مجتبی گهستونی فعال رسانه در یادداشتی که در اختیار میراث آریا قرار داد، نوشت: عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته زبانهای ایلامی و اکدی جاودانه شد و جهان فانی را ترک گفت.
نخستین دیدار من با ایشان به همراه دکتر عباس علیزاده، باستانشناس شهیر در قلعه شوش و دفتر رئیس پایگاه میراث جهانی بود. بعد از آن چند سفر را با هم تجربه کردیم. آن روز نه تنها شیفته از این دیدار بودم، بلکه خشنود بودم که مطالب مرا در هر دو عزیز خوانده بوده و باور نداشتند که پشت آن نوشتهها یک جوان شیفته تاریخ و فرهنگ است. در این دیدارها و سفرها، گاهی پرسشهای درون ذهنم را مطرح میکردم.
عبدالمجید ارفعی، همیشه با عشق و احترام از شوش و خوزستان یاد میکرد. او باور داشت که شوش نه فقط یک شهر تاریخی، بلکه قلب تپنده تمدن ایلامی و بخشی جداییناپذیر از هویت ایرانی است.
ارفعی میگفت: «شوش شهری است که اگر بخواهیم تاریخ ایران را بفهمیم، باید از آن آغاز کنیم.»
او بارها تأکید داشت که کتیبههای شوش، سندهای زندهای هستند که رازهای ایلامیان را در دل خود دارند. به باور او، شوش پلی میان ایران و بینالنهرین بود؛ جایی که فرهنگها به هم میرسیدند و تمدنها از آن نیرو میگرفتند.
ایشان ایلامیان را نخستین دولتمردان سازمانیافته در ایران میدانست؛ کسانی که توانستند ساختار اداری و سیاسی پیشرفتهای بنا کنند. معتقد بود که ایلامیان پایهگذار تمدنی بودند که بعدها هخامنشیان از آن بهره بردند. او بارها یادآور میشد که بدون شناخت ایلام، فهم تاریخ خوزستان و ایران ناقص خواهد بود.
ارفعی خوزستان را «گنجینهای در دل خاک» مینامید؛ سرزمینی که هر خشت و هر لوح آن، داستانی از گذشته دارد. او معتقد بود که تاریخ خوزستان نه فقط محلی، بلکه جهانی است؛ زیرا تمدن ایلامی و شوش در شکلگیری فرهنگهای بزرگ منطقه نقش داشتهاند.
روانشاد عبدالمجید ارفعی، نخستین مترجم ایرانی منشور کوروش از زبان بابلی نو به فارسی بود. بخشی از لوحهای گلی تخت جمشید با تلاش او خوانده شد. جایزه «سرو ایرانی» را به پاس یک عمر کوشش فرهنگی دریافت کرد.
این میراث بشری، با صدای آرام و نگاه عمیقش، همیشه میخواست ما را به گذشته ببرد؛ به شوش، به ایلام، به خوزستان. او باور داشت که این سرزمینها فقط خاک نیستند، بلکه حافظهاند؛ حافظهای که اگر فراموش شود، بخشی از هویت ما گم خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما