شمس، مولانا را متوجه فطرت خودش کرد/ مهم‌ترین پیام فرهنگی بارگاه شمس

عبدالجبار کاکایی، شاعر و ترانه‌سرا، با اشاره به تأثیر عمیق شمس تبریزی بر مولانا گفت: شمس، مولانا را از حوزه مدرسه‌ای و نظام کلاسیک و تئوریک جدا کرد و او را به بازگشت به خویش و نگاه کردن به جهان از زاویه فطرت الهی دعوت کرد؛ تحولی که مسیر زندگی، اندیشه و زبان شاعرانه مولانا را دگرگون ساخت.

عبدالجبار کاکایی در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا درباره میزان تأثیرپذیری مولانا از شمس تبریزی گفت: تأثیرپذیری مولانا از شمس را غالبا بر اساس قصه‌ها و روایت‌هایی بررسی می‌کنیم که می‌توان رد آنها را در مقالات شمس یافت. به‌ویژه پس از تصحیح دیوان شمس از سوی دکتر محمدعلی موحد و شناخت دقیق‌تر این شخصیت در میان اهل فن، غالباً بر تأثیر فراوان شمس بر مولانا تأکید شده است.

او ادامه داد: نکته اینجاست که شمس، مولانا را متوجه فطرت خودش کرد. خود شمس نیز در شناخت الهیات، آبشخورش فطرت، وجدان و روح بود. او به نوعی مولانا را از حوزه مدرسه‌ای، نظام کلاسیک و تئوریک مدرسه‌ای جدا کرد و دعوتش کرد که از باطن و وجود خودش به جهان اطراف بیندیشد.

این شاعر افزود: فکر می‌کنم فراخوان شمس به مولانا برای بازگشت به خویش و نگاه کردن از زاویه فطرت الهی خودش به جهان، تحولی در این شخصیت ایجاد کرد. مولانا پس از این مواجهه، از آن زندگی علمی پیشین فاصله گرفت و شمس در تاریخ زندگی او معجزه‌ای به وجود آورد. مولانایی که با شمس مواجه شد، زندگی‌اش متحول شد و حتی در پوشش، در گرایش به سماع و موسیقی و در شعر گفتن، شخصیت دیگری از او ساخته شد.

کاکایی در پاسخ به این پرسش که آیا هنوز تشنگی برای شناخت شمس تبریزی وجود دارد، گفت: بله، هنوز تشنگی برای شناخت این شخصیت وجود دارد. منشأ و مصدر نگاه شمس به جهان، مبتنی بر نوعی دین محاوره‌ای یا دین مردمی است؛ دینی که خیلی متکی به نظام مدرسه‌ای نیست و شناخت تجربی در آن اهمیت دارد.

او ادامه داد: حتی امروز هم در برخی روستاها و انزوای شهرهایی که هنوز با نظام مدرنیته پیوند جدی پیدا نکرده‌اند، می‌توان آدم‌هایی را پیدا کرد که نگاه تجربی و مبتنی بر فطرت خودشان به جهان دارند و در عین حال به ایمان و باور قلبی و جهان غیب معتقدند.

کاکایی افزود: کلام و سخن این افراد گاهی به نوعی نظام مدرسه‌ای و دانشگاهی را به چالش می‌کشد، اما این نگاه چون از وجد و تجربه درونی نشأت می‌گیرد، بسیار عمیق و در عین حال لطیف است.

او درباره ضرورت مطالعه بیشتر شخصیت شمس گفت: درباره شمس ده‌ها کتاب نوشته شده است، اما هنوز جا دارد درباره این شخصیت بیشتر مطالعه و تحقیق شود. همان‌طور که درباره مزار شمس هنوز پرسش‌هایی وجود دارد، بخشی از شخصیت او نیز شاید همچنان در گمنامی باشد.

شمس چگونه زبان و اندیشه شاعرانه مولانا را دگرگون کرد؟

این شاعر و پژوهشگر ادبی درباره تأثیر دیدار شمس و مولانا بر شکل‌گیری و تحول زبان و اندیشه شاعرانه مولانا گفت: مولانا پیش از ملاقات با شمس نیز غزل می‌گفت و به هر حال به سنت خراسانیان که در شعر گفتن مسلط بودند، توجه داشت، اما آن وجد، شادی و شوری که در غزلیات دیوان شمس دیده می‌شود، غالباً متأثر از ملاقات او با شمس است.

کاکایی افزود: پس از شمس نیز مولانا با صلاح‌الدین زرکوب و حسام‌الدین چلبی مواجه شد؛ انسان‌هایی که به تعبیر مولانا، ردپای خداوند در آنها بود و منیتشان از بین رفته بود. مولانا در این شخصیت‌ها چنین ویژگی‌هایی را می‌دید.

او ادامه داد: طبیعتاً بسیاری از غزل‌های مولانا متأثر از شخصیت شمس است؛ بخشی از آنها به نوعی فراق‌نامه درباره شمس است، بخشی بیان وجد و سرور حاصل از ملاقات با شمس و بخشی نیز به معرفی او اختصاص دارد. در مثنوی هم هرجا مولانا به توصیف آفتاب می‌رسد، به یکباره به یاد شمس می‌افتد.

شمس را چگونه باید به نسل امروز معرفی کرد؟

کاکایی درباره اینکه شمس تبریزی در ادبیات فارسی بیشتر از چه جنبه‌ای باید به نسل امروز معرفی شود، گفت: شمس را باید به عنوان یک عارف، متفکر و انسان تحول‌آفرین معرفی کرد؛ شخصیتی که انسان را متوجه فطرت و درون خودش کرد.

او ادامه داد: در مقالات شمس متوجه می‌شویم که اگر این نگارش‌هایی که نسخه‌نویسان یافته‌اند، دقیقاً گفتار شمس باشد، نثر و بیان او بسیار فرهیخته است و نشانه‌هایی از دانش کلاسیک او دارد. این نشان می‌دهد که شمس با عالمان و دانشمندان نشست‌وبرخاست داشته است.

کاکایی افزود: اینکه بخواهیم شمس را صرفاً به عنوان شخصیتی ادبی معرفی کنیم، چندان دقیق نیست. اثری ادبی و مشخص که بتوان به آن به عنوان اثر شمس تکیه کرد، به آن معنا در اختیار نداریم؛ اگرچه شمس با بزرگانی مانند فخرالدین عراقی و دیگر شاعران مواجه شده است.

او گفت: شمس را باید به عنوان عارفی معرفی کرد که انسان را متوجه فطرت و درون خودش می‌کند؛ اینکه در درون هر انسانی ودیعه‌ای نهفته است که اگر کشف شود، نگاه او به جهان از سر باطن شکل می‌گیرد و این نگاه سیال می‌تواند انسان را به جهان غیب مؤمن کند.

خوی و جایگاه آن در شناخت شمس تبریزی

کاکایی درباره جایگاه خوی در شناخت شمس تبریزی گفت: شمس تبریزی شخصیتی فراتر از مرزهای ایران است و خوی به عنوان یکی از مکان‌های مرتبط با او، اهمیت فراوانی دارد. به ضرس قاطع، خوی را محل مزار شمس می‌دانم و بسیاری از مستشرقان، مولاناپژوهان و مولاناشناسان داخل و خارج نیز بر این باورند که سفر پایانی شمس به خوی بوده و او در این شهر دفن شده است.

او افزود: به نظر من جا دارد به این شخصیت بیشتر توجه شود. همین معما بودن چهره و شخصیت شمس می‌تواند موجب جلب توجه جامعه و حتی جهان شود. بسیاری می‌توانند بیایند و ببینند خاستگاه این شخصیت چه بوده که در مواجهه با مولانا توانسته او را چنین دگرگون کند.

بارگاه شمس در خوی چه اهمیتی دارد؟

این شاعر درباره اهمیت وجود بارگاه شمس در خوی گفت: تقریباً همان پاسخ قبلی شامل این موضوع هم می‌شود. وجود بارگاه شمس می‌تواند زمینه‌ای برای معرفی بیشتر این شخصیت و توجه به جایگاه او باشد.

کاکایی در ادامه درباره رویکرد مناسب برای معرفی شمس به نسل جوان گفت: شورای فرهنگ و ادبیات می‌تواند بیشتر به موضوع پژوهش درباره شخصیت شمس توجه کند؛ البته نه فقط درباره خود شمس، بلکه درباره طبقه‌ای که شمس از آن برخاسته است.

او توضیح داد: باید دین محاوره‌ای و دین عامیانه را بیشتر بشناسیم؛ دینی که ریشه‌ای با رویکرد مدرسه‌ای، کلاسیک و فقهی ندارد و بیشتر تجربی و مبتنی بر عواطف، احساسات و فطرت انسان است.

کاکایی ادامه داد: این همان دین پاکی است که آدم‌ها حتی پیش از مواجهه با پیامبران داشتند؛ نوعی نظام قانون‌گذاری وجدانی که انسان‌ها در زندگی اجتماعی خود به آن پایبند بودند و شاید مبتنی بر باور به امر غیب نیز بوده است. شمس را می‌توان از این دست انسان‌ها دانست.

نقش شاعران و ادیبان معاصر در بازشناسی شمس

کاکایی درباره نقش شاعران و ادیبان معاصر در بازشناسی شخصیت شمس گفت: ادبا و شعرای ما باید بنشینند و درباره شمس بیشتر پژوهش و تحقیق کنند؛ البته منظور فقط پژوهش درباره خود شمس نیست، بلکه باید طبقه‌ای را که شمس از آن برخاسته است نیز شناخت.

او افزود: باید مجتهدان دین محاوره‌ای را بیشتر بشناسیم؛ انسان‌هایی که این تجربه‌ها در ضمیرشان نهفته است و نمونه‌های آنها را می‌توان در میان آدم‌هایی که در گوشه و کنار این مملکت و دیگر ممالک زندگی می‌کنند، پیدا کرد.

مهم‌ترین پیام فرهنگی بارگاه شمس در خوی چیست؟

این شاعر در پاسخ به این پرسش که اگر قرار باشد برای بارگاه شمس در خوی یک پیام فرهنگی و ادبی تعریف شود، مهم‌ترین مضمون آن چه باید باشد، گفت: مولانا می‌فرماید: «صد هزاران بار ببریدم امید / زان که از شمسین شما»

کاکایی ادامه داد: وقتی مولانا با آن عظمت، چنین درباره شمس حرف می‌زند و جدایی روح و روان خود را از شمس چنین توصیف می‌کند، همین می‌تواند علامتی برای یک پرسش تاریخی درباره شخصیتی باشد که در جامعه ایرانی رشد کرد، سفر کرد و چنین اثر و تأثیرگذاری بزرگی بر جای گذاشت.

او افزود: شمس شخصیتی است که از طریق تأثیرش بر مولانا، میراث فرهنگ بشری را فربه‌تر کرد و همین می‌تواند یکی از مهم‌ترین محورهای فرهنگی برای توجه دوباره به او و بارگاهش در خوی باشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405071601840
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha