سنگ و بنا، یا حافظه و معنا؛ مسئله این است

اسدالله حقانی، فعال رسانه، در یادداشتی نوشت: چهل‌وهشتمین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو که از ۱۹ تا ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ در بوسان جمهوری کره برگزار می‌شود، صرفا یک رویداد اداری برای بررسی چند پرونده ثبت جهانی نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین عرصه‌های معاصر برای گفت‌وگو درباره نسبت میان میراث، سیاست حفاظت، هویت ملی، بحران‌های جهانی و حافظه مشترک بشری به شمار می‌رود. هر ساله، توجه افکار عمومی بیشتر به این بخش جلب می‌شود که کدام اثر وارد فهرست میراث جهانی خواهد شد، اما در سطحی عمیق‌تر، آنچه در کمیته میراث جهانی جریان دارد، بحث بر سر این پرسش بنیادین است که بشریت در قرن بیست‌ویکم چه چیزی را شایسته حفظ‌کردن می‌داند، چرا، و با چه مسئولیتی.

فهرست میراث جهانی، از زمان شکل‌گیری خود، تنها یک فهرست افتخاری نبوده است. این فهرست، در ذات خود، تجسم نوعی توافق جهانی بر سر «ارزش برجسته جهانی» است: مفهومی که می‌کوشد آثار فرهنگی و طبیعی را فراتر از مرزهای ملی تعریف کند. به بیان دیگر، وقتی اثری در این فهرست قرار می‌گیرد، از سطح دارایی یک کشور فراتر می‌رود و در مقام بخشی از میراث بشریت شناخته می‌شود. همین جابه‌جاییِ معنایی است که ثبت جهانی را به رخدادی مهم در عرصه دیپلماسی فرهنگی بدل کرده است. دولت‌ها با پرونده‌های ثبت جهانی، نه فقط از بناها، محوطه‌ها یا منظرهای خود دفاع می‌کنند، بلکه تصویری از تاریخ، هویت، مشروعیت فرهنگی و سهم تمدنی خویش را نیز به جهان عرضه می‌دارند.

اجلاس ۲۰۲۶ در چنین بستری اهمیت مضاعف می‌یابد. بر پایه اسناد رسمی یونسکو، در این نشست ۳۳ پرونده نامزدی در دستور بررسی قرار گرفته است، از منظرهای فرهنگی و محوطه‌های باستانی گرفته تا آثار طبیعی و پرونده‌های مرکب. همین تنوع نشان می‌دهد که نگاه جهانی به میراث، دیگر محدود به الگوی کلاسیک «بنای تاریخی شاخص» نیست. امروز یونسکو بیش از گذشته به شبکه‌های فرهنگی، منظرهای زیسته، سامانه‌های تاریخی، تعامل انسان و طبیعت و روایت‌های چندلایه مکانی توجه دارد. این تحول، نشانه عبور از فهمی ایستا از میراث به سوی درکی پویا و رابطه‌مند است که میراث را نه یک شیء منجمد در گذشته، بلکه بخشی زنده از تجربه تاریخی انسان می‌بیند.

در جهان امروز، این نگاه تازه به میراث با بحران‌های معاصر پیوندی مستقیم یافته است. جنگ، مهاجرت، تغییرات اقلیمی، توسعه شتاب‌زده شهری، گردشگری انبوه (اورتوریسم) و حتی منازعات هویتی، همگی بر سرنوشت میراث جهانی اثر می‌گذارند. از این رو، کمیته میراث جهانی دیگر فقط محل تصمیم‌گیری درباره ثبت آثار نیست، بلکه به نوعی اتاق فکر بین‌المللی حفاظت در عصر بحران تبدیل شده است. اکنون پرسش اصلی فقط این نیست که چه چیزی واجد ارزش ثبت است، بلکه این است که آیا نظام‌های مدیریتی کشورها می‌توانند از آن ارزش در برابر فشارهای نوین محافظت کنند یا نه. در این معنا، ثبت جهانی بیش از آنکه پایان یک مسیر باشد، آغاز دوره‌ای از مسئولیت‌پذیری مستمر است.

از منظر فلسفی نیز، نشست‌های یونسکو را می‌توان بازتاب دو گرایش مهم در فهم میراث دانست. گرایش نخست، میراث را صورت‌بندی حافظه می‌داند: یعنی آنچه ملت‌ها و جوامع برای دوام روایت تاریخی خود حفظ می‌کنند. گرایش دوم، میراث را امری اخلاقی و جهانی تلقی می‌کند: نوعی تعهد مشترک برای پاسداشت آنچه نابودی‌اش، فقیر شدن کل بشریت را در پی دارد. تنش و تعامل میان این دو نگاه، در بسیاری از پرونده‌ها حضور دارد: از یک سو، هر کشور می‌کوشد اثر خود را در چارچوب روایت ملی عرضه کند و از سوی دیگر، باید نشان دهد که آن اثر از مرزهای ملی فراتر می‌رود و برای جهان نیز معنایی استثنایی دارد. همین نقطه است که کمیته میراث جهانی را به میدان ظریف چانه‌زنی میان ملی‌بودن و جهانی‌بودن تبدیل می‌کند.

در همین چارچوب، ثبت‌های جدید هر سال را باید نشانه‌ای از تغییر ذائقه و تحول نظری در میراث‌پژوهی جهانی نیز دانست. برای سال‌ها، بسیاری از ثبت‌های جهانی بر آثار monumental و بناهای بزرگ و شناخته‌شده متمرکز بودند، اما اکنون پرونده‌هایی که بر بسترهای فرهنگی پیچیده، نظام‌های دفاعی، مناظر تاریخی، سکونتگاه‌های چندلایه و پیوندهای اکولوژیک تاکید دارند، با اقبال بیشتری مواجه‌ هستند. این تغییر، حامل این پیام است که جهان امروز دیگر صرفا به شکوه کالبدی نمی‌نگرد، بلکه به معنای تاریخی، ظرفیت روایی، پیوند با زیست‌بوم و امکان تداوم‌پذیری نیز توجهی جدی دارد.

در چنین فضایی، اشاره به برخی پرونده‌های مهم مطرح در اجلاس ۲۰۲۶ نیز از همین منظر معنادار می‌شود. آثار پیشنهادی این دوره، بنا بر اسناد رسمی، مجموعه‌ای متنوع از میراث فرهنگی و طبیعی را نمایندگی می‌کنند و همین تنوع، بازتاب جغرافیای چندصدای حافظه جهانی است. هر یک از این پرونده‌ها، خواه یک محوطه باستانی باشد، خواه یک منظر فرهنگی یا یک سامانه طبیعی منحصربه‌فرد، در واقع حامل این پرسش‌اند که چه نوع میراثی باید در اولویت حفاظت جهانی قرار گیرد. از این حیث، ثبت‌های امسال صرفا «افزوده‌شدن چند نام به یک فهرست» نیست، بلکه نشانه‌ای از جهت‌گیری آینده نظام جهانی حفاظت است.

در این میان، ایران نیز به‌طور طبیعی سهم و جایگاهی در این گفت‌وگو دارد، هرچند فهم جایگاه آن تنها در چارچوب یک پرونده خاص خلاصه نمی‌شود. پرونده «قلعه الموت و استحکامات وابسته» که در این دوره در دستور بررسی قرار گرفته، از این جهت اهمیت دارد که با رویکردی فراتر از تک‌بنا، به یک منظومه تاریخی-دفاعی می‌پردازد و با گرایش‌های جدید یونسکو در تعریف میراث هم‌سو است. اهمیت این اشاره، نه صرفا از منظر ملی، بلکه از آن رو است که نشان می‌دهد پرونده‌های ایرانی نیز به شکل فزاینده‌ای در حال انطباق با زبان تخصصی و مفهومی جدید نظام میراث جهانی هستند. در این زبان جد ید ارزش برجسته جهانی باید از خلال اصالت، یکپارچگی، بستر جغرافیایی، نظام حفاظتی و قدرت روایت‌گری تاریخی اثبات شود.

با این همه، اهمیت نشست ۲۰۲۶ فقط در فهرست ثبت‌ها نیست، بلکه در پیامی است که به جهان مخابره می‌کند. در دورانی که بسیاری از جوامع با فرسایش حافظه تاریخی، تعارض‌های هویتی و شتاب تخریب زیست‌محیطی روبه‌رو هستند، یونسکو می‌کوشد از میراث جهانی نه به‌عنوان امر لوکس فرهنگی، بلکه به‌مثابه بنیانی برای گفت‌وگوی تمدنی، آموزش عمومی، توسعه پایدار و حتی بازسازی اجتماعی دفاع کند. به همین دلیل، نشست‌های کمیته میراث جهانی را باید بخشی از مباحث بزرگ‌تر زمانه ما دانست: این‌که جوامع چگونه گذشته خود را به رسمیت می‌شناسند، چگونه آن را به نسل‌های آینده منتقل می‌کنند، و چگونه از دل میراث، زبان مشترکی برای همزیستی می‌سازند.

شاید به همین سبب باشد که ثبت جهانی، برخلاف ظاهر اداری‌اش، واجد بُعدی عمیقا انسانی و حتی فلسفی است. هر ثبت تازه، در اصل، نوعی پاسخ به فراموشی است. پاسخی به این هراس که اگر چیزی ثبت، مستند و حفاظت نشود، ممکن است در هیاهوی زمانه از دست برود. فهرست میراث جهانی، در این معنا، فقط آرشیو افتخارات ملت‌ها نیست، نوعی مقاومت فرهنگی در برابر زوال، خشونت، بی‌تفاوتی و فراموشی است. اجلاس بوسان نیز در امتداد همین منطق، بار دیگر این پرسش را پیش‌روی جهان قرار می‌دهد که در دوران بحران‌های پی‌درپی، حفاظت از میراث دقیقا به معنای حفاظت از چه چیزی است: سنگ و بنا، یا حافظه معنا؟ 

پاسخ یونسکو، دست‌کم در سازوکار کمیته میراث جهانی، روشن به نظر می‌رسد: حفاظت از میراث، در نهایت حفاظت از همان شبکه معانی، تجربه‌ها و دستاوردهایی است که انسان را در مقام یک موجود تاریخی تعریف می‌کند. از این منظر، ثبت‌های جهانی امسال، فارغ از آنکه کدام پرونده‌ها در نهایت رای مثبت بگیرند، حامل یک حقیقت مشترک هستند: جهان هنوز بر این باور ایستاده است که بخشی از آینده بشر، از مسیر حفاظت آگاهانه از گذشته او می‌گذرد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405043002217
دبیر مرضیه امیری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha