مجتبی گهستونی فعال رسانه در یادداشتی نوشت: سیلابهای اخیر، بار دیگر نشان داد که میراث فرهنگی ایران از پلها و کاروانسراها گرفته تا محوطههای باستانی و سنگنگارهها در برابر رخدادهای طبیعی چقدر آسیبپذیر است. تغییرات اقلیمی، شدتگرفتن بارشهای ناگهانی، فرسایش خاک و توسعه نامتوازن، مجموعهای از تهدیدها را شکل دادهاند که نهتنها بناهای تاریخی را در معرض خطر قرار میدهد، بلکه خوانش باستانشناختی و حافظه تاریخی سرزمین را نیز تهدید میکند.
خسارتهای سیلاب در پهنه ایران
خوزستان: از پلهای تاریخی تا اشگفت سلمان
در خوزستان، شدت بارشها و طغیان رودخانهها باعث تخریب یا آسیبدیدگی چند پل تاریخی شد. برخی از این پلها که سالها در برابر تغییرات اقلیمی مقاومت کرده بودند، زیر فشار جریانهای ناگهانی شکستند. در ایذه، آبشار سیلابی که از اشکفت سلمان و کول فرح جاری شد، هشداری جدی بود؛ جایی که سنگنگارهها و کتیبههای ارزشمند در معرض فرسایش سطحی، شستوشوی رسوبات محافظ و حتی جابهجایی سنگریزهها قرار گرفتند.
فارس: نقشبرجستهها و بناهای سنگی
در استان فارس، سیلابهای فصلی بارها به نقشبرجستههای ساسانی در تنگهها و درهها آسیب زدهاند. ورود گلولای، رسوبگذاری سنگین و نفوذ آب به ترکهای طبیعی سنگ، خطر طبلهکردن و پوستهپوستهشدن سطوح را افزایش میدهد.
کرمان و یزد: بناهای خشتی در معرض فروپاشی
در مناطق مرکزی ایران، بناهای خشتی از خانههای تاریخی تا کاروانسراها—بیشترین آسیبپذیری را دارند.
سیلاب باعث شستهشدن ملاتها، نفوذ رطوبت به پیها، ریزش دیوارهای سست، ایجاد ترکهای عمیق پس از خشکشدن سریع میشود. در برخی روستاهای تاریخی یزد، سیلابهای اخیر بخشهایی از بافتهای قدیمی را دچار فرسایش شدید کرد.
سیستانوبلوچستان: محوطههای باستانی در خطر فرسایش
در شرق کشور، سیلابهای ناگهانی باعث شستهشدن لایههای باستانشناختی شدهاند. محوطههایی که هنوز کاوش نشدهاند، بیشترین آسیب را میبینند؛ زیرا سیلاب میتواند اشیای مدفون را جابهجا کند و لایههای فرهنگی را بهطور کامل از بین ببرد.
گلستان، گیلان و مازندران: بناهای چوبی و رطوبتپذیر
در شمال ایران، رطوبت بالا و سیلابهای فصلی، بناهای چوبی و گلی را تهدید میکند. سیلاب باعث پوسیدگی چوب، رشد قارچ و خزه، نشست زمین، فرسایش پیها میشود. در برخی مناطق، سیلاب مسیرهای دسترسی به محوطههای جنگلی را نیز تخریب کرده است.
کرمانشاه و لرستان: پلها و سازههای سنگی
پلهای تاریخی لرستان و کرمانشاه، که بخشی از هویت معماری ایران هستند، بارها در معرض سیلاب قرار گرفتهاند. فشار آب، لقشدن سنگها، فرسایش پایهها و تجمع رسوبات، تهدیدهای اصلی این سازههاست.
پیامدهای بلندمدت سیلاب بر میراثفرهنگی
سیلاب تنها یک حادثه لحظهای نیست؛ پیامدهای آن سالها ادامه دارد، زیرا فرسایش تدریجی سازهها و رطوبت باقیمانده در پیها و دیوارها، بهمرور باعث ضعف ساختاری میشود. تغییر در رطوبت خاک و نشستهای ناگهانی، و این پدیده بهویژه در بناهای خشتی و گلی خطرناک است. پس از سیلاب، بذرهای گیاهان مهاجم در محوطهها جوانه میزنند و ریشههایشان به دیوارها و پیها آسیب میزند. رسوبات گاه لایههای باستانشناختی را میپوشانند و خوانایی محوطه را کاهش میدهند. توسعه نامتوازن و ساختوساز در حریم محوطهها با سدسازی، جادهسازی و تغییر مسیر رودخانهها، تعادل طبیعی را برهم زده است. فرسودگی سازههای تاریخی به این دلیل است که بسیاری از بناها سالهاست مرمت اصولی نشدهاند. نبود سیستمهای زهکشی و هدایت آب باعث شده تا بسیاری از محوطهها، آب راهی برای خروج نداشته باشند. کمبود نیروهای آموزشدیده برای واکنش سریع در رخدادهای طبیعی، زمان طلایی را بسیار کوتاه کرده است.
پروتکلها و ضوابط حفاظتی پیشنهادی برای سراسر ایران
الف) اقدامات پیشگیرانه شامل ایجاد کانالهای هدایت آب در اطراف محوطهها، طراحی سیستمهای زهکشی سازگار با منظر تاریخی، پاکسازی دورهای مسیرهای آبراهه، تهیه نقشههای خطر و سناریوهای مدیریت بحران و آموزش نیروهای محلی و یگان حفاظت است.
ب) همچنین اقدامات اضطراری هنگام وقوع سیلاب شامل ثبت دقیق خسارتها با عکس، نقشه و گزارش، ایجاد سدهای موقت خاکی یا کیسهای، پوشش موقت سطوح حساس و جلوگیری از ورود افراد غیرمتخصص است.
ج) اقدامات پساسیلاب هم شامل خشکسازی تدریجی بناها، پایش نمزدگی و شورهزدگی، پاکسازی کنترلشده رسوبات، مهاربندی موقت سازههای آسیبدیده و مستندسازی کامل برای مرمتهای بلندمدت است.
ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظتی
سیلابهای اخیر نشان داد که حفاظت از میراثفرهنگی ایران نیازمند یک برنامه ملی، یکپارچه و آیندهنگر است.
این برنامه باید شامل: همکاری میان میراث فرهنگی، محیطزیست، منابع طبیعی و مدیریت بحران با استفاده از فناوریهای نوین پایش، مشارکت جوامع محلی و تخصیص بودجه پایدار باشد.
انتهای پیام/
نظر شما