شهین پزشکی، صنعتگر و پژوهشگر برجسته هنرهای سنتی در یادداشتی نوشت: در سالهای اخیر، یکی از چالشهای قابل تأمل در فضاهای اجتماعی، حرفهای و هنری، کمرنگشدن فرهنگ احترام متقابل و پاسداشت جایگاه، دانش و تجربه پیشکسوتان است. گاه رفتارهای نابخردانهای از سوی افرادی مشاهده میشود که با گذراندن آموزشهایی سطحی، کوتاهمدت و غیراصولی در حوزه هنرهایی با پیشینه و پشتوانه تاریخی غنی، هنوز غوره نشده، میخواهند مویز شوند. آنان با برگزاری نشستها و دورهمیهای نمایشی و معرکهگیرانه، میکوشند خود را در زمره استادان باتجربه معرفی کنند، اما به جای بهرهگیری از تواضع و فروتنی و تلاش برای ارتقای دانش عملی و توان هنری خود، گرفتار نوعی خودبزرگبینی میشوند و حرمت روابط انسانی، اخلاق حرفهای و شأن اهل فن را نادیده میگیرند.
در چنین فضایی، برخی با توسل به لفاظیهای غیرمسئولانه و دور از نزاکت، میکوشند از طریق تشویش اذهان عمومی، فضاسازی و جنجالآفرینی، برای خود اعتباری مصنوعی فراهم آورند و در قامت مصلحی مطلق و دانایی بینقص ظاهر شوند؛ حال آنکه دانش و هنر حقیقی همواره با فروتنی، ادب، احترام و مسئولیتپذیری همراه بوده است، نه با هیاهو، خودستایی و نفی دیگران.
بر پایه آموزههای گذشتگان، ارزش واقعی انسانها نه در ثروت، مقام، شهرت کاذب و سخنگفتن با واژههای پرطمطراق است و نه حتی صرفاً در ارائه اثری کامل و بینقص؛ بلکه این اخلاق، ادب، دانش و شیوه برخورد آنان با دیگران است که شخصیت و جایگاه حقیقی یک هنرمند را آشکار میکند. جامعهای که احترام به انسانها، بهویژه صاحبان تجربه، دانش و مهارت، در آن تضعیف شود، بهتدریج بخشی از سرمایه فرهنگی، اخلاقی و معنوی خود را از دست خواهد داد.
از این رو، بازگشت به فرهنگ احترام، فروتنی و قدرشناسی، ضرورتی انکارناپذیر برای حفظ سلامت روابط اجتماعی و ارتقای اخلاق عمومی به شمار میآید.
امروزه بیش از هر زمان دیگری، نیاز به فرهنگسازی اخلاقی احساس میشود؛ زیرا بسیاری از پیوندها و نهادهای سنتی که در گذشته رفتار افراد را هدایت و تنظیم میکردند، تضعیف شدهاند. در جوامع سنتی، خانواده، محله، اصناف، فتوتنامهها و مرامنامههای حرفهای نقش مهمی در انتقال ارزشهایی همچون امانتداری، احترام، انصاف، مروت و مسئولیتپذیری داشتند؛ اما با گسترش زندگی مدرن، فردگرایی، رقابتهای اقتصادی و ارتباطات مجازی، بخشی از این نظامهای تربیتی و نظارتی کمرنگ شدهاند.
کاهش توجه به حرمتها و اصول اخلاقی، پیامدهایی چون کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش تقلب و سودجویی، تضعیف روابط انسانی و گسترش احساس ناامنی و بیاعتمادی را به دنبال دارد. در چنین شرایطی، فرهنگسازی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتماعی است؛ زیرا هیچ جامعهای بدون برخورداری از سرمایه اخلاقی و اعتماد متقابل نمیتواند به توسعهای پایدار دست یابد.
فرهنگسازی نیز صرفاً به معنای تکرار توصیههای اخلاقی نیست؛ بلکه مستلزم ایجاد باور، آموزش مستمر و الگوسازی در خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانهها و محیطهای کاری است. هنگامی که افراد در عمل ببینند صداقت، احترام، انصاف و مسئولیتپذیری ارزشمند و شایسته تشویقاند، این رفتارها بهتدریج به هنجارهایی پایدار در جامعه تبدیل خواهند شد.
از منظر فتوتنامهها و مرامنامههای اصناف نیز، اخلاق تنها یک فضیلت فردی نبود، بلکه ضامن بقای جامعه و اعتبار حرفهای صاحبان مشاغل، استادان و هنرمندان به شمار میآمد. استادان به شاگردان میآموختند که «پیش از آموختن فن، باید ادب و مروت را بیاموزند».
این نگاه نشان میدهد که مهارت بدون اخلاق میتواند به ابزاری برای منفعتطلبی و خودنمایی تبدیل شود؛ اما مهارت همراه با اخلاق، زمینهساز آبادانی جامعه، ارتقای اعتبار حرفهای و رشد شخصیت انسان خواهد بود.
بنابراین، نیاز امروز به فرهنگسازی از آن روست که پیشرفت فناوری و توسعه اقتصادی، اگر با رشد اخلاقی و تقویت مسئولیتپذیری اجتماعی همراه نباشد، نمیتواند سعادت فردی و اجتماعی را تضمین کند.
جامعهای که اخلاق، امانتداری، احترام متقابل و حرمت انسانی را پاس بدارد، از اعتماد، آرامش و همبستگی بیشتری برخوردار خواهد بود و مسیر توسعه آن نیز پایدارتر، انسانیتر و امیدبخشتر خواهد شد.
انتهای پیام/
نظر شما