هدف از تعرض و حمله به زیر ساخت‌های علمی و فرهنگی چیست؟

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که هدف قرار دادن مراکز و زیرساخت‌ها توسط دشمن، بخشی از راهبرد گسترده‌تر برای وارد کردن فشار بر زیرساخت‌های حیاتی کشور است.

منوچهر دین پرست روزنامه‌نگار در یادداشتی نوشت: در پی حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به برخی مراکز علمی و دانشگاهی کشور، از جمله دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه شهید بهشتی، که منجر به تخریب بخشی از دانشکده‌ها و زیرساخت‌های علمی شد، موجی از نگرانی در میان جامعه دانشگاهی و افکار عمومی شکل گرفت.

این حملات در حالی صورت گرفت که مراکز مورد هدف، از مهم‌ترین نهادهای علمی و آموزشی کشور به شمار می‌روند و نقش اساسی در تربیت نیروی انسانی متخصص و توسعه دانش و فناوری دارند.
با این حال، روند این اقدامات متوقف نشد و در ادامه، انستیتو پاستور ایران و شرکت دارویی «توفیق» نیز هدف حملات قرار گرفتند. شرکت توفیق از جمله مجموعه‌های فعال در حوزه تولید دارو و تحقیقات مرتبط با درمان بیماری‌های صعب‌العلاج، از جمله سرطان، محسوب می‌شود. هدف قرار گرفتن چنین مراکزی نشان می‌دهد که این حملات صرفاً ماهیتی نظامی نداشته، بلکه به‌صورت هدفمند و حساب‌شده زیرساخت‌های علمی، پژوهشی و درمانی کشور را نشانه گرفته است.
این در حالی است که مقامات آمریکایی بارها تلاش کرده‌اند اقدامات خود را با عنوان «بشردوستانه» توجیه کنند. با این حال، واقعیت‌های میدانی و پیامدهای انسانی این حملات، تصویر دیگری را نمایان می‌کند. کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان، و همچنین تخریب مراکز علمی و درمانی، مفهومی کاملاً متناقض با ادعاهای بشردوستانه ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که این شعارها تا چه اندازه با واقعیت فاصله دارند.
هدف قرار دادن مراکز علمی و تحقیقاتی، به‌ویژه نهادهایی که در حوزه سلامت و درمان فعالیت می‌کنند، پیامدهایی فراتر از خسارات فیزیکی به همراه دارد. انستیتو پاستور ایران یکی از مراکز معتبر علمی کشور در زمینه پژوهش‌های پزشکی، تولید واکسن و تحقیقات زیست‌پزشکی است. همچنین مجموعه‌هایی مانند شرکت دارویی توفیق در حوزه تولید داروهای مورد نیاز بیماران فعالیت دارند. تخریب یا تضعیف چنین مراکزی می‌تواند به طور مستقیم روند تحقیق، تولید دارو و ارائه خدمات درمانی را تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت سلامت عمومی جامعه را با چالش مواجه سازد.
از این منظر، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که هدف قرار دادن این مراکز بخشی از راهبردی گسترده‌تر برای وارد کردن فشار بر زیرساخت‌های حیاتی کشور است. در این چارچوب، تخریب مراکز علمی، دانشگاهی و تحقیقاتی می‌تواند به عنوان تلاشی برای تضعیف توان علمی و فناوری ایران و ایجاد اختلال در مسیر توسعه علمی کشور تفسیر شود؛ مسیری که طی دهه‌ها با تلاش گسترده دانشمندان، پژوهشگران و دانشگاهیان شکل گرفته است.
در همین حال، برخی از افرادی که پیش‌تر از حمله به ایران حمایت می‌کردند و حتی با بی‌تفاوتی نسبت به پیامدهای آن سخن می‌گفتند، اکنون با واقعیت‌های تلخ این اقدامات مواجه شده‌اند. تصور اینکه تخریب زیرساخت‌ها به‌سادگی قابل جبران است، با واقعیت‌های موجود فاصله زیادی دارد. مراکز علمی و دانشگاهی حاصل سال‌ها تلاش، سرمایه‌گذاری و مجاهدت علمی هستند و بازسازی آنها تنها به معنای ساخت دوباره ساختمان‌ها نیست، بلکه مستلزم احیای شبکه‌های علمی، پژوهشی و انسانی است که طی سال‌ها شکل گرفته‌اند.
اکنون و پس از گذشت پنج هفته از آغاز این حملات، ابعاد مختلف این تجاوز برای افکار عمومی روشن‌تر شده است. در عین حال، بسیاری بر این باورند که جامعه ایران با وجود همه خسارت‌ها همچنان استوار و مقاوم باقی مانده است. در کنار این ایستادگی، فضای عمومی کشور نیز بیش از گذشته نسبت به رفتارها و مواضع افراد و جریان‌هایی که در بزنگاه‌های حساس در کنار منافع ملی قرار نگرفتند، حساس شده است. به نظر می‌رسد در چنین شرایطی، بازخوانی این رویدادها و بررسی پیامدهای آن برای آینده کشور، ضرورتی مهم برای جامعه و نخبگان به شمار می‌آید. قطعا آن روز خواهد رسید که حساب رقاصان حامی حمله ایران را خواهیم رسید و انتقام خون کودکان معصومی که ناباورانه جان دادند را خواهیم گرفت.

انتهای پیام/

کد خبر 1405011601126
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha