باستان‌شناسی منظر رودخانه‌ای تالش؛ از میراث گذشته تا توسعه گردشگری

 پردل امیری‌نژاد، فعال گردشگری و فرهنگی در یادداشتی نوشت: تالش را نمی‌توان صرفاً با جنگل، کوه، دریا و چشم‌اندازهای طبیعی آن معرفی کرد. این سرزمین، در پیوند میان جنگل‌های هیرکانی، رودخانه‌ها، کوهستان، دشت و نوار ساحلی، یکی از چشم‌اندازهای فرهنگی و طبیعی ارزشمند شمال ایران را شکل داده است؛ چشم‌اندازی که در طول هزاران سال، بستر تعامل مستمر انسان و محیط و شکل‌گیری و تداوم جوامع انسانی بوده است.

از نگاه باستان‌شناسی منظر، رودخانه صرفاً یک عارضه طبیعی یا منبع آب نیست؛ بلکه بخشی از یک نظام پیچیده طبیعی ـ فرهنگی است که در شکل‌گیری سکونتگاه‌ها، کشاورزی، معیشت، مسیرهای ارتباطی و مناسبات اجتماعی انسان نقش داشته است. به همین دلیل، مطالعه رودخانه‌ها تنها مطالعه یک عنصر جغرافیایی نیست، بلکه می‌تواند بخشی از تاریخ استقرار و زیست انسان در یک سرزمین را آشکار کند.

در تالش، حاشیه رودخانه‌ها و دره‌ها طی دوره‌های مختلف، عرصه حضور و فعالیت انسان بوده‌اند و شواهد باستان‌شناختی و تاریخی، از دوره‌های پیش از تاریخ تا دوره‌های تاریخی، اسلامی و حتی دوره معاصر، در نقاط مختلف این پهنه‌ها قابل مشاهده و پیگیری است. به بیان دیگر، وجـب‌به‌وجب بسیاری از این مناظر را باید بخشی از یک چشم‌انداز تاریخی دانست که هنوز ظرفیت‌های ناشناخته فراوانی برای شناسایی، مستندسازی و معرفی دارد.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که رابطه رودخانه با جنگل‌های هیرکانی و دیگر عناصر طبیعی منطقه مورد توجه قرار گیرد. رودخانه، جنگل، زمین‌های کشاورزی، کوهستان و سکونتگاه‌های انسانی، عناصر منفک از یکدیگر نبوده‌اند؛ بلکه در طول زمان در یک رابطه متقابل، سیمای سرزمین و الگوی زیست انسان را شکل داده‌اند. بنابراین، رودخانه، جنگل هیرکانی و سکونتگاه انسانی در تالش سه عنصر جدا از هم نیستند؛ بلکه اجزای یک منظر تاریخی ـ فرهنگی‌اند که طی هزاران سال در تعامل با یکدیگر شکل گرفته‌اند.

امروز می‌توان با بهره‌گیری از نگاه باستان‌شناسی منظر، این ظرفیت تاریخی و تمدنی را از حالت پراکنده و کمتر شناخته‌شده خارج و به یک ظرفیت مؤثر در توسعه گردشگری تبدیل کرد. گردشگر تنها به دنبال مشاهده یک رودخانه، جنگل یا چشم‌انداز طبیعی نیست؛ بلکه هنگامی که طبیعت با تاریخ، فرهنگ، معماری بومی، میراث ملموس و ناملموس و روایت زندگی جوامع محلی پیوند می‌خورد، یک مقصد گردشگری واجد هویت شکل می‌گیرد.

نمونه‌های این ظرفیت را در سال‌های اخیر می‌توان در پهنه‌های پیرامون ناورود اسالم، کرگانرود در بخش مرکزی تالش، دره مشایخ خطبه‌سرا و همچنین حویق و چوبر مشاهده کرد؛ مناطقی که با افزایش حضور گردشگران و شکل‌گیری فعالیت‌های گردشگری، به تدریج جایگاه مهم‌تری در گردشگری طبیعی منطقه پیدا کرده‌اند. پیوند دادن این ظرفیت با میراث باستان‌شناختی و تاریخی، فرهنگ بومی، معماری سنتی، غذا، صنایع‌دستی و شیوه زندگی جوامع محلی، می‌تواند زمینه توسعه گردشگری فرهنگی ـ طبیعی، پایدار، کم‌مداخله و جامعه‌محور را فراهم کند.

با این حال، توسعه گردشگری در این پهنه‌ها نیازمند نگاه کارشناسی و مسئولانه است. رودخانه علاوه بر آنکه منبع آب، عامل رونق کشاورزی و معیشت و یکی از عناصر مهم جذابیت گردشگری است، یک سامانه طبیعی پویا و گاه غیرقابل پیش‌بینی نیز به شمار می‌رود. تجربه سیلاب‌های مخرب و حتی تلفات‌بار دهه‌های گذشته در حافظه نسل‌های قدیمی‌تر منطقه باقی مانده است؛ اما بخشی از این تجربه طبیعی در میان نسل‌های جدید کم‌رنگ شده و همین مسئله می‌تواند خطر بی‌توجهی به ظرفیت و رفتار رودخانه را افزایش دهد.

از این رو، توسعه تأسیسات و فعالیت‌های گردشگری در پهنه‌های پیرامون رودخانه باید بر پایه شناخت دقیق بستر و حریم قانونی رودخانه، پهنه‌های سیلابی، ظرفیت برد محیطی، شرایط زمین، فرسایش و پایداری بستر صورت گیرد. نظارت بر ساخت‌وسازها و رعایت ضوابط، به‌ویژه در مناطقی که همزمان دارای ارزش‌های طبیعی و تاریخی هستند، ضرورتی جدی است. 

در این میان، حمایت از سرمایه‌گذاری‌های بومی و اعطای تسهیلات مناسب برای ایجاد و توسعه اقامتگاه‌های بوم‌گردی و زیرساخت‌های گردشگری می‌تواند نقش مهمی در تبدیل این ظرفیت به فرصت اقتصادی داشته باشد؛ مشروط بر آنکه این حمایت‌ها در چارچوب ضوابط میراث فرهنگی، محیط زیست، منابع طبیعی و ایمنی و با توجه به ظرفیت هر منطقه هدایت شود. بوم‌گردی در صورت برنامه‌ریزی صحیح می‌تواند علاوه بر ایجاد اشتغال، به احیای معماری بومی، معرفی فرهنگ و آیین‌های محلی، عرضه غذا و محصولات بومی و تقویت نقش جوامع محلی در حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی کمک کند.

 نگاه باستان‌شناسی منظر می‌تواند میان گذشته و امروز پیوند برقرار کند؛ از یک سو لایه‌های تاریخی و تمدنی این سرزمین را آشکار سازد و از سوی دیگر، در طراحی مسیرها و مقاصد جدید گردشگری به شناخت درست از سرزمین کمک کند.

از این منظر، انتظار می‌رود دستگاه‌های مسئول، در کنار حمایت از سرمایه‌گذاری و تأمین تسهیلات، نسبت به حفاظت از منظرهای رودخانه‌ای، صیانت از جنگل‌های هیرکانی، نظارت بر ساخت‌وسازها، شناسایی و حفاظت از محوطه‌های تاریخی و باستانی و هدایت توسعه گردشگری متناسب با ظرفیت محیطی هر منطقه توجه جدی داشته باشند.

تالش میراثی است که تنها در بناهای تاریخی یا محوطه‌های باستانی خلاصه نمی‌شود؛ رودخانه، جنگل، کوهستان، سکونتگاه و خاطره انسانی، در کنار یکدیگر روایتگر تاریخ این سرزمین‌اند. اگر امروز این منظر چندلایه را درست بشناسیم و همزمان از آن حفاظت و برای معرفی آن برنامه‌ریزی کنیم، می‌توان ظرفیت‌های پنهان و پراکنده گذشته را به فرصت‌های پایدار گردشگری و اشتغال برای آینده تبدیل کرد؛ توسعه‌ای که به جای غلبه بر طبیعت و میراث، بر شناخت، احترام و همزیستی با آن استوار باشد.
 

انتهای پیام/

کد خبر 1405072002161
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha