فرشاد مشاکیان، مسئول معرفی و آموزش میراث جهانی سامانه آبی تاریخی شوشتر در یادداشتی نوشت: وقتی از حفاظت میراث فرهنگی سخن میگوییم، ذهن اغلب به سوی مرمت بناها، استحکامبخشی سازهها و اقدامات فنی برای جلوگیری از فرسایش آثار تاریخی میرود. بیتردید این اقدامات ضروریاند، اما تجربههای جهانی نشان دادهاند که حفاظت از میراث تنها با ابزارهای فنی تحقق نمییابد. هیچ اثر تاریخی صرفاً به واسطه دیوارها، سنگها و مصالح خود ماندگار نمیشود؛ آنچه بقای یک میراث را تضمین میکند، جایگاهی است که در ذهن و حافظه جامعه پیدا میکن
از همین منظر، آموزش و تفسیر میراث به یکی از مهمترین حوزههای مدیریت میراث فرهنگی تبدیل شده است. تفسیر میراث فرآیندی است که میکوشد میان مخاطب و اثر تاریخی رابطهای معنادار برقرار کند. در این رویکرد، هدف تنها انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه ایجاد فهم، درک و مشارکت است. بازدیدکننده باید بتواند فراتر از ظاهر یک اثر، به لایههای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی آن دست یابد و اهمیت آن را در زندگی امروز خود بازشناسد.
این موضوع در مورد میراث جهانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی به معنای آن است که ارزشهای آن تنها متعلق به یک ملت یا یک دوره تاریخی نیست، بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت به شمار میرود. با این حال، مفهوم ارزش برجسته جهانی زمانی معنا پیدا میکند که بتوان آن را برای مخاطبان تبیین کرد. در غیر این صورت، ثبت جهانی ممکن است به عنوانی افتخارآمیز شناخته شود، بیآنکه درکی عمیق از مسئولیتهای ناشی از آن شکل گرفته باشد.
در این میان، سازههای آبی تاریخی شوشتر نمونهای قابل تأمل هستند. این مجموعه صرفاً مجموعهای از بندها، کانالها، آسیابها و تأسیسات آبی نیست. آنچه این اثر را متمایز میکند، نظام فکری و دانشی است که در پس آن قرار دارد. این سازهها حاصل قرنها تجربه در شناخت آب، اقلیم، زمین و نیازهای انسانی هستند. در واقع آنچه امروز مشاهده میشود، تجسم عینی نوعی خرد مهندسی و زیستمحیطی است که توانسته میان بهرهبرداری از منابع طبیعی و پایداری محیطی تعادل برقرار کند.
اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که جهان معاصر را بنگریم. مسئله آب به یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم تبدیل شده است. تغییرات اقلیمی، افزایش جمعیت و فشار روزافزون بر منابع طبیعی، ضرورت بازاندیشی در شیوههای مدیریت آب را بیش از هر زمان دیگری نمایان ساخته است. در چنین شرایطی، مطالعه و معرفی میراثی مانند سازههای آبی شوشتر تنها به معنای بازگویی گذشته نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی تجربههای تاریخی و بهرهگیری از آنها در مواجهه با مسائل امروز است.
به همین دلیل، آموزش میراث فرهنگی باید فراتر از ارائه دادههای تاریخی حرکت کند. آموزش زمانی موفق است که بتواند میان گذشته و حال ارتباط برقرار سازد؛ زمانی که مخاطب دریابد یک اثر تاریخی تنها بازماندهای از گذشته نیست، بلکه حامل تجربهها، دانشها و ارزشهایی است که همچنان قابلیت الهامبخشی دارند. چنین نگاهی میتواند میراث فرهنگی را از موضوعی صرفاً تاریخی به منبعی برای اندیشه و گفتوگو درباره آینده تبدیل کند.
شاید مهمترین کارکرد تفسیر میراث نیز در همین نقطه نهفته باشد. تفسیر به ما کمک میکند آثار تاریخی را نه به عنوان اشیایی خاموش، بلکه به عنوان روایتهایی زنده درک کنیم؛ روایتهایی که از رابطه انسان با طبیعت، از تلاش برای سازگاری با محیط و از توانایی جوامع در خلق راهحلهای خلاقانه سخن میگویند. هنگامی که این روایتها فهمیده شوند، حفاظت از میراث دیگر صرفاً وظیفه نهادهای متولی نخواهد بود، بلکه به دغدغهای عمومی تبدیل میشود.
از این رو میتوان گفت آینده میراث فرهنگی بیش از آنکه به استحکام مصالح وابسته باشد، به استحکام آگاهی اجتماعی وابسته است. هر اندازه جامعه درک عمیقتری از ارزشهای نهفته در میراث خود پیدا کند، امکان حفاظت پایدار از آن نیز افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی آموزش و تفسیر میراث نه فعالیتی حاشیهای، بلکه بخشی بنیادین از فرایند حفاظت خواهد بود؛ فرایندی که گذشته را به حال پیوند میدهد و امکان انتقال آگاهانه آن را به آینده فراهم میسازد.
انتهای پیام/
نظر شما