سیامک صحافی، ایرانشناس و رئیس انجمن تاریخ و میراث ایرانیان در یادداشتی نوشت: ما ملت ایران و همه ساکنان گستره سترگ ایران بزرگ فرهنگی هر سال نوروز را به عنوان روز نویدبخش پایان سردیهای و نو شدن طبیعت، جشن میگیریم و این میان در اقصی نقاط عالم از شرق دور تا غرب دور با آداب و رسوم دلربا به استقبال تازگی میرویم نه آن تازگی تصنعی بلکه حیات دوباره خاک و گیاه. آری نوروز جشن تمام آنهایی است که به رغم سختیهای خزان و سیاهیهای زمستان ناامید نمیشوند و نور امید را در کومههای دلشان فروزان نگاه میدارند و باورشان بر این است که از پس ظلمات دی، سبزی و شادمانه بهار میآید. آری نوروز هدیه و عطیه بر کسانی است که به خنده گل، نغمه بلبل و چرخه زندگی باوری راسخ و اعتمادی ژرف دارند.
بنظرم نوروز نوعی میدان به شمار میرود، میدانی که مبنا و بنیاد آن صلح و نور بوده، آرامش جسم و جان ریشههای خود را مییابد و آداب و رسومی روح نواز از تعامل هزاران ساله انسان ایرانی با طبیعت دگرگون شده از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و این میان آنچه که حائز اهمیت و درخور تأمل است شاکله و شاخصه نفیس این رسوم است که زایش امید و ایجاد صلح است از طریق لحظات باهم بودن، هماهنگی و شادمانی.
من نوروز را به معنای تازه شدن و غلبه بر غصهها و یخهای جسمی و روحی میدانم و امیدوارم در حالی که فرارسیدن این روز را با برپا کردن آتش، پخت انواع خوراک و شیرینی، خربد پوشاک نو و سایر رسوم جشن میگیریم احساس مشترک دوستی و مصالحه با خود و دیگران، همدلی با همنوعان و همسازی با طبیعت را نیز پیدا کنیم.
ضمن ارج نهادن به تمام فرزندان آزاده ایران زمین و یادکرد همه مردان و زنان فرزانه ای که برای پاسداشت ایران از نان و نام و از جان و مال گذر نمودهاند و آرزوی بهروزی و فیروزی برای سرزمین یکتاپرستان، امید دارم که تخاصم اخیر در پی تهاجم غیرقانونی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به ایران دیرپا و شروع جنگی غمانگیز که از نظر من عقده گشایی مدنی است، نیز به میمنت شکوفههای بهاری خاموش گردد.
ما هیچ زمان نباید فراموش کنیم از بلندای تاریخ تا به امروز همه و همه آمدهاند و رفتهاند و نوروز همچنان باقی است، پس باید بپذیریم همه ما همچون پیشینیان به تاریخ خواهیم پیوست، اما سرزمین مقدس ایران و سرمایههای معنوی آن باقی خواهد ماند. پس نوروز این خجسته رسم دیرین و فرهنگ جهانی آرامش و مهرگستری را به همه فرزندان شریف در روستاها و شهرهای کشورمان، ایرانی تباران عالم و تمامی ساکنین ایران بزرگ فرهنگی فرخنده باد عرض میکنم:
آمد بهار ای دوستان، منزل سوی بستان کنیم
تا بخت در رو خفته را، چون بخت سروستان کنیم
همچون غریبان چمن بیپا روان گشته به فن
هم بسته پا هم گام زن عزم غریبستان کنیم
جانی که رست از خاکدان نامش روان آمد روان
ما جان زانوبسته را هم منزل ایشان کنیم
ای برگ قوت یافتی تا شاخ را بشکافتی
چون رستی از زندان بگو تا ما در این حبس آن کنیم
ای سرو بر سرور زدی تا از زمین سر ورزدی
سر در چه سیر آموختت تا ما در آن سیران کنیم
ای غنچه گلگون آمدی، وز خویش بیرون آمدی
با ما بگو چون آمدی، تا ما ز خود خیزان کنیم
آن رنگ عبهر از کجا وان بوی عنبر از کجا
وین خانه را در از کجا تا خدمت دربان کنیم
ای بلبل آمد داد تو من بنده فریاد تو
تو شاد گل ما شاد تو کی شکر این احسان کنیم
ای سبزپوشان چون خضر ای غیبها گویان به سر
تا حلقه گوش از شما پردر و پرمرجان کنیم
بشنو ز گلشن رازها، بیحرف و بیآوازها
برساخت بلبل سازها، گر فهم آن دستان کنیم
آواز قمری تا قمر بررفت و طوطی بر شکر
میآورد الحان تر جان مست آن الحان کنیم
انتهای پیام/
نظر شما