به گزارش میراثآریا، فهرست مجموعه پنج جلدی «تاریخ شفاهی دانشگاه شهید چمران اهواز»، به قلم حسن دادخواه، عضو هیئت علمی دانشگاه، منتشر شد.
هدف از تدوین این مجموعه، گردآوری خاطرات و زندگینامه شماری از مفاخر، اعضای هیئت علمی پیشکسوت و یاوران علمی دانشگاه بود.
نگارش این مجموعه پنج جلدی با موضوع تاریخ شفاهی دانشگاه، همزمان با شصتمین سالگرد تأسیس دانشگاه شهید چمران اهواز در سال ۱۳۹۴ آغاز شد و در آستانۀ هفتادمین سالگرد تأسیس دانشگاه به پایان رسید.
حسن دادخواه، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا درباره تهیه مجموع کتاب پنج جلدی با موضوع تاریخ شفاهی دانشگاه، گفت: انگیزه اصلی که موجب شد تا من از ۱۰ سال پیش، همزمان با شصتمین سالگرد تأسیس دانشگاه در سال ۱۳۹۴ تا زمان انتشار این مجموعه، پیگیر گردآوری و تدوین مجموعۀ پنج جلدی کتاب «تاریخ شفاهی» دانشگاه باشم، آشنایی اولیه با برخی مفاخر و پیشکسوتان دانشگاه بود که تکتک دانشگاه را ترک کرده بودند و هیچ ارتباط سازمانی با دانشگاه نداشتند. این نیروهای ارزشمند، چه اعضای هیئت علمی و چه کارکنان، هرکدام حامل ثروتی بودند و تاریخ شفاهی دانشگاه را در یاد و خاطرات خود با خویش به بیرون برده بودند که گردآوری آن میتوانست از هدر رفتن این ثروت جلوگیری کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با یاد از شادروان دکتر بهنیا، یادآور شد: در سال ۱۳۸۴، شادروان عبدالکریم بهنیا، دو جلد کتاب را در قالب یک طرح پژوهشی در زمینۀ گردآوری زندگینامۀ شغلی و علمی اعضای هیئت علمی به چاپ رسانده بودند که حق پیشگامی در این زمینه با ایشان بود. این کتاب هنوز مورد رجوع علاقهمندان به آشنایی با چهرههای دانشگاه شهید چمران اهواز است. گرچه در آن دو جلد، موضوعاتی مانند خاطرات و پیشینه و تاریخ شفاهی دانشگاه، مورد نظر شادروان بهنیا نبود.
وی در ادامه افزود: همزمان با برگزاری شصتمین سالگرد تأسیس دانشگاه، خاطرات و زندگینامه شماری از مفاخر و بازنشستگان شامل اعضای هیئت علمی و کارکنان گردآوری شد. این اقدام، ضرورت پیگیری و ادامۀ کار را روشنتر ساخت، بهگونهای که طی ۱۰ سال گذشته، مجموعۀ پنج جلدی تهیه شد که حاوی خاطرات و زندگینامۀ شماری از اعضای دانشگاه است. این دادههای ارزشمند یکبار در یک جلد، همراه با گزارش شصتمین سالگرد تأسیس دانشگاه، گردآوری و در آن زمان منتشر شد، اما اکنون با افزودن دادههای تازه و موضوعبندی جدید، در پنج جلد منتشر شد. درک ارزشمندی این ثروت و ضرورت ارجشناسی از این نیروها و ادای احترام و نکوداشت زحمات آنان، یک لحظه مرا رها نکرد و سبب شد که وقت خود را صرف تنظیم و تدوین اطلاعات و خاطرات و پیشینۀ دانشگاه کنم.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز، در تشریح ضرورت و اهمیت کار خود افزود: تاریخ شفاهی یک مرکز علمی و پژوهشی بیگمان دربردارنده اطلاعاتی پیرامون نیروی انسانی، سازهها، خاطرات و پیشینه تاریخی آن مرکز است که در طی عمر فعالیت آن، در قالب یک کوشش دستهجمعی شکل گرفته است. در بخش نیروی انسانی، میتوان به اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشآموختگان اشاره کرد که ستون اصلی آن به شمار میروند. سازهها و شکل کالبدی یک دانشگاه هفتادساله با ساختمانهای تاریخی و ارزشمند، موضوع دوم و مجموعه یادها و خاطرات بهعنوان یک حافظۀ جمعی و تاریخ شفاهی نیز میتواند به یادآوری نکات مغفول و فراموششده کمک کند؛ ازاینرو، در کتاب «تاریخ شفاهی» به موضوعات یادشده، در حد توان و امکانات، پرداخته شد.
دادخواه بیان کرد: هدف کلی از این کار، کمک به ماندگار کردن کوششها و زحمات نیروهای انسانی دانشگاه بود تا نسل جوان و آینده بدانند که این دانشگاه با زحمات دیگران به این نقطه رسیده است. افزونبراین، نسل جوان از اعضای هیئت علمی متوجه شوند که کوشش در این مجموعۀ دانشگاهی، مانا و ماندگار خواهد شد و به فراموشی سپرده نمیشود. از رهگذر این اقدام، چهبسا چسبندگی به سازمان و روح مسئولیتپذیری بیشتر در همه ما تقویت شود. شوربختانه احساس میشود که رعایت احترام به عواطف انسانی و پیوندهای دوستانه در سازمان دانشگاه ما به درجۀ مطلوب نرسیده است. توجه به نیروی انسانی میتواند ارتباط مهرورزانه در میان پرسنل دانشگاه را تقویت کند. همانطور که گفته شد، هدف کار من، جمعبندی و دستهبندی و گزارش کوشش مجموعۀ دانشگاهیان در طی این هفتاد سال بود؛ آنانی که پس از گذران عمر مفید خود بازنشسته شدند و گرچه اکنون در دانشگاه حضور ندارند، اما کوشش آنان باید ضبط و ثبت میشد.
وی افزود: از دیگر موارد سودمندی این مجموعه، کمک به موضوع مدیریت دانش در دانشگاه بود. تاریخ شفاهی و خاطرات اعضای دانشگاه از برههای که در دانشگاه مشغول به کار بودند، میتوانست در انتقال تجارب و دانش مدیریتی آنان به نسل بعدی و مدیران پس از آنان مؤثر باشد. شوربختانه اکنون، بهرغم وجود قطب مدیریت دانش در دانشگاه، از اندوختۀ ارزشمند سلسله مدیران بهرهای برده نمیشود، بلکه هر مدیر، کارهای مدیر پیش از خود را رد و نفی میکند. ایجاد پیوستگی و تقویت حافظۀ جمعی و ترمیم گسستها بیگمان از سودهای تدوین تاریخ شفاهی در همۀ مجموعهها است.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز بیان کرد: این مهم با فراخوان و اطلاعرسانی به گروههای هدف آغاز شد. در مرحلۀ بعد با استقبال شماری از اعضای هیئت علمی روبهرو شدم که دلگرمکننده بود، ولی تعدادی از همکاران به هر علت علاقه از خود نشان ندادند. شاید تعدادی هم فراخوان را دریافت نکرده بودند. به هر حال، در جلدهای آینده میتوان به گردآوری و تنظیم زندگینامه و خاطرات این دسته از همکاران نیز اقدام کرد. پایه و اساس کار بر شخصیت دانشگاهی، فارغ از رشته و دانشکده، گذاشته شد و در این مجموعه، براساس ترتیب حروف الفبا، زندگینامهها تنظیم شد. به سخن دیگر، این اثر بنا نداشت که وظیفۀ امور اداری و معاونت پژوهشی را در بازتاب و نشر عددی و آماری تعداد کارکنان و گزارش عملکرد علمی آنان درج کند. به سخن دیگر، همکاری نامبردگان در این اثر، پس از دریافت فراخوان، با اطلاع و رضایت و ارتباط همدلانه ایشان انجام شد.
دادخواه افزود: محتوای این مجموعه به شرح زیر بود: جلد اول، شامل پیشینه دانشگاه و شماری از واحدهای دانشگاه، خاطرات متنوع و مستقل تعدادی از اعضای هیئت علمی و زندگینامۀ ۱۹ نفر از دانشآموختگان؛ جلد دوم و جلد سوم، شامل زندگینامه و خاطرات ۱۰۰ تن از اعضای هیئت علمی بازنشسته؛ جلد چهارم، شامل زندگینامۀ ۴۰ تن از اعضای هیئت علمی انتقالی به دانشگاههای دیگر و زندگینامۀ ۳۰ نفر از اعضای هیئت علمی با سابقۀ بیش از ۲۰ سال خدمت؛ و جلد پنجم شامل زندگینامۀ ۱۱۰ تن از اعضای هیئت علمی متوفا، ۹ تن از کارمندان متوفا و ۵۰ تن از کارکنان شاغل و بازنشسته بود.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه برخی از اعضای هیئت علمی زادۀ استان خوزستان بودند، حین نگارش زندگینامه و خاطرات، خودبهخود فضای شهری و فرهنگی شهرهای مختلف استان نیز بیان و برای مخاطب ترسیم شده بود. بدینمنظور، برخی نوشتهها حاوی فرهنگ، آداب و رسوم خوزستان و جایجای کشور بودند. ازاینرو، خوانندگان ضمن آشنایی با زندگینامۀ مفاخر دانشگاه و تاریخ و پیشینۀ آن، با آداب و رسوم و فرهنگ خوزستان و دیگر استانهای کشور تا حدودی آشنا میشدند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز تصریح کرد: یکی از ویژگیهای این پنج جلد کتاب، توجه نمادین به کارکنان و یاوران علمی دانشگاه بود؛ افرادی که در طول ۷۰ سال گذشته دوشادوش اعضای هیئت علمی فعالیت کردند و بخشهای اداری، آموزشی و پژوهشی دانشگاه را اداره کردند. توجه نمادین به دانشآموختگان در این مجموعه میتوانست به تقویت انجمن دانشآموختگان دانشگاه و ایجاد ارتباط دو سویه میان دانشگاه و آنان و شناخت فضای دانشگاه در دورۀ حضور ایشان بهعنوان دانشجو کمک کند.
دادخواه گفت: ویرایش ادبی این مجموعه پنج جلدی توسط داوود پورمظفری، عضو هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه، انجام شد که جا داشت از کوشش و زحمت ایشان قدرشناسی شود. همچنین، میترا فلاحی حروفچینی و صفحهآرایی را انجام دادند. فرزاد موسوی، بهطور افتخاری و به احترام دانشگاه، روی جلد را طراحی کردند و علی شفیعی، سرپرست ادارۀ چاپ و انتشارات دانشگاه، متعهدانه پیگیریهای پیش از چاپ را به ثمر رساندند. جا دارد از همه آنان ارجشناسی شود. قابل ذکر است که این اقدام براساس علاقه و تعهد و احساس دین من به دانشگاه و همکاران دانشگاهی و فارغ از سازوکار یک طرح پژوهشی متعارف انجام شد.
انتهای پیام/
نظر شما