مریم قربانینیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره فیلم «کارواش» ساخته جدید احمد مرادپور که در جهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد نوشت: «کارواش» در کارنامه احمد مرادپور نشانهای است از بازگشت او به رئالیسم اجتماعی ـ پلیسی، اما اینبار نه با محوریت جرمهای مستقیم و قابل رؤیت، بلکه با تمرکز بر پولشویی؛ پدیدهای که بر خلاف گستردگی آن در لایههای اقتصاد ایران، سهم اندکی در بازنمایی سینمایی داشته است. انتخاب چنین موضوعی، آغاز مواجهه فیلم با حوزهای است که معمولاً میان گزارشهای اقتصادی، پروندههای امنیتی و مطالعات جامعهشناسی دستبهدست میشود و کمتر فرصت حضور در روایت سینمایی را یافته است.
مرادپور در «کارواش» از ژستهای آشنا و کلیشهای آثار پلیسی فاصله گرفته و به جای ساختن قهرمان، فرآیند را موضوع اثر قرار داده است: فرآیند گردش پولهای نامشروع، اتصال حلقههای کوچک به ساختارهای بزرگ و نفوذ تدریجی سرمایههای آلوده در مناسبات روزمره. این تمرکز ساختاری، فیلم را از دام روایتهای پرهیاهوی پلیسی دور میکند و آن را در مدار یک درام اقتصادیِ مبتنی بر تحقیق و مشاهده قرار میدهد.

رویکرد رئالیستی فیلم، در طراحی صحنه و فضا نیز قابل تشخیص است. «کارواش» از طریق جزئیات محیطی از وضعیت لوکیشنها گرفته تا نحوه فعالیت مکانهایی که ظاهراً عادیاند اما در عمل بهعنوان پوشش مالی استفاده میشوند سعی میکند چشم تماشاگر را به «روزمرگی فساد» عادت بدهد.
این یکی از نقاط قوت اثر است: فیلم نه بهدنبال غافلگیریهای سطحی است و نه بهدنبال بزرگنمایی. بلکه تلاش میکند نشان دهد پولشویی نه در فضاهای خارقالعاده، بلکه در بطن زندگی عادی شکل میگیرد.
بازیها نیز در راستای همین منطق رئالیستی حرکت میکنند. امیر آقایی با کنترل تنش درونی شخصیت و پرهیز از بازی اغراقشده، نقش خلافکاری را ارائه میدهد که بیشتر تحلیلگر است تا اکشنمحور.
پانتهآ پناهیها با حضور سنجیده و کمتکلف، لایهای انسانی به فضای خشن و سرد پرونده اضافه میکند. حسین مهری نیز در حد استاندارد اثر ظاهر شده و تعاملات بین شخصیتها را قابل باور میسازد.
البته برخی نقشهای فرعی در سطح کیفی یکسان نیستند و همین نوسان باعث میشود چند صحنه مهم از تأثیرگذاری کامل باز بماند.

نقطه قابل بحث «کارواش»، ریتم روایی است. فیلم در نیمه میانی دچار کندی میشود؛ نه از جنس تعلیق کنترلشده پلیسی، بلکه از نوع کندی ناشی از تکرار دادهها. با این حال، انسجام روایت در بخشهای پایانی دوباره احیا میشود و فیلم به مسیر اصلی خود بازمیگردد.
در نهایت، «کارواش» از آن دست آثاری است که بیش از آنکه با جذابیتهای ظاهری ژانر پلیسی تعریف شود، با تحلیل ساختار فساد مالی اهمیت پیدا میکند. پرداختن به پولشویی، در سینمای ایران که معمولاً قربانیان یا عاملان کوچک را نشان میدهد، انتخابی جسورانه و ضروری است. مرادپور کوشیده با ساختاری واقعگرا، این پدیده را از سطح خبرهای اقتصادی به سطح روایت سینمایی منتقل کند؛ تلاشی که هرچند بینقص نیست، اما فیلم را به اثری قابل توجه و قابل بحث تبدیل میکند—اثری که میتواند نقطه آغاز توجه تازهای به درامهای اقتصادی پلیسی در سینمای ایران باشد.

انتهای پیام/

نظر شما