چرا روایت‌ها از مرگ «تختی» هنوز متفاوت‌اند؟/ اموال خاندان تختی چگونه مصادره شد؟/ لقب «جهان‌پهلوان» را چه کسی داد؟

روایت‌های خانوادگی جهان‌پهلوان غلامرضا تختی، پنجاه‌وهشت سال پس از خاموشی همچنان می‌تواند به پرسش‌های بی‌پاسخ تاریخ معاصر پاسخ دهد. گفت‌وگوی کامبیز تختی با میراث‌آریا، تلاشی است برای بازخوانی چهره‌ای انسانی، اجتماعی و کمتر روایت‌شده از اسطوره‌ای که ماندگاری‌اش نه در مدال‌ها، بلکه در نسبت صادقانه‌اش با مردم ریشه دارد.

میراث‌آریا: امروز ۱۷ دی‌ماه، هم‌زمان با سالگرد درگذشت جهان‌پهلوان غلامرضا تختی، کامبیز تختی، برادرزاده این اسطوره ملی، در گفت‌وگو با میراث‌آریا به پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد که بیش از پنج دهه در حافظه جمعی ایرانیان باقی مانده است؛ از روایت‌های متفاوت درباره علت مرگ تختی تا ناگفته‌های خانوادگی، مصادره اموال، منش اخلاقی و راز ماندگاری نام مردی که به‌گفته او «نه محصول زمانه خود، که متعلق به آینده ایران بود».

چرا روایت‌ها از مرگ «تختی» هنوز متفاوت‌اند؟/ اموال خاندان تختی چگونه مصادره شد؟/ لقب «جهان‌پهلوان» را چه کسی داد؟/ تختی در زندگی خصوصی چگونه بود؟

کامبیز تختی در ابتدای این گفت‌وگو تصریح می‌کند که این مصاحبه را باید یکی از نخستین روایت‌های جدی خانواده تختی از زندگی خصوصی جهان‌پهلوان دانست. 

به گفته او، خاندان تختی همواره خانواده‌ای درون‌گرا و دور از هیاهوی رسانه‌ای بوده‌اند و ترجیح داده‌اند مسائل خانوادگی را از فضای عمومی دور نگه دارند.

او با اشاره به ساختار خانواده تختی توضیح می‌دهد: پدرم غلامعلی تختی، سومین فرزند خانواده و برادر بزرگ‌تر غلامرضا بود؛ فردی تحصیل‌کرده و مدیر دولتی که البته رابطه‌اش با غلامرضا چندان صمیمانه و نزدیک نبود.

به گفته کامبیز تختی، پنج فرزند این خانواده شامل خدیجه، نرگس، غلامعلی، محمدمهدی و غلامرضا، همگی سال‌هاست که درگذشته‌اند.

چرا روایت‌ها از مرگ «تختی» هنوز متفاوت‌اند؟/ اموال خاندان تختی چگونه مصادره شد؟/ لقب «جهان‌پهلوان» را چه کسی داد؟/ تختی در زندگی خصوصی چگونه بود؟

یکی از بخش‌های جذاب این گفت‌وگو به ریشه نام خانوادگی تختی بازمی‌گردد. 

کامبیز تختی می‌گوید: جد ما حاج‌قلی از کردستان به تهران مهاجرت می‌کند. در دکانش به‌جای صندلی از تخت استفاده می‌کرد و همین موضوع باعث شد به «حاج‌قلی تختی» معروف شود و این نام به‌عنوان نام خانوادگی در خاندان ما باقی بماند.

او با انتقاد به سرگذشت اموال پدربزرگش اشاره می‌کند و می‌افزاید: ارباب رجب تختی از ملاکان و یخچال‌داران بزرگ تهران بود، اما در دوره پهلوی اول، زمین‌ها و یخچال‌های او بدون پرداخت حتی یک ریال مصادره شد. خانه‌اش نیز بعدها به‌دلیل بدهی‌ها از دست رفت؛ خانه‌ای که امروز تخریب شده و جای آن مجتمع مسکونی ساخته‌اند.

برادرزاده جهان‌پهلوان با اشاره به علاقه شخصی‌اش به کشتی می‌گوید: در رده نونهالان، عنوان‌دار تهران بودم، اما پدرم به‌دلیل خاطره تلخ مرگ برادرش اجازه ادامه این مسیر را نداد. کشتی برای او یادآور زخمی عمیق بود.

کامبیز تختی تاکید می‌کند که این لقب را مردم به غلامرضا تختی دادند، نه حکومت. به همین دلیل هم ماندگار شد؛ عنوانی که ریشه در اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی داشت.

او یادآور می‌شود که پیش از غلامرضا، برادر بزرگ‌ترش محمدمهدی تختی، قهرمان کشتی و بوکس ایران بوده و غلامرضا از طریق او وارد دنیای ورزش شده است؛ مسیری که بعدها به اسطوره‌سازی ملی انجامید.

کامبیز تختی تصویری کمتر دیده‌شده از عمویش ترسیم می‌کند و می‌گوید: تختی حتی در بدترین شرایط روحی لبخند بر لب داشت. هم شوخ‌طبع بود و هم درون‌گرا. رابطه‌اش با کودکان خانواده فوق‌العاده صمیمی و انسانی بود؛ رفتاری که کمتر در روایت‌های رسمی دیده شده است.

او در پاسخ به پرسشی درباره بابک تختی، تنها فرزند جهان‌پهلوان، می‌افزاید: بابک طی ۲۰ سال اخیر تنها یکی دو بار به ایران سفر کرده است؛ موضوعی که دلایل شخصی و خانوادگی خاص خود را دارد.

کامبیز تختی با اشاره به گذشت دهه‌ها از درگذشت جهان‌پهلوان می‌گوید: درباره علت مرگ او روایت‌های مختلفی وجود دارد و همه محترم‌اند. اما باور من این است که ظرفیت روحی هر انسان محدود است. تختی تنها ۳۷ سال زندگی کرد، اما تأثیرش بر جامعه ایران عظیم بود. روح او دیگر گنجایش جسمش را نداشت؛ او متعلق به آینده بود و کالبدش برایش کوچک شده بود.

او با انتقاد صریح از یک مستند ساخته‌شده درباره تختی تاکید می‌کند: کل خانواده از آن مفسر ورزشی دلخورند. بدون مشورت با خانواده، روایت‌های نادرست و بعضاً ساختگی ارائه شده است.
از جمله این خطاها می‌توان به معرفی اشتباه مادربزرگ به‌عنوان اهل همدان، ادعای نادرست درباره دریافت پول دولتی بابت مصادره اموال، روایت جعلی درگیری نوجوانی تختی با مأمور دولت، معرفی غلط یک ساختمان تولیدی به‌عنوان خانه پدری تختی و روایت نادرست دیدار با امامعلی حبیبی اشاره کرد.

به باور کامبیز تختی، پاسخ این پرسش ساده اما عمیق است: اگر رفتار و منش تختی را با نسل‌های بعد مقایسه کنیم، تفاوت روشن می‌شود. او معیار اخلاق، جوانمردی و مسئولیت اجتماعی بود؛ نه صرفاً یک قهرمان ورزشی.

در پایان، او خاطره‌ای شنیدنی از عموی خود نقل می‌کند: تختی ملکی در الهیه داشت و با مادر و دو خواهرش آنجا زندگی می‌کرد. سه گروه همیشه از ما گله داشتند؛ اهالی محل، پستچی و کارگران شهرداری. ازدحام مردم نیازمند جلوی خانه، پستچی که هر روز چند بار نامه می‌آورد و غر می‌زد، اما تختی تا نیمه‌شب می‌نشست و به تک‌تک نامه‌ها پاسخ می‌داد.

روایتی که نشان می‌دهد جهان‌پهلوان تختی، بیش از آنکه یک قهرمان ورزشی باشد، معیار اخلاق، جوانمردی و مسئولیت اجتماعی در حافظه تاریخی ایرانیان است؛ معیاری که پس از ۵۸ سال، همچنان زنده و محل رجوع مانده است.

انتهای پیام/

کد خبر 1404101601068
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha