فراهمکردن زمینه همکاری دانشگاهها، مراکز پژوهشی و متخصصان داخلی و بینالمللی، میتواند به گسترش دانش موجود درباره این محوطه و بازخوانی دقیقتر جایگاه آن در مطالعات تمدنی ایران کمک کند.
نکته مهم آن است که پایگاه ملی مارلیک نباید تنها به یک عنوان یا تشکیلات محدود بماند. اعتبار واقعی چنین پایگاهی در میزان اثرگذاری آن بر حفاظت عملی، ارتقای کیفیت پژوهشها، ساماندهی مدیریت محوطه و افزایش شناخت عمومی از ارزشهای تاریخی و فرهنگی مارلیک نمایان خواهد شد. تحقق این اهداف نیز مستلزم برخورداری از برنامه راهبردی مشخص، تأمین منابع پایدار، بهرهگیری از نیروی انسانی متخصص و تعامل مؤثر میان دستگاههای مسئول است.
بی تردید ایجاد پایگاه ملی محوطه مارلیک فرصتی مغتنم برای بازتعریف جایگاه این اثر تاریخی در نظام حفاظت و معرفی میراث فرهنگی کشور است ؛ فرصتی که می تواند با برنامه ریزی علمی، مدیریت مسئولانه و مشارکت اجتماعی به دستاوردهایی ماندگار تبدیل شود.
کوتاه سخن آنکه مارلیک شایسته آن است که نه تنها در کتابهای تاریخ و ویترین موزه ها، بلکه در آگاهی عمومی، برنامه های پژوهشی و افق توسعه فرهنگی منطقه حضوری ملموس داشته باشد. اکنون می توان امیدوار بود که با شکل گیری این پایگاه، فصل تازه ای در مسیر شناخت، معرفی و صیانت از این میراث ارزشمند گشوده شود؛ فصلی که در آن، گذشته تاریخی به پشتوانه ای برای بالندگی فرهنگی امروز و میراثی ماندگار برای نسل های فردا تبدیل گردد.
در پایان بر این نکته ظریف باورمندیم که پایگاه ملی محوطه مارلیک اگر با نگاهی علمی، جامع و آینده نگر فعالیت کند، این کارزار در واقع معرفی و صیانت از هویت فرهنگی تمدنی است که آثار آن همچنان از شکوه، خلاقیت و توانمندی انسان ایرانی در بستر تاریخ سخن می گوید؛ عظمتی که میراث جهانی مشتاقانه و کم صبر ثبت آن را در کمینگاه به نظاره نشسته است.
انتهای پیام/
نظر شما