مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و فعال میراثفرهنگی در یادداشتی نوشت: برای من که دوران دفاعمقدس و جنگ هشت ساله تحمیلی با دوران نوجوانی همراه بود، مشاهده تخریب برخی بافتهای تاریخی در نتیجه حملات موشکی، یادآور مثله شدن نمادهای فرهنگ و تاریخ ایران و یکی از مهمترین کانونهای میراثفرهنگی بود.
اما هم اکنون و در پی حملات چند روز گذشته رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا، مواریث ارزشمندی دچار آسیبهای جدی شدهاند. بر همین اساس وزارت میراث فرهنگی در بیانیهای تاکید کرده است: تخریب و آسیب دیدن برخی آثار نهتنها نمادهای فرهنگ و تاریخ ایران را هدف قرار داده، بلکه میراثی را که تحت حمایت یونسکو و جامعه بینالمللی بهعنوان سرمایه مشترک بشریت شناخته میشود در معرض خطر قرار داده است. چنین اقداماتی ضربهای مستقیم به حافظه تاریخی و تمدنی بشریت محسوب میشود و عواطف ملی ایرانیان در سراسر جهان را بهشدت جریحهدار کرده است.
به گواه کارشناسان، این تعرض تنها یک رخداد محلی یا ملی نیست. زیرا برخی بناها و محوطههای باستانی یکی از مهمترین کانونهای میراث فرهنگی جهان به شمار میآیند؛ شهرهایی که مجموعهای از آثار ثبت جهانی و بناهای شاخص معماری اسلامی، ایرانی را در خود جای داده است.
در کشوری که هر کوچه و میدان آن روایتگر قرنها هنر، سیاست و تمدن است، اصابت هر موشک تنها تخریب یک ساختمان نیست بلکه زخمی است بر حافظه تاریخی یک ملت. چون بسیاری از این بناها به لحاظ تاریخی، هنری و معماری دارای ارزشهای جهانی هستند و بخشی از آنها در پیوند با مجموعههای ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارند.
اما بر اساس کنوانسیون ۱۹۷۲ حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی جهان و همچنین اصول حقوق بینالملل بشردوستانه، بهویژه مقررات مرتبط با حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، هرگونه تهدید، آسیب یا حمله به میراثفرهنگی و محوطههای تاریخی، نقض آشکار تعهدات بینالمللی محسوب میشود.
گاهی موج انفجارها در شهر به اندازهای چشمگیر است که لرزههای پیاپی ایجاد کرده و همین موضوع موجب آسیبهای مکرر به تزئینات و سازههای این بناهای تاریخی شده است. این در حالی است که میراثفرهنگی بر اساس کنوانسیونهای جهانی بر روی این آثار نشانهای ضد جنگ نصب کرده است.
همچنین بر اساس توافقهای بینالمللی از جمله کنوانسیون لاهه مربوط به حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، تجاوز به حوزههای ثبت جهانی تخلفی آشکار از اصول انسانی و حقوقی محسوب میشود و لازم است سازمانهای جهانی به این موضوع واکنش نشان دهند.
اهمیت این آثار به اندازهای است که برخی از آنها با نشان «سپر آبی» مشخص شدهاند؛ نشانی بینالمللی که بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه تعریف شده است. این نشان به معنای آن است که بناهای مزبور نه تنها متعلق به یک کشور، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت محسوب میشوند و در زمان جنگ باید از هرگونه آسیب یا عملیات نظامی در حریم آنها جلوگیری شود.
هدف اصلی این کنوانسیون آن بود که جامعه جهانی به این جمعبندی برسد که آثار فرهنگی صرفاً دارایی یک کشور نیستند، بلکه بخشی از حافظه تاریخی بشریت محسوب میشوند. بنابراین حتی در زمان جنگ نیز باید برای حفاظت از آنها قواعد مشخصی رعایت شود.
اما بار دیگر این پرسش جدی را در برابر جامعه جهانی قرار داده است که آیا سازوکارهای بینالمللی برای حفاظت از میراثفرهنگی در زمان جنگ واقعاً کارآمد هستند؟ هنگامی که موج انفجار ناشی از حملات نظامی به محدودهای با چنین تراکم تاریخی وارد میشود، حتی اگر بناها مستقیماً هدف قرار نگیرند، خطر آسیب به ساختارهای معماری، تزئینات ظریف، شیشهها، کاشیها و عناصر چوبی به شدت افزایش مییابد.
کارشناسان میراثفرهنگی معتقدند که هرگونه عملیات نظامی در نزدیکی بافتهای تاریخی متراکم میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای آثار تاریخی داشته باشد؛ آثاری که در بسیاری موارد چندصد سال قدمت دارند و مرمت آنها، حتی در صورت امکان، هرگز نمیتواند جایگزین اصالت تاریخی از دست رفته شود.
جامعه جهانی و بهویژه یونسکو باید نسبت به چنین رخدادهایی واکنش نشان دهند. اگر بناهای تاریخی که با نشانهای بینالمللی حفاظت مشخص شدهاند در معرض خطر قرار بگیرند و واکنشی در سطح بینالمللی دیده نشود، عملاً اعتبار این نظام حفاظتی زیر سؤال میرود. در چنین شرایطی سکوت یونسکو در برابر این فاجعه، به مثابه امضای جواز تخریب برای تمام میراث جهانی در مناطق جنگی است.
آنهایی که مدعی حفاظت از میراث بشر هستند، نظارهگر نابودی نگینهای تمدنی نباید باشند.
انتهای پیام/
نظر شما