محمدعلی ودود، عضو شورای هنر بنیاد ملی نخبگان در یادداشتی نوشت: یکی از خلاهای بنیادین در نظام دانش هنرهای سنتی ایران، نبود یک مرجع جامع، مستند و روزآمد برای ثبت، حفاظت، تحلیل و انتقال واژگان و اصطلاحات تخصصی این حوزه است؛ گنجینهای زبانی که بخش مهمی از دانش تاریخی و تجربی هنرهای سنتی در آن نهفته است.
در طول هزاران سال، هر یک از رشتههای هنرهای سنتی ایران در تعامل با جغرافیا، فرهنگ، اقلیم و زندگی اجتماعی مردم، مجموعهای از واژگان محلی، اصطلاحات فنی، نام ابزارها و مواد، شیوههای اجرا، وجوه تسمیه، مفاهیم تخصصی و روایتهای استادکاران را پدید آوردهاند. بسیاری از این واژهها امروز تنها در حافظه استادان و هنرمندان سالخورده زندهاند و با از میان رفتن هر حامل این دانش، بخشی از آن برای همیشه در معرض فراموشی قرار میگیرد.
از این منظر، تدوین «دانشنامه جامع لغات و اصطلاحات هنرهای سنتی ایران» نباید یک پروژه صرفاً واژهنامهای تلقی شود؛ بلکه باید آن را یک پروژه ملی برای نجات و سازماندهی دانش ناملموس هنرهای سنتی دانست.
اما چرا این پروژه یک ضرورت فوری است؟
نخست، زیرا بخشی از دانش هنرهای سنتی ایران اساساً در کتابها ثبت نشده و در قالب دانش شفاهی و تجربه زیسته استادـشاگردی منتقل شده است.
دوم، زیرا بسیاری از اصطلاحات در مناطق مختلف کشور دارای نامها، تلفظها و کاربردهای متفاوتاند و ثبت این تنوع میتواند نقشهای ارزشمند از جغرافیای فرهنگی و تنوع دانشی هنرهای سنتی ایران ایجاد کند.
سوم، زیرا بدون تثبیت زبان تخصصی، تدوین یک نظام علمی و استاندارد آموزش هنرهای سنتی با دشواری جدی مواجه خواهد بود. نمیتوان دانش یک رشته را بهصورت دقیق آموزش داد، در حالی که بخش مهمی از واژگان و مفاهیم آن هنوز مستند و تعریف نشدهاند.
از همین رو، این دانشنامه میتواند زیرساخت محتوایی نظام آموزش هنرهای سنتی از دوره ابتدایی و آموزش عمومی تا دانشگاه، آموزشهای مهارتی و تحصیلات تکمیلی باشد.
پژوهشکده هنرهای سنتی؛ مناسبترین نهاد برای اجرای این مأموریت پژوهشکده هنرهای سنتی به دلیل دسترسی همزمان به کارگاههای زنده، استادان و پیشکسوتان، منابع تاریخی، تجربه عملی رشتههای مختلف و ظرفیت پژوهشی، میتواند مناسبترین نهاد برای راهبری این پروژه باشد.
پیشنهاد میشود این طرح با تشکیل یک شورای علمی ملی و کارگروههای تخصصی هر رشته آغاز شود و در آن، پژوهشگران، استادان درجهیک، دانشگاهیان، زبانشناسان، دانشجویان صنایعدستی، نمایندگان تشکلهای تخصصی و حاملان دانش بومی مشارکت داشته باشند.
هر مدخل دانشنامه نیز میتواند فراتر از یک تعریف ساده، شامل واژه، تلفظ، خاستگاه جغرافیایی، وجوه تسمیه، تعریف تخصصی، کاربرد، تصویر یا مستند تصویری، ابزار و تکنیک مرتبط، نام استادان شناختهشده و منابع مکتوب و شفاهی باشد.
در نهایت، این پروژه میتواند به یک دانشنامه دیجیتال ملی و قابل توسعه تبدیل شود؛ مرجعی که هم برای پژوهشگر و دانشگاه قابل استناد باشد، هم برای استادکار و هنرمند کاربرد عملی داشته باشد و هم بتواند مبنای تولید محتوای آموزشی و حتی توسعه ابزارهای هوشمند و فناوریهای نوین در حوزه هنرهای سنتی قرار گیرد.
یک فراخوان برای اقدام
امروز مسئله فقط حفظ چند واژه فراموششده نیست؛ مسئله حفظ زبان یک تمدن هنری است.
اگر ثبت و مستندسازی این دانش به تأخیر بیفتد، بخشی از آن با نسل حاملانش از میان خواهد رفت و بازسازی آن در آینده ممکن است ناممکن یا بسیار پرهزینه باشد.
بنابراین، تدوین «دانشنامه جامع لغات و اصطلاحات هنرهای سنتی ایران» شایسته است بهعنوان یکی از مأموریتهای ملی پژوهشکده هنرهای سنتی در دستور کار وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی قرار گیرد و با مشارکت وزارت علوم، وزارت آموزشوپرورش، نهادهای مهارتی، دانشگاهها، فرهنگستان هنر، تشکلهای تخصصی و جامعه استادان و هنرمندان کشور دنبال شود.
این پروژه، ثبت واژهها نیست؛ ثبت حافظه یک تمدن است. و شاید هنوز برای نجات بخشی از این حافظه فرصت داشته باشیم.
انتهای پیام/
نظر شما