در جستجوی راه اتابکی؛ از ایذه تا فلات داخلی ایران

ایذه در گذشته یکی از مهم‌ترین مراکز مبادله میان عشایر بختیاری و ساکنان جلگه‌های خوزستان بود.

علی بحرانی‌پور استاد گروه تاریخ ایران در سده‌های میانه دانشگاه شهید چمران اهواز، در یادداشتی نوشت: منطقه‌ ایذه و پیرامون آن در شمال و شرق خوزستان، یکی از مهم‌ترین گره‌های ارتباطی میان جلگه‌های عرب‌نشین خوزستان و کوهستان‌های بختیاری در زاگرس جنوبی بوده است. این سرزمین در طول تاریخ نه‌تنها محل تلاقی فرهنگ‌ها و شیوه‌های معیشتی متفاوت، بلکه گذرگاهی راهبردی میان خوزستان، چهارمحال، کهگیلویه و فلات مرکزی ایران به شمار می‌آمد. بررسی مسیرهای تاریخی، آثار معماری، بازارها و سکونتگاه‌های عشایری در این ناحیه، تصویری روشن از شبکه‌ای از راه‌ها و مراکز اقتصادی در دوره‌ی اتابکان لر بزرگ و پس از آن ارائه می‌دهد.

رغیوه؛ مرز جلگه و کوهستان

روستای میان‌راهی رغیوه در حوالی هفتگل، در نقطه‌ای قرار گرفته که جلگه‌های عرب‌نشین شمال اهواز به پایان می‌رسد و کوهستان‌های بختیاری آغاز می‌شود. این منطقه به‌نوعی مرز طبیعی میان دو زیست‌بوم متفاوت است: دشت‌های گرم خوزستان و ارتفاعات زاگرس جنوبی. در فرهنگ بختیاری، جهت‌های مختلف دامنه‌های کوه نیز اهمیت ویژه‌ای دارند. دامنه‌ی آفتاب‌گیر را برآفتاب یا نَسه می‌نامند و دامنه‌ی سایه‌گیر شرایط اقلیمی و پوشش گیاهی متفاوتی دارد. این تفاوت‌ها در نظام کوچ، چرای دام و استقرار موقت عشایر نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است. در گویش نرکی نیز مفاهیمی مشابه با واژه‌های گینه‌ای و قوزه‌ای بیان می‌شود.

اشکفت سلمان و خانقاه صوفیان

در نزدیکی اشکفت سلمان، در کنار مجموعه‌ای از آثار باستانی و کتیبه‌های ایلامی، غاری وجود دارد که دهانه‌ آن با طاقی جناقی و تیشه‌کاری‌شده شکل گرفته است. شواهد معماری نشان می‌دهد که در کنار این مکان، بنایی احتمالاً از دوره‌ی اتابکان لر بزرگ قرار داشته که یا خانقاه صوفیان بوده یا مسجدی کوچک برای سالکان طریقت. موقعیت این غار در جهت قبله و ساختار ساده اما هدفمند آن، احتمال استفاده از آن به عنوان خلوتگاه عرفانی را تقویت می‌کند. برخی منابع تاریخی اشارات پراکنده‌ای به حضور طریقت‌هایی مانند مرشدیه یا سهروردیه در این نواحی دارند، هرچند این اشارات نیازمند تفسیر تاریخی دقیق‌تر است.

ایذه؛ مرکز مبادلات عشایری

ایذه در گذشته یکی از مهم‌ترین مراکز مبادله میان عشایر بختیاری و ساکنان جلگه‌های خوزستان بود. بازار عشایری این شهر که در ابتدا احتمالاً بازاری موقت و فصلی بوده، به تدریج به ساختاری پایدار تبدیل شد. عشایر در ساعات اولیه صبح برای خرید ابزار، پارچه و مایحتاج زندگی به بازار می‌آمدند و در مقابل محصولات دامی خود را مبادله می‌کردند. چنین بازارهایی قلب تپنده‌ی روابط اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی منطقه بودند.
در متون جغرافیایی اسلامی، شهرهایی با چنین نقشی گاه به عنوان رُستاق یا اُم‌القُری شناخته می‌شدند؛ یعنی مرکز ناحیه‌ای که روستاها و کوچ‌نشینان پیرامون به آن وابسته‌اند. ایذه نیز چنین جایگاهی داشت و از طریق شبکه‌ای از راه‌ها، جلگه‌های جنوبی خوزستان را به کوهستان‌های زاگرس و از آنجا به گندمان، لردگان، شهرکرد و اصفهان متصل می‌کرد.

راه کوهستانی ایذه به لردگان

یکی از مهم‌ترین مسیرهای تاریخی این منطقه، جاده‌ کوهستانی ایذه به لردگان است. این مسیر پرشیب و پیچ‌درپیچ که از میان دره‌ها و گردنه‌های زاگرس می‌گذرد، سابقه‌ای طولانی دارد و شواهد آن از دوره‌های ساسانی تا ایلخانی و قاجار دیده می‌شود. در طول این مسیر کاروانسراها، قلعه‌ها و ایستگاه‌های بین‌راهی متعددی ساخته شده بود که امنیت و پشتیبانی کاروان‌ها را فراهم می‌کردند.

از جمله مهم‌ترین این بناها کاروانسرای قلعه مدرسه در روستای هلایگان در جنوب ایذه است که احتمالاً در قرن هشتم هجری و در اواخر دوره مغول و زمان اتابکان لر بزرگ ساخته شده است. این بنا در مسیر جاده‌ی اتابکی قرار داشت و برای پذیرایی از مسافران و کاروان‌ها استفاده می‌شد. بقایای این کاروانسرا هنوز پابرجاست و در سفرنامه‌ها، از جمله نوشته‌های بارون دوبُد، نیز به آن اشاره شده است.

در همین مسیر آثاری چون سکه‌ی سلیمان‌شاه ایلخانی با لقب «الملک العادل» و همچنین سفال‌های وارداتی چینی موسوم به سلادن، احتمالاً از کوره‌های لونگ‌گوان، به دست آمده است. وجود چنین اشیایی نشان می‌دهد که این مسیر تنها راهی محلی نبوده، بلکه بخشی از شبکه‌ی مبادلات گسترده‌تر در دوره ایلخانی محسوب می‌شده است.

گردنه‌ها، روستاها و زیست عشایری

از دهدز تا روستای نعل‌کنان گردنه‌ای وجود دارد که به سبب شکستن نعل اسب‌ها و استرهای کاروان‌ها به این نام شهرت یافته است. در ادامه مسیر، روستاهایی چون گندمان و لردگان قرار دارند که از دیرباز محل گذر کوچ‌های عشایری بوده‌اند.

در بسیاری از نقاط این مسیر هنوز می‌توان نشانه‌های زندگی کوچ‌نشینی را دید؛ مانند مالگه‌های عشایری که زیر درختان بلوط کهنسال برپا می‌شوند. این استقرارهای موقت که در نواحی‌ای مانند سرراک دیده می‌شوند، یادگار شیوه‌ی معیشت شبانی‌اند؛ شیوه‌ای که نقش مهمی در شکل‌گیری تاریخ و فرهنگ زاگرس داشته است.

بقاع و زیارتگاه‌ها در مسیر کوچ

در امتداد این راه‌ها بقعه‌ها و گورستان‌های متعددی قرار دارند که اغلب با سنت‌های عرفانی و محلی پیوند خورده‌اند. از جمله بقعه‌ی شاه عبدالله در نزدیکی دهدز، بقعه‌ی شاه عبدالرحمن در روستای بیدله در مسیر دهدز به لردگان و زیارتگاه سلطان شهسوار. همچنین آرامگاه امیر لالپا در دره‌ی مهرگان در نزدیکی لنده قرار دارد که به خاندان جمال‌الدین عمر لالپا، از خویشاوندان اتابک هزاراسپ، نسبت داده می‌شود.

در مسیر هفتگل به باغملک نیز زیارتگاهی به نام پیر بلوط امیرالمؤمنین قرار دارد که در کنار درختان کهنسال بلوط و گورستانی قدیمی واقع شده است. این‌گونه مکان‌ها اغلب هم کارکرد زیارتی داشته‌اند و هم محل توقف کوچندگان و مسافران بوده‌اند.

قلعه‌ها و دژهای اتابکان

قدرت سیاسی اتابکان لر بزرگ در زاگرس جنوبی با شبکه‌ای از قلعه‌های کوهستانی پشتیبانی می‌شد. از جمله این قلعه‌ها می‌توان به دژ منگشت اشاره کرد؛ دژی سنگی بر فراز صخره‌ای بلند با دسترسی دشوار که دارای چشمه‌های دائمی و پناهگاه‌های متعدد بوده و گنجایش جمعیتی بیش از هزار نفر داشته است.

از دیگر استحکامات این دوره قلعه شاه منصور در تنگ لیرا در منطقه بهمئی سردسیر است که از نظر نظامی موقعیتی بسیار مهم داشته و راه دسترسی به آن از طریق مسیر سنگفرش کاروانی بوده است. همچنین قلعه سوسن در درگیری‌های میان اتابک نورالورد لر و سپاهیان امیر مبارزالدین محمد آل مظفر در سده هشتم هجری نقشی مهم ایفا کرد؛ جایی که اتابک پس از شکست به آن پناه برد.

از چغاخور تا فلات مرکزی

راه تاریخی ایذه به لردگان در ادامه به دشت‌های گندمان و تالاب چغاخور در چهارمحال و بختیاری می‌رسد. این تالاب و چشمه‌هایی چون گلوگرد از ییلاق‌های مهم طوایف بختیاری، از جمله طایفه سعیدی که قشلاق آنان در سوسن ایذه است، به شمار می‌رود. در دوره معاصر نیز باغی متعلق به تیمور بختیار در کنار این تالاب ساخته شده است.

از اینجا مسیر به سوی شهرکرد و اصفهان ادامه می‌یافت و بدین ترتیب شبکه‌ای از راه‌های کوهستانی، جلگه‌های خوزستان را به فلات مرکزی ایران متصل می‌کرد.

نگاهی اقتصادی به عصر اتابکان

در دوره اتابکان لر بزرگ، کنترل این راه‌های کوهستانی اهمیت اقتصادی و سیاسی فراوانی داشت. کاروان‌ها از طریق این مسیرها کالاهای جلگه خوزستان، از جمله محصولات کشاورزی و کالاهای وارداتی از خلیج فارس، را به مناطق کوهستانی و فلات مرکزی منتقل می‌کردند و در مقابل دام، پشم، فراورده‌های دامی و برخی محصولات کوهستانی به بازارهای خوزستان می‌رسید.

در چنین بستری حتی اشارات ادبی نیز معنای اقتصادی می‌یابند. برای نمونه، برخی پژوهشگران به غزل‌هایی از حافظ که در مدح اتابک افراسیاب سروده شده اشاره کرده‌اند و آن را در چارچوب حمایت سیاسی و اقتصادی دربارهای محلی از شاعران و اهل فرهنگ تحلیل می‌کنند؛ پدیده‌ای که بازتابی از رونق نسبی این ناحیه در سده‌های میانه است.

راه اتابکی؛ پلی میان فرهنگ‌ها

از رغیوه و هفتگل تا ایذه، دهدز، لردگان و چغاخور، مجموعه‌ای از راه‌ها، بازارها، خانقاه‌ها، زیارتگاه‌ها و قلعه‌های کوهستانی شبکه‌ای تاریخی را شکل می‌دهند که می‌توان آن را «راه اتابکی» نامید. این مسیر نه تنها راهی جغرافیایی، بلکه پلی میان فرهنگ‌ها، اقتصادها و شیوه‌های زندگی متفاوت بود؛ جایی که جلگه‌های عرب‌نشین، کوهستان‌های بختیاری خوزستان و فلات مرکزی ایران به یکدیگر پیوند می‌خوردند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405033002719
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha