محمدجواد حقشناس مشاور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: شمس، نام تبریز را با خود به جهان برد و خوی، یاد او را در حافظه تاریخی خویش نگه داشت. این پیوند، آذربایجان را به یکی از کانونهای شناخت چهرهای بدل میکند که دیدارش با مولانا، افقی تازه در فرهنگ و ادب فارسی گشود. گشایش بارگاه شمس تبریزی در خوی، فرصتی است تا این جایگاه فرهنگی، پشتوانه پژوهش، گفتوگو و گردشگری شود؛ فرصتی که ارزش آن را باید در برنامههای پس از گشایش و پیوندش با زندگی مردم جستوجو کرد.
بارگاهی که کلنگ ساخت آن در سال ۱۳۸۵ زده شد و تا پیش از یک سال اخیر تنها ۲۲ درصد پیشرفت داشت، با اختصاص نزدیک به ۲۵۰ میلیارد تومان و کوشش شبانهروزی مهندسان، معماران و کارگران آماده گشایش شده است. این دستاورد، شایسته قدردانی از همه کسانی است که انتظار دیرپای دوستداران شمس و مردم خوی را به ثمر رساندهاند. اکنون باید برای تبدیل این مجموعه به کانونی زنده در جغرافیای فرهنگی ایران برنامه داشت.
ثبت ملی بارگاه و موافقت وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی با ایجاد پایگاه ملی میراثی در آن، دو اقدام ارزشمند در همین مسیر است. این تصمیمها میتوانند پشتوانه حفاظت و پژوهش باشند و زمینه ساماندهی بازدیدها، معرفی مجموعه و همکاری با نهادهای علمی را فراهم کنند. اجرای برنامه ایجاد پایگاه، فرصتی است تا نگهداری بنا و معرفی میراث شمس در چارچوبی تخصصی و پیوسته دنبال شود.
در قلب این برنامه باید کتاب ارجمند «مقالات شمس» قرار گیرد. بسیاری از دوستداران شمس، او را از دریچه شعر مولانا میشناسند؛ حال آنکه برای نزدیکشدن به جهان فکری خود او، خواندن «مقالات» ضروری است. ترجمه سنجیده این کتاب، انتشار گزیدههای معتبر و فراهمکردن شرحهای خواندنی برای مخاطبان گوناگون، شناخت شمس را گسترش میدهد. روایت گردشگری نیز باید از همین پشتوانه برخوردار باشد تا گردشگر با انسانی پرسشگر و اندیشهای چندسویه روبهرو شود.
کتابخانه تخصصی، بایگانی پژوهشها، نشستهای شمسشناسی، نمایشگاههای هنری و همکاری با دانشگاهها میتوانند بارگاه را در سراسر سال زنده نگه دارند. بنیاد شمس تبریزی و مولانا و پژوهشگرانی که سالها در این راه کوشیدهاند، پشتوانه چنین برنامهای هستند. پیوند این توانها امکان میدهد که بارگاه هم جایگاه دیدار و زیارت باشد و هم کانون آموختن و آفرینش؛ جایی که مخاطب پس از بازدید، انگیزه بیشتری برای خواندن و شناختن داشته باشد.
جایگاه شمس در آذربایجان را میتوان در پهنه گستردهتری از میراث فرهنگی دید. تخت سلیمان در تکاب، با میراث نیایش و معماری دوران ساسانی، و مجموعه کلیساهای ارامنه ایران، شامل قرهکلیسا، سنت استپانوس و زور زور، از آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانیاند. این آثار، امکان شناخت لایههای گوناگون تاریخ و باور در شمالغرب ایران را فراهم میکنند.
پیوند گردشگری بارگاه شمس با این مجموعهها، پیشنهادی برای معرفی جغرافیای فرهنگی منطقه است. هر مکان باید با تاریخ، آیین و ویژگیهای خود شناخته شود. برنامههای سفر چندروزه میتوانند بازدیدکننده را از خوی و بارگاه شمس به چالدران و قرهکلیسا، ماکو و زور زور، جلفا و سنت استپانوس و تکاب و تخت سلیمان برسانند. چنین سفری، تنوع میراث ایران و تجربه زیست پیروان باورهای گوناگون را پیش چشم میگذارد و فرصتی برای گفتوگوی فرهنگی فراهم میآورد.
خود خوی نیز باید سهمی روشن در این سفر داشته باشد. بازار و بافت تاریخی، موزه، بناهای ارزشمند، خوراک و هنرهای بومی، فرصتهایی برای ماندن و شناختن شهرند. مسیرهای پیاده، معرفی خانهها و گذرها و دیدار از کارگاههای صنایعدستی میتوانند پیوند مسافر را با شهر عمیقتر کنند. شناخت خوی باید در کنار شناخت شمس رشد کند؛ شهری که تاریخ و زندگی امروز آن، هر دو سزاوار توجهاند.
در گام بعد، «گذر عرفان ایرانی» میتواند شبکهای از مقصدهای فرهنگی را به هم پیوند دهد. خوی و شمس، شبستر و شیخ محمود شبستری، اردبیل و شیخ صفی، خرقان و شیخ ابوالحسن، بستام و بایزید، نیشابور و عطار، تربت جام و شیخ احمد جام، شیراز و حافظ و سعدی، همدان و باباطاهر و ماهان و شاه نعمتالله ولی، ظرفیت شکلدادن به چنین شبکهای را دارند. این پیشنهاد بر جغرافیای واقعی یادمانها و مراکز فرهنگی استوار است و میتواند زمینه همکاری با هرات و قونیه را نیز فراهم آورد.
به سرانجام رسیدن این اندیشه، به راههای مناسب، جابهجایی آسان، اقامتگاه، نشانهگذاری و راهنمایان آگاه نیاز دارد. راهنما باید بتواند میان داده تاریخی، روایت ادبی و باور عمومی تمایز بگذارد و هر کدام را درست معرفی کند. آموزش زبان، آشنایی با «مقالات شمس» و شناخت میراث منطقه، باید در برنامه تربیت راهنمایان جای گیرد. محتوای چندزبانه و همکاری میان مراکز پژوهشی نیز کیفیت این تجربه را بالا میبرد.
مردم خوی باید از نخستین بهرهمندان این برنامه باشند. پشتیبانی از بافندگان، هنرمندان، فروشندگان صنایعدستی، کسبوکارهای محلی و اقامتگاهها، گردشگری را به زندگی شهر پیوند میدهد. عرضه آثار باکیفیت، معرفی سازندگان و فراهمکردن امکان دیدار از کارگاهها، به ماندگاری مهارتها کمک میکند. در کنار آن، آرامش ساکنان، حفاظت از بافت تاریخی و نگهداری محیط باید در تصمیمها دیده شود. افزایش ماندگاری مسافر، سهم مردم از درآمد و رضایت ساکنان، سنجههای این برنامهاند.
گشایش بارگاه شمس، آغاز فرصتی تازه برای خوی و آذربایجان است. پاسداشت این فرصت، با پژوهش معتبر، همکاری فرهنگی و گردشگری مسئولانه ممکن میشود. اگر اندیشه شمس در کتابخانه، دانشگاه، هنر و روایت راهنمایان حضور یابد و دستاورد آن به زندگی مردم برسد، بارگاه به کانونی اثرگذار در جغرافیای فرهنگی ایران بدل خواهد شد؛ جایی که سفر به دیدار یک بنا، راهی برای شناخت انسان، تاریخ و معرفت میگشاید.
انتهای پیام/
نظر شما