تلخ و شیرین نفت در کام ادبیات ایران

تقسیم‌بندی اردشیر صالح‌پور از ادبیاتِ نفتیِ بندری/دریایی (با مرکزیت آبادان)، در کنار ادبیات نفتی ایلیاتی/روستایی (با مرکزیت مسجدسلیمان) در نوع خود تازه است. به نوشته‌ی دکتر صالحپور، در حوزه‌ی نفتی پالایشگاهی(آبادان)، ادبیات شهری/ کارگری مدرن حاصل از نفت با مؤلفه‌ها و عناصر بومی دریایی و بندری، درآمیخته است.

منوچهر جوکار، عضو هیئت علمی دانشگاه شهیدچمران اهواز در یادداشتی نوشت: نفت، همه‌ی ارکان زندگی ایرانیان به طور کل، و مردم مناطق نفت خیز را به طور خاصی زیر نفوذ و تأثیر خود برده است؛ تا آنجا می‌توان گفت زندگی ایرانیان در همه‌ی این مدت، رنگ و بوی نفت گرفته است و این فقط ادبیات نبوده که نفتی شده است. اگر کمی به تاریخ ادبیات معاصر از دهه‌ ۲۰ به این سو بنگریم خواهیم دید که خوزستان و بویژه مناطق مرتبط با نفت همچون مسجدسلیمان و آبادان، مرکز حضور و اجتماع مترجمان و نویسندگان و شاعران و فیلمسازان نامداری بوده است و بسیاری از جریان‌های فیلمسازی و داستان‌نویسی و شعر، از این دو ناحیه سربه در آورده یا تحت تأثیر فضای ایجاد شده‌ این مناطق، رشد کرده‌ و مخاطبان خود را در نقاط مختلف کشور یافته‌اند.

نخستین حلقه‌ مترجمان آثار داستانی مدرن در آبادان و به تاثیر از فضای مناسب رفاهی و آموزشی برآمده از خدمات شرکت نفت، شکل گرفت و از دل آن نامدارانی چون ابراهیم گلستان، صفدر تقی‌زاده، محمدعلی صفری و نجف دریابندری برآمدند. حلقه‌ داستان‌نویسانی که بعدها خود جریان‌ساز شدند و داستان‌های کارگری و اقلیمی را با هم درآمیختند، در همین محیط رشد کردند. ناصر تقوایی، بهرام حیدری، نسیم خاکسار، احمد محمود، منوچهر شفیانی، مسعود میناوی، عدنان غریفی، فتح‌الله بی‌نیاز و داستان نویسان نسل‌های بعد از این گروه، از جمله همین داستان‌نویسان بودند که در آبادان و مسجدسلیمان زیسته بودند و در آن فضا، کمابیش مسئله نفت و کارگران و تقابل زندگی مدرنِ شهری با زندگی روستایی/عشایری/ بندری را بازتاب داده‌اند. حتی معتقدم هوشنگ گلشیری هم که مدتی در آبادان زندگی کرد، توشه‌ی ادبیِ خوبی از این فضای شرجی مملو از بوی گاز و نفت برای داستان نویسی خود اندوخت و نیز صادق چوبک که مدتی در خرمشهر کار کرده بود.

درباره‌ نفت و ادبیات بویژه در حوزه‌ی نفتی آبادان کمابیش کارهایی صورت گرفته؛ از جمله دریچه‌ی جنوبی؛ تاریخچه داستان خوزستان، نوشته‌ غلامرضا رضایی و کتابِ از داستان تا نفت؛ بررسی تاثیر صنعت نفت بر داستان نویسی جنوب، به قلم شبنم حاتم‌پور. در هر دو کتاب تاثیر نفت بر هنر داستان‌نویسی در جنوب ایران بررسی شده است. ضمن ارج نهادن به این کوشش‌های پیشگامانه، ما، در این نشست، قصد و مجالِ بررسی آنها را نداریم. اینک اما، یکی دیگر از فرزندان خوزستان و از دوستداران فرهنگ این دیار، دکتر اردشیر صالحپور از زاویه‌ای متفاوت به موضوع نفت و ادبیات نگریسته و کتابی موجز در ۱۹ فصل و حدود ۲۰۰ صفحه با عنوانِ ادبیاتِ نفتی؛ نقش و تاثیر نفت بر ادبیات جنوب ایران فراهم آورده است که به پایمردی نشراِلیما منتشر شده و نویدبخش پژوهش‌های دیگری در این موضوع از زوایای مختلف می‌تواند باشد.

دکتر صالحپور پیش از این نیز علاقه‌مندی‌هایش را در خصوص خوزستان در کتاب‌های فتح طهران، تفنگ نُه دال، قلعه تُل، هفت کافه‌ی بین راهی و انبوه سخنرانی‌ها و نشست‌های علمی در نقاط مختلف کشور نشان داده است. بویژه در کتاب هفت کافه بین راهی دغدغه‌های فرهنگی مرتبط با موضوع کتاب جدیدش، در مورد تنوع فرهنگی منطقه و پیوندهای عمیق اقوام خوزستان با هم، به‌خوبی نمایان است. دکتر صالحپور که دانش‌آموخته‌ی دکترای پژوهش هنر است، به‌خوبی توانسته با نگاهِ یک پژوهشگر حوزه‌ی هنر، مؤلفه‌های ادبی، سیاسی، اجتماعی، مردم‌شناسی و جغرافیایی را در این کتاب و نیز کتاب پیشینش، هفت کافه‌ی بین راهی بکاود و در هم بیامیزد. دکتر صالحپور از آنجا که استعداد و ظرفیت روایتگری و قصه‌گویی نیز دارد، شیرین می‌نویسد و خواننده را آزار نمی‌دهد، حتی در نوشته‌های پژوهشی‌اش.

شاید بتوان گفت مهمترین تفاوت کار دکتر صالحپور با دیگر تحقیقات معدودِ این حوزه، رویکرد ایشان به مساله‌ی ادبیاتِ متاثر از نفت در حوززه‌ی نفتی مسجدسلیمان است. تقسیم‌بندی او از ادبیات نفتی بندری/دریایی (با مرکزیت آبادان)، در کنار ادبیاتِ نفتیِ ایلیاتی/روستایی (با مرکزیت مسجدسلیمان) در نوع خود تازه است. به نوشته‌ی دکتر صالحپور، در حوزه‌ی نفتی پالایشگاهی(آبادان)، ادبیات شهری/ کارگری مدرن حاصل از نفت با مؤلفه‌ها و عناصر بومیِ دریایی و بندری، درآمیخته است. عناصری همچون: اسکله، آب و کشتی و لنج و شرجی و بارانداز و پالایشگاه و سوت کشتی... و گونه‌ی متفاوتی‌ از داستان و شعر آفریده است. اما، در حوزه‌ی نفتی اکتشافی (مسجدسلیمان)، ادبیات چوپانی/ روستایی/ ایلیاتی و مؤلفه‌ها و عناصر بومی آن،‌ با مدرنیسم حاصل از نفت درآمیخته است؛ عناصر و مؤلفه‌هایی همچون: کوه، بلوط، اسب، سیاه چادر، هیمه، اجاق، شب‌چَره، مادیان، شیهه، سوسن، نیلوفر، گندم، دره، گدار، ماه، سنگ... و شعر و داستانِ متفاوتی را خلق کرده است. به دنبال این رویکرد، از منظر مردم‌شناسی بوم‌گرایانه، باید واژه‌های نوپدید و خاصی را که در پیِ حضور صنعت نفت در این دو حوزه‌ی نفتی سر زبانها افتاده و در نقاط مختلف کشور به کار می‌رود، بررسی کرد و در این کتاب به برخی از آنها پرداخته شده است: لُر فرنگی، بندری فرنگی، تَماتَه، کُفیشه(کافی شاپ)، لِین(لاین)، بایسِکِل، هوسپیتال و بسیاری واژه‌های فارسی و انگلیسی دگرگون شده و رایج در بین مردم منطقه.

از دیگر مباحث کتاب ادبیاتِ نفتی، پرداختن به نقش نفت در تقویت و رواج و رونق صنعت سینمای ایران است که به گمانم این موضوع با بسط و گسترش، ظرفیت پژوهشی مستقل در قالب یک کتاب را دارد. پرداختن به اُپرتِ یا نمایشنامه‌ی منظوم با موضوع نفت، بخش دیگر این کتاب است که اثری از شادروان داراب افسر بختیاری است و نوعاً نخستین کار در این موضوع. در بخش پایانی کتاب نیز به تازه‌ترین داستان‌نویسانی پرداخته است که کمابیش نوستالژی یا خاطره شور و شیرین نفت را در داستان‌هایشان جستجو می‌کنند و این نشان می‌دهد که نفت همچنان در این سرزمین دستمایه‌ای فراموش نشدنی است برای کسانی که حوادث امروز و دیروز این منطقه را روایت می‌کنند. گو اینکه در خاطرات نسل‌های دیروز و ناخودآگاهِ نسل امروز، هنوز رنگ و بوی نفت حضور و نفوذی نیرومند دارد.

ضمن تبریک به دوست گرامیم دکتر اردشیر صالحپور عزیز، امیدوارم خوانندگان کتاب ادبیاتِ نفتی، بویژه علاقه‌مندان فرهنگ دوست شهر عزیز و خاطره انگیز و پُرآوازه‌ مسجدسلیمان، از خواندن آن، که تناسب تامّ و تمامی با تاریخ و فرهنگِ شهرشان دارد، لذّت ببرند.

انتهای پیام/

کد خبر 1404102301327
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha