سمنان؛ جایی که آب، دانش شد و دانش به میراث رسید

جواد طیبی، فعال رسانه‌ای استان سمنان در یادداشتی نوشت: در سرزمین‌هایی که آب فراوان است، شاید آب تنها یکی از عناصر طبیعت باشد؛ اما در سرزمینی مانند سمنان، آب هیچ‌گاه فقط «آب» نبوده است. آب در این جغرافیا معنای زندگی داشته؛ عاملی برای شکل‌گیری سکونت، رونق کشاورزی، پیدایش باغ‌ها، شکل‌گیری محله‌ها، توسعه شهر و حتی تنظیم روابط اجتماعی. انسان سمنانی در مواجهه با اقلیم خشک و منابع محدود، به جای تسلیم شدن در برابر طبیعت، دانش و تجربه‌ای را در طول نسل‌ها شکل داده که امروز خود بخشی از میراث فرهنگی این سرزمین است. به همین دلیل، اگر بخواهیم از میراث فرهنگی سمنان سخن بگوییم، باید بخشی از مهم‌ترین آن را نه فقط در بناهای باشکوه و آثار تاریخی، بلکه در نظام هوشمندانه‌ای ببینیم که نیاکان این سرزمین برای دستیابی، انتقال، ذخیره، تقسیم و مصرف آب پدید آوردند.

سمنان را نمی‌توان بدون فهم رابطه تاریخی مردم این سرزمین با آب شناخت. جغرافیای طبیعی استان، از دامنه‌های البرز تا دشت‌های خشک و نیمه‌بیابانی، همواره انسان را با یک پرسش بنیادین مواجه کرده است: چگونه می‌توان در سرزمینی کم‌آب، زندگی پایدار ساخت؟ پاسخ این پرسش در طول قرن‌ها در مجموعه‌ای از سازه‌ها، دانش‌ها، قواعد، مشاغل و فرهنگ‌های مرتبط با آب شکل گرفت؛ از قنات و چشمه و جوی گرفته تا آب‌انبار و استخر و آسیاب و باغ، و از همه مهم‌تر، نظام سنتی تقسیم و مدیریت آب. پژوهش‌های انجام‌شده درباره شهر تاریخی سمنان نیز نشان می‌دهد که شبکه سنتی تقسیم آب، صرفاً یک تأسیسات آبرسانی نبوده، بلکه در شکل‌گیری ساختار محله‌ها، باغ‌ها، معابر و منظر تاریخی شهر نقش داشته و به‌عنوان یکی از لایه‌های شکل‌دهنده منظر فرهنگی سمنان قابل مطالعه است.

این نگاه، ما را به یکی از شگفت‌انگیزترین جلوه‌های میراث آب سمنان می‌رساند: پارا. پارا را نباید تنها یک آب‌پخش‌کن تاریخی دانست. پارا نقطه‌ای در یک نظام گسترده بوده که در آن آب رودخانه گل‌رودبار، پس از طی مسیر خود، برای ورود به شبکه‌ای از نهرها و استخرهای شهر سامان می‌یافته است. در توصیف این نظام، آب پس از رسیدن به محل پارا از روی مجموعه‌ای از سازه‌های پلکانی یا «برجُم» عبور می‌کرد تا جریان آن یکنواخت شود و سپس بر اساس سهم و حقابه، به مسیرهای مختلف هدایت شود. منابع موجود پنج نهر اصلی مرتبط با این نظام را نام می‌برند که آب را به استخرهای شهر می‌رسانده‌اند.

اما عظمت این نظام در خود سازه‌ها خلاصه نمی‌شود؛ عظمت واقعی آن در دانشی است که پشت سازه‌ها قرار داشته است. در روزگاری که نه سامانه‌های هوشمند امروزی وجود داشت، نه ابزارهای دقیق اندازه‌گیری و نه شبکه‌های مدرن انتقال آب، مردم این شهر توانسته بودند نظامی برای تقسیم یک منبع محدود ایجاد کنند که بر پایه سهم، حقابه، نوبت و مسئولیت اجتماعی عمل می‌کرد. در محل پارا نیز فردی به نام «پارابان» بر جریان تقسیم آب نظارت داشته است. بنابراین آنچه امروز از آن به عنوان پارا یاد می‌کنیم، در حقیقت تنها یک سازه نیست؛ بخشی از یک نظام فنی و اجتماعی برای اداره آب است.

در چنین نظامی، آب مسیر خود را از طبیعت تا زندگی انسان طی می‌کرد. از رودخانه به پارا می‌رسید، در آنجا تقسیم می‌شد، از نهرهای مختلف عبور می‌کرد و در استخرهای ذخیره قرار می‌گرفت و سپس از طریق جوی‌های منشعب، به باغ‌ها و زمین‌های پایین‌دست می‌رسید. گزارش‌های تاریخی از شش استخر اصلی در ارتباط با این شبکه یاد کرده‌اند و پژوهش‌های مرتبط نیز نشان داده‌اند که این شبکه آبیاری چگونه با ساختار تاریخی شهر، محله‌ها و باغ‌های سمنان در هم تنیده بوده است.

استخر در این میان فقط یک مخزن آب نبود. استخر بخشی از ریتم زندگی شهر بود؛ آب در آن ذخیره می‌شد تا امکان بهره‌برداری از آن در زمان مناسب فراهم شود و از آنجا شبکه‌های فرعی، آب را به نقاط مختلف می‌رساندند. در واقع، اگر پارا را نقطه تصمیم و تقسیم بدانیم، استخرها را می‌توان بخشی از زیرساخت ذخیره و تنظیم این نظام دانست. موقعیت برخی از این استخرها در ارتباط با باغ‌ها و بافت تاریخی، نشان می‌دهد که آب چگونه در شکل‌گیری منظر شهری سمنان اثر گذاشته است. استخر تاریخی کدیور، برای نمونه، در کنار فضای تاریخی نی‌کیژه قرار گرفته و خود نیز در فهرست آثار ملی ثبت شده است.

از سوی دیگر، آب‌انبارها جلوه دیگری از همین عقلانیت تاریخی هستند. در اقلیم نیمه‌بیابانی، ذخیره آب برای زمان کم‌آبی و گرمای سال، ضرورتی حیاتی بود. آب‌انبار با معماری ویژه خود، آب را برای استفاده مردم ذخیره می‌کرد و ساختار آن به خنک ماندن آب کمک می‌کرد. وجود آب‌انبارهای متعدد در سمنان و دیگر نقاط استان، نشان می‌دهد که مسئله آب چگونه به معماری و فرهنگ عمومی جامعه راه پیدا کرده بود. آب‌انبار دیگر صرفاً یک مخزن نبود؛ بخشی از حیات محله، بخشی از مسیرهای شهری و بخشی از خاطره جمعی مردم بود.

در حقیقت، می‌توان گفت نیاکان سمنانی یک «زنجیره آب» ساخته بودند؛ زنجیره‌ای که از طبیعت آغاز می‌شد و به زندگی اجتماعی ختم می‌گردید. آب از سرچشمه و رودخانه می‌آمد، در مسیر خود از سازه‌های مختلف عبور می‌کرد، در پارا تقسیم می‌شد، از نهرها می‌گذشت، در استخرها ذخیره می‌شد، در جوی‌های کوچک‌تر جریان می‌یافت و سرانجام به باغ، مزرعه، خانه و محله می‌رسید. در برخی روایت‌های تاریخی حتی از عبور آب در مسیر خود از آسیاب‌های آبی سخن گفته شده است؛ یعنی یک جریان آب می‌توانست همزمان در تأمین نیازهای کشاورزی، اقتصادی و معیشتی جامعه نقش داشته باشد.

این موضوع یک نکته بسیار مهم را درباره میراث فرهنگی سمنان روشن می‌کند: میراث فقط آن چیزی نیست که ساخته شده؛ آن چیزی است که انسان درباره ساختن و زیستن آموخته است. دیوار آب‌انبار، سنگ پارا، مسیر جوی و بدنه استخر، بخش ملموس این میراث‌اند؛ اما حقابه، شیوه تقسیم آب، نقش پارابان، زمان‌بندی آبیاری، دانش مقنی، قواعد عرفی و حتی واژه‌ها و روایت‌های مرتبط با آب، بخش ناملموس آن را شکل می‌دهند. اگر فقط بنا را حفظ کنیم و دانش را فراموش کنیم، در واقع نیمی از میراث را از دست داده‌ایم.

از همین منظر، نظام سنتی تقسیم آب سمنان را باید یکی از جلوه‌های مهم دانش بومی و حکمرانی اجتماعی منابع دانست. این نظام نشان می‌دهد که جامعه‌ای در یک محیط کم‌آب چگونه توانسته است برای یک منبع محدود، قواعدی ایجاد کند که در طول زمان استمرار پیدا کند. پژوهش‌های تاریخی و مردم‌نگارانه درباره نظام آبیاری سنتی سمنان نیز از وجود شوراهای آب‌یاری، سهم‌بران و کارگزاران مرتبط با استخرها و تقسیم آب سخن گفته‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این نظام دارای ساختار اجتماعی گسترده‌تری از یک شبکه ساده انتقال آب بوده است.

اهمیت این میراث زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم نظام سنتی تقسیم آب سمنان در سال ۱۳۹۰ در فهرست میراث ناملموس ملی ثبت شده است. این ثبت خود نشان می‌دهد که آنچه ارزشمند تلقی شده، صرفاً یک سازه فیزیکی نیست، بلکه دانش و شیوه سنتی تقسیم آب به‌عنوان بخشی از میراث فرهنگی مورد توجه قرار گرفته است.

امروز اما بخش قابل توجهی از آن نظام تاریخی، کارکرد اصلی خود را از دست داده یا کارکرد آن محدود شده است. توسعه شبکه‌های جدید آبرسانی، تغییر الگوی کشاورزی، گسترش شهر، تغییر سبک زندگی و کاهش وابستگی مردم به سازه‌های سنتی آب باعث شده بسیاری از این عناصر از چرخه روزمره زندگی خارج شوند. آب‌انبارهایی که زمانی نیاز حیاتی مردم را تأمین می‌کردند، امروز عمدتاً ارزش تاریخی و فرهنگی دارند؛ استخرهایی که زمانی بخشی از شبکه اصلی زندگی شهر بودند، در برخی نقاط کارکرد گذشته خود را از دست داده‌اند و بخش‌هایی از مسیرهای سنتی آب نیز در معرض تغییر و فراموشی قرار گرفته‌اند. با این حال، همین تغییر کارکرد نباید به معنای پایان زندگی میراث باشد. اتفاقاً اینجا نقطه آغاز مرحله جدیدی از حفاظت است.

امروز وظیفه میراث فرهنگی فقط مرمت دیوار و سقف نیست؛ بلکه باید منطق تاریخی یک اثر را برای نسل امروز قابل فهم کند. وقتی از پارا صحبت می‌کنیم، باید بتوانیم به نسل جدید توضیح دهیم که چرا ساخته شد، آب چگونه در آن تقسیم می‌شد، پارابان چه نقشی داشت، استخرها چه کارکردی داشتند و این نظام چگونه به شکل‌گیری شهر کمک کرد. وقتی درباره یک آب‌انبار سخن می‌گوییم، باید داستان مردمی را روایت کنیم که برای عبور از فصل گرما، آب را ماه‌ها پیش ذخیره می‌کردند. وقتی از استخرهای تاریخی سخن می‌گوییم، باید ارتباط آنها را با باغ‌ها، محلات و اقتصاد شهر نشان دهیم.

اینجاست که مفهوم «میراث آب» اهمیت پیدا می‌کند. میراث آب سمنان نباید فهرستی از چند آب‌انبار، استخر و سازه تاریخی باشد؛ بلکه باید به عنوان یک منظر فرهنگی دیده شود؛ منظری که در آن طبیعت، آب، معماری، کشاورزی، باغ، شهر، محله و فرهنگ انسانی به یکدیگر متصل شده‌اند. چنین نگاهی به ما اجازه می‌دهد به جای حفاظت جزیره‌ای از آثار، ارتباط میان آنها را نیز حفظ کنیم.

شاید مهم‌ترین ارزش میراث آب سمنان برای امروز، درسی باشد که درباره رابطه انسان و طبیعت به ما می‌دهد. انسان گذشته در این سرزمین می‌دانست که آب محدود است؛ بنابراین برای آن قاعده وضع کرد، برای آن نوبت تعریف کرد، برای آن مسئول تعیین کرد و برای رساندن آن به نقاط مختلف، زیرساخت ساخت. این دانش را نمی‌توان صرفاً با نگاه نوستالژیک دید. در روزگاری که مسئله آب بار دیگر به یکی از مهم‌ترین مسائل کشور تبدیل شده است، میراث آب می‌تواند به یک منبع الهام برای گفت‌وگو درباره پایداری، سازگاری با اقلیم و مسئولیت اجتماعی تبدیل شود.

از سوی دیگر، همین میراث می‌تواند ظرفیت تازه‌ای برای گردشگری فرهنگی سمنان ایجاد کند؛ اما نه گردشگری‌ای که فقط به بازدید از یک بنای تاریخی محدود باشد. آنچه می‌تواند سمنان را متمایز کند، تجربه داستان آب است. گردشگر می‌تواند مسیری را دنبال کند که از سرچشمه آغاز شود، به مسیر تاریخی آب برسد، پارا و برجُم‌ها را ببیند، با نظام تقسیم آب آشنا شود، استخرها و آب‌انبارها را بشناسد و در نهایت به باغ‌ها و محله‌های تاریخی برسد. در چنین روایتی، هر اثر یک قطعه از یک داستان بزرگ‌تر است و گردشگر به جای دیدن مجموعه‌ای پراکنده از آثار، با یک تمدن مواجه می‌شود.

این همان جایی است که میراث فرهنگی می‌تواند از «اثر» به «تجربه» و از تجربه به «محصول گردشگری» حرکت کند. می‌توان سازوکار تقسیم آب را در قالب ماکت و بازسازی آموزشی به نمایش گذاشت، می‌توان داستان پارابان را روایت کرد، می‌توان مسیر تاریخی آب را با فناوری‌های جدید و واقعیت افزوده بازنمایی کرد، می‌توان خاطرات سالمندان و حاملان دانش سنتی را ثبت کرد و می‌توان یک «مسیر میراث آب سمنان» طراحی کرد که مجموعه‌ای از این عناصر را به یکدیگر پیوند دهد. این مسیر، اگر درست طراحی شود، فقط یک مسیر گردشگری نخواهد بود؛ بلکه کلاس زنده‌ای از تاریخ، معماری، محیط‌زیست، مردم‌شناسی و مهندسی سنتی خواهد بود.

در این میان، حفاظت باید همچنان اصل باشد. گردشگری نباید به قیمت تخریب یا تغییر ماهیت میراث تمام شود. ارزش اصلی این آثار در اصالت آنهاست و هرگونه بهره‌برداری گردشگری باید با ظرفیت واقعی اثر و جامعه محلی هماهنگ باشد. اما از سوی دیگر، حفاظت بدون معرفی و استفاده هوشمندانه نیز می‌تواند میراث را از جامعه دور کند. راه درست، ایجاد تعادل میان حفاظت، احیا، معرفی و بهره‌برداری مسئولانه است؛ به گونه‌ای که گردشگری به جای تهدید میراث، به یکی از انگیزه‌های حفاظت از آن تبدیل شود.

سمنان امروز صاحب مجموعه‌ای از شواهد ارزشمند از نبوغ و سازگاری انسان با اقلیم است. پارا، استخرها، آب‌انبارها، قنات‌ها، جوی‌ها، آسیاب‌ها و باغ‌های تاریخی، هرکدام یک قطعه از این روایت‌اند؛ اما وقتی این قطعات کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر بسیار بزرگ‌تری شکل می‌گیرد: تصویر جامعه‌ای که در سرزمینی کم‌آب، دانش را به سازه، سازه را به نظام، نظام را به فرهنگ و فرهنگ را به شیوه زندگی تبدیل کرده است.

شاید به همین دلیل باشد که امروز نباید فقط بگوییم «پارا یک اثر تاریخی است» یا «این استخر قدمت دارد» یا «این آب‌انبار معماری ارزشمندی دارد». باید روایت بزرگ‌تری داشته باشیم و بگوییم: اینها بقایای یک تمدن آب‌اند. تمدنی که در آن هر قطره آب ارزش داشت، هر مسیر آب معنا داشت، هر سهم حق بود و هر فرد در برابر این منبع محدود مسئولیتی داشت.

این میراث امروز وظیفه‌ای تازه بر دوش ما گذاشته است؛ وظیفه اینکه آن را فقط برای گذشته حفظ نکنیم، بلکه برای آینده نیز معنا کنیم. اگر بتوانیم دانش نهفته در این نظام را شناسایی، مستند و معرفی کنیم، اگر بتوانیم پیوند میان پارا، استخرها، آب‌انبارها، قنات‌ها، باغ‌ها و بافت تاریخی را دوباره برای مردم آشکار کنیم و اگر بتوانیم این مجموعه را به تجربه‌ای اصیل برای گردشگر تبدیل کنیم، آنگاه میراث آب سمنان از یک خاطره تاریخی فراتر خواهد رفت و به سرمایه‌ای برای توسعه فرهنگی و گردشگری استان تبدیل خواهد شد.

آینده گردشگری سمنان می‌تواند بر پایه همین روایت‌های اصیل شکل بگیرد؛ روایتی که به جای تقلید از دیگر مقاصد، از چیزی سخن می‌گوید که ریشه در خود این سرزمین دارد. گردشگر باید وقتی از سمنان سخن می‌گوید، فقط از کاروانسرا، بازار، مسجد یا کویر یاد نکند؛ بلکه از شهری بگوید که در آن انسان یاد گرفته بود چگونه با آب کم، زندگی بسیار بسازد.

و شاید زیباترین تعریف از میراث آب سمنان همین باشد: آب در این سرزمین فقط جریان نداشت؛ دانش را جاری کرد، شهر را شکل داد، باغ را زنده کرد، جامعه را سازمان داد و بخشی از هویت مردم را ساخت.

امروز آنچه از آن نظام برجای مانده، تنها چند سازه تاریخی نیست؛ ردپای اندیشه نیاکان سمنانی است. اندیشه‌ای که به ما می‌آموزد میراث واقعی یک ملت فقط آن چیزی نیست که از سنگ و خاک برای ما باقی مانده، بلکه دانشی است که در پس آن سنگ و خاک نهفته است. اگر این دانش را بشناسیم، حفظ کنیم و به زبان امروز برای نسل آینده روایت کنیم، آنگاه پارا، استخر، آب‌انبار، قنات و جوی تاریخی دیگر بناهایی خاموش نخواهند بود؛ بلکه دوباره سخن خواهند گفت؛ از مردمانی که در دل اقلیم خشک، فرهنگ آب ساختند و از کم‌آبی، دانش و از دانش، تمدن آفریدند.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061701464
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha