«قمارباز»؛ اقتباس هوشمندانه از واقعیت و تنش امنیتی در دل یک موقعیت انسانی

«قمارباز» اقتباسی هوشمندانه‌ از واقعیت است که بخش زیادی از جذابیت آن حاصل جهان‌سازی بر پایه اطلاعات واقعی، مسیرهای منطقی و چیدمان کلیدواژه‌های امنیتی‌ای است که حس می‌شود از دل پژوهش یا تجربه بیرون آمده‌اند و روایتگر یک تنش امنیتی در دل یک موقعیت انسانی است.

سجاد رضایی مقدم خبرنگار و منتقد در یادداشتی درباره فیلم «قمارباز» به کارگگردانی محسن بهاری و تهیه‌کنندگی سجاد نصرالهی‌نسب که این روزها در بخش سودای سیمرغ چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، نوشت: «قمارباز» نخستین تجربه بلند محسن بهاری، از آن دست آثاری است که تلاش می‌کند واقعیت را نه فقط به‌عنوان یک منبع الهام، بلکه به‌عنوان یک ریشه دراماتیک جدی در بطن روایت سینمایی به کار بگیرد. هر چند فیلم در رگه‌هایی از درام روابط انسانی کشیده می‌شود، اما جنس و استخوان‌بندی آن بی‌تردید امنیتی است؛ یک فیلم تماماً امنیتی که تنها برای ایجاد فضای احساسی لازم، یک خط ملایم از رابطه دو نفره را وارد می‌کند؛ رابطه‌ای که نه خانواده‌محور است و نه تلاش دارد روایت عاشقانه‌ای بسازد، بلکه صرفاً کارکردی دارد؛ نشان دادن وضعیتی انسانی در سایه یک بحران بزرگ.

واقعیت؛ نقطه عزیمت قصه

فیلم براساس وقایع واقعی مرتبط با جنگ اطلاعاتی ۱۲ روزه و ماجرای هک گسترده یکی از بانک‌ها ساخته شده است؛ اتفاقی که منابع خبری نیز بارها به آن اشاره کرده‌اند. در «قمارباز» با شخصیتی روبه‌رو هستیم که در بانک مرکزی مسئولیت کدنویسی زیرساخت‌های بانکی کشور را برعهده داشته و بنا بر روایت فیلم، او حلقه‌ای بوده که دسترسی لازم را برای نفوذ و هک فراهم کرده است. این شمایل یک شخصیت خاکستری است؛ دانشمند ـ متخصصی که می‌تواند ستون امنیت مالی کشور باشد یا تهدیدی علیه آن.

فیلم در بازنمایی روند شناسایی این فرد توسط نهادهای امنیتی نیز از یک الگوی واقعی بهره می‌گیرد؛ شکِ تک‌نفره یک مأمور امنیتی؛ شکی که توسط همکارانش جدی گرفته نمی‌شود، اما او آن‌قدر پیگیر است که یک شب تا صبح را با زوج مظنون سپری می‌کند، با آن‌ها سفر می‌رود، معاشرت می‌کند و درست در دل همین نزدیکی ظاهری است که معمای اصلی آرام‌آرام شکل می‌گیرد. حتی اگر بخش‌هایی از این روایت مثل «تولد در خانه» اقتباس مستقیم از واقعیت نباشد، نحوه پیوند خوردن آن با بافت اصلی فیلم باعث می‌شود جذابیت داستانی افزایش پیدا کند و فیلم به‌جای یک گزارش صرف امنیتی، به تجربه‌ای سینمایی نزدیک شود.

«قمارباز»؛ اقتباس هوشمندانه از واقعیت و تنش امنیتی در دل یک موقعیت انسانی

متن قوی و جهان‌سازی مبتنی بر ریسک

نقطه قوت مهم «قمارباز» متن آن است. فیلمنامه به درستی فهمیده که فیلم امنیتی بدون دقت، جزئیات و طراحی اطلاعاتی قابل باور، فرو می‌ریزد. بنابراین بخش زیادی از جذابیت فیلم حاصل جهان‌سازی بر پایه اطلاعات واقعی، مسیرهای منطقی و چیدمان کلیدواژه‌های امنیتی‌ای است که حس می‌شود از دل پژوهش یا تجربه بیرون آمده‌اند. فیلم نه به ورطه شعار می‌افتد و نه اسیر اغراق‌های معمول این گونه آثار می‌شود. حذف هیجان‌های تصنعی و تکیه بر جزئیات دقیق و آرام‌آرام پرده‌برداری از اطلاعات باعث می‌شود تنش زیرپوستی فیلم مداوم در جریان باشد.

ایرادی که نمی‌توان نادیده گرفت

با وجود همه نقاط قوت، «قمارباز» دچار همان چالشی می‌شود که بسیاری از آثار اقتباس‌شده از واقعیت در سینمای ایران با آن روبه‌رو بوده‌اند؛ فرطِ اتکا به دیالوگ و رادیویی شدن لحظات کلیدی. فیلم از شدت توضیح دادن رها نشده و گاهی اگر چشم‌ها بسته شود، همچنان می‌توان بخش زیادی از آنچه در حال رخ دادن است، شنید و فهمید. این همان مشکلی است که ناشی از آپارتمانی بودنِ بخش زیادی از فیلم و محدود شدن زبان بصری اثر است. قصه‌ای که پتانسیل بالای تصویرسازی و تعلیق بصری دارد، در برخی مقاطع زیر بار گفت‌وگوهای طولانی قرار می‌گیرد و بُعد سینماییِ تنش را کمرنگ می‌کند.

با این حال، «قمارباز» فیلمی قابل دفاع و حتی در برخی بخش‌ها درخشان است؛ اثری که تلاش می‌کند یک پرونده واقعی پیچیده را به زبان سینما روایت کند و در این مسیر، از پتانسیل دراماتیک رابطه انسانی برای تکمیل روایت بهره ببرد. متن دقیق، جهان‌سازی امنیتی باورپذیر، و تلاش برای نزدیک شدن به واقعیت، فیلم را به یکی از آثار متفاوت جشنواره فجر ۴۴ تبدیل کرده است. اگر بهاری در آینده بتواند به همان اندازه که به تحقیق و دقت روایی اهمیت می‌دهد، به بیان بصری نیز جسارت بیشتری بدهد، می‌توان انتظار داشت «قمارباز» شروع مسیر فیلمسازی باشد که در سینمای امنیتی ایران جای خالی‌اش احساس می‌شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1404111400693
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha