مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: در خبرها خواندم که در روزهای گذشته و در هنگامه جنگ سوم تحمیلی، استاد جلال خالقیمطلق، آن سیمرغ بلندآشیان شاهنامهپژوهی، از میان ما رست، اما فروغ داناییاش همچنان بر سپهر فرهنگ ایران میتابد.
به گواه دوستان و یارانش، او از آن دست فرزانگانی بود که عمر خویش را نه در هیاهوی نام، که در فروتنیِ پژوهش، در دقت نسخهپردازی و در پاسداری از میراث ایرانزمین سپری کرد.
خالقیمطلق سالیان دراز، جان خویش را چراغِ تفسیر «خِردنامه» فردوسی ساخت؛ چراغی که اکنون نیز میدرخشد و بُردار راه نسلهای آینده است.
میراث او را میتوان در چند ساحت نگاه کرد:
ویرایش علمی شاهنامه
شاهکاری که به حق «معتبرترین متن علمی شاهنامه» خوانده شده است. خالقیمطلق با سالها مطالعه نسخهها، وارسی سطر به سطر و برخوردی سختگیرانه اما عاشقانه با متن، شاهنامهای را فراهم آورد که معیار سترگی برای تحقیقات فردوسیپژوهی شد. این کار تنها تصحیح یک متن نبود؛ بنایی دوباره بر پیکره هویت ادبی و تاریخی ایرانیان بود.
روششناسی و دقت در متنشناسی
او الگویی از روشمندی بود؛ پژوهشگری که بهجای داوریهای شتابزده، صبر علمی را پیشه کرد. هر واژه، هر بیت، هر نشانه در نگاه او معنایی داشت و کار بر شاهنامه را کاری مقدس میدانست. میراث روشی او امروز چراغ راه پژوهشگران متون کلاسیک فارسی است.
گسترش ایرانشناسی در جهان
سالها تدریس و پژوهش در دانشگاههای جهان، از او پلی ساخت میان ایران و محافل علمی بینالمللی. او نشان داد که شاهنامه و فرهنگ ایران، گنجینههایی جهانیاند و فهم و پاسداری از آنها مسئولیتی فراتر از مرزهای جغرافیاست.
فرزانگی، فروتنی و شأن استادانه
فراتر از آثار علمیاش، شخصیت نیکخوی او نیز سرمایهای معنوی برای جامعه فرهنگ بود.
روانشاد خالقیمطلق نه تنها به میراث فردوسی وفادار بود، بلکه خود نیز نمونهای از منش خِرَدورزانه و پاکیزهرفتاری ایرانیان به شمار میرفت.
درگذشت او سوگی است بر دل دوستداران ایران، اما میراثش چنان استوار و بلند که غبار روزگار بر آن نمینشیند. همچون سیمرغی که بر قلّه البرز دانایی جای دارد، نام و کارنامهاش در افق فرهنگ ایران پایدار خواهد ماند.
روانش شاد، نام و یادش پاینده باد.
انتهای پیام/
نظر شما