مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراث آریا در یادداشتی نوشت: برگزاری گردهمایی منتخب بومگردیهای ایران در سمنان و شاهرود را میتوان فراتر از یک رویداد صنفی یا گردشگری معمولی ارزیابی کرد. این گردهمایی، در بطن خود حامل یک پیام رسانهای مهم است؛ بومگردی در ایران دیگر صرفاً یک فعالیت اقتصادی یا اقامتی نیست، بلکه به یک موضوع هویتی، فرهنگی و اجتماعی تبدیل شده است که قابلیت روایتسازی ملی و حتی بینالمللی دارد.
فقط کافی است پای قصه امثال مازیار آل داود در اقامتگاه آتشونی روستای گرمه، قدرت مجیدی در اقامتگاه عمو قدرت روستای غرقاب شهرستان گلپایگان، عمو یحیی در اقامتگاه کلبه یاران استان گلستان، اقامتگاه ننه آقا رامسر مازندران، اکبر رضوانیان در اقامتگاه خانه نقلی کاشان، آقا و خانم میری در کلبه آقامیر پاسارگاد استان فارس، رضا شاه بیدکی در سرای جهانگرد یزد، خانم حبیب پور اقامتگاه خانم کوچیک کرمان و دهها نفر دیگر و حتی پای صحبت یاور عبیری که خود اقامتگاهدار در کرمانشاه است و جامعه بوگردیهای ایران را مدیریت میکند، نشست.
با وجود همه کمبودها و سختیهایی که در طول برگزاری وجود داشت، انتخاب سمنان و شاهرود برای چنین گردهماییای نیز معنادار است. این دو منطقه با ظرفیتهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی خود میتوانند نمونهای عینی از پیوند میان زیست بومی، میراث فرهنگی و تجربه انسانی باشند. در واقع، برگزاری این رویداد در فضایی خارج از پایتخت، خود نوعی پیام است؛ اینکه توسعه گردشگری و تولید روایتهای ملی نباید فقط در مرکز متمرکز بماند، بلکه استانها و شهرهای کمتر دیدهشده نیز میتوانند به کانونهای اصلی تولید معنا و تصویر ایران تبدیل شوند.
محتوای مطرحشده در این گردهمایی نشان میدهد که بومگردیها در نگاه سیاستگذار و فعالان این حوزه، ظرفیت آن را دارند که به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کنند. در شرایطی که جامعه معاصر با تنهایی، گسست ارتباطی و فرسایش روابط انسانی روبهروست، بومگردی میتواند بهعنوان فضایی برای بازگشت به گفتوگو، همدلی و تجربه جمعی بازنمایی شود. این دقیقاً همان نقطهای است که یک رویداد گردشگری را به یک رویداد رسانهای اثرگذارتبدیل میکند؛ زیرا مخاطب فقط با یک خدمات گردشگری مواجه نیست، بلکه با یک روایت اجتماعی از زیستن، همبستگی و اصالت روبهرو میشود.
در این چارچوب، رسانهها اگر بخواهند بهدرستی این گردهمایی را پوشش دهند، باید از نگاه صرفاً خبری یا تبلیغاتی عبور کنند و به روایتگری عمیقتر برسند. یعنی بهجای تمرکز صرف بر تعداد شرکتکنندگان، سخنرانیها یا ظرفیتهای اقامتی، باید بر داستانهای انسانی، تجربه زیسته میزبانان و میهمانان، نقش زنان و جوانان محلی، و تأثیر بومگردی بر ماندگاری جمعیت در روستاها و احیای فرهنگ بومی تمرکز شود. در چنین صورتی، گردهمایی سمنان و شاهرود میتواند به یک نمونه موفق از «رسانهپذیری» بومگردی تبدیل شود.
از سوی دیگر، این رویداد فرصتی است برای بازتعریف تصویر ایران در افکار عمومی. در فضایی که ایران اغلب در رسانهها با روایتهای سیاسی، امنیتی یا بحرانمحور دیده میشود، بومگردی میتواند چهرهای متفاوت، انسانی و امیدآفرین از کشور ارائه دهد. سمنان و شاهرود در این میان میتوانند به عنوان صحنهای برای نمایش «ایران واقعی» عمل کنند؛ ایرانی که در آن فرهنگ محلی، مهماننوازی، زیست بومی و پیوندهای اجتماعی هنوز زندهاند.
بنابراین، گردهمایی بومگردیهای ایران در سمنان و شاهرود را باید نه فقط یک همایش تخصصی، بلکه یکفرصت راهبردی برای بازسازی روایت ملی دانست. موفقیت چنین رویدادی در گروی آن است که رسانهها، مسئولان و فعالان حوزه گردشگری بتوانند از آن یک روایت یکپارچه، اصیل و اثرگذار بسازند؛ روایتی که بومگردی را به عنوان بخشی از هویت ایرانی، سرمایه اجتماعی و آینده توسعه پایدار معرفی کند.
انتهای پیام/
نظر شما