علی دارابی، قائممقام وزیر و معاون میراثفرهنگی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با تشریح ضرورت و کارکردهای تاریخ شفاهی در حوزه میراثفرهنگی اظهار کرد: اهمیت تاریخ شفاهی در وزارت میراثفرهنگی، با توجه به ماهیت مأموریتهای این دستگاه، جایگاهی ویژه دارد. تاریخ شفاهی ابزاری بنیادین برای گردآوری، شناخت، تفسیر و روایت تاریخ و انتقال دانش و تجربه میان نسلهاست و بهعنوان یکی از ارکان حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی ایفای نقش میکند.
او با بیان اینکه میراثفرهنگی حاصل انباشت تاریخی دانش، مهارتها، تجربهها، شیوههای زیست، نگرشها و روایتهای انسانی است، افزود: این میراث در آثار تاریخی تجلی یافته و حفاظت مؤثر از آن، مستلزم خوانش، شناخت و انتقال دانش نهفته در آن به جامعه است. باستانشناسان، حفاظتگران و مرمتگران در جریان مطالعه و حفاظت از آثار، به درکها و یافتههایی دست مییابند که بخشی از آنها در قالب کتاب، مقاله و گزارش علمی منتشر میشود؛ اما بخش مهمی از فرایند شناخت، تجربههای میدانی، چالشها و مسیر دستیابی به نتایج، همچنان در حافظه و تجربه زیسته متخصصان باقی میماند.
دارابی ادامه داد: اگر این دانش در زمان مناسب ثبت و مستند نشود، ممکن است با گذشت زمان یا درگذشت حاملان آن برای همیشه از دسترس خارج شود. از این منظر، تاریخ شفاهی یکی از وظایف بنیادین وزارت میراثفرهنگی و از ارکان حفاظت از داشتههای تاریخی است؛ زیرا در کنار یافتههای علمی، ابعاد تجربهمحور شناخت و حفاظت از میراث را نیز ثبت میکند و امکان روایت بخشهایی از تاریخ را فراهم میآورد که کمتر در اسناد رسمی و منابع مکتوب بازتاب یافتهاند.
قائممقام وزیر میراثفرهنگی با تاکید بر ضرورت بازخوانی ابعاد پنهان تاریخ آثار و محوطههای تاریخی تصریح کرد: باید بتوانیم توضیح دهیم که یک اثر چگونه شکل گرفته، چه اندیشهها و تجربههایی در پس آن قرار داشته، چه تحولاتی را پشت سر گذاشته و در دورههای مختلف چه معنایی برای جامعه داشته است. تاریخ شفاهی فرصتی برای ثبت و بازنمایی همین روایتهای ناگفته و نانوشته است.
او با اشاره به اهمیت این رویکرد در توسعه نهادی و سازمانی وزارت میراثفرهنگی گفت: در سازمانهای نوپا و حوزههایی که روشها، استانداردها و چارچوبهای حرفهای آنها همچنان در حال تکامل است، بخش مهمی از دانش سازمانی هنوز ثبت نشده و در اسناد رسمی انعکاس نیافته است. گاه شناخت مسیر شکلگیری یک طرح، عوامل موفقیت یک پروژه، چگونگی حل یک مسئله تخصصی یا دلایل تغییر یک رویکرد، تنها از طریق تجربه فردی و دانش ضمنی مدیران، کارشناسان و متخصصان امکانپذیر میشود. تاریخ شفاهی میتواند این دانش پراکنده و نانوشته را به سرمایهای مشترک، مستند و قابل بهرهبرداری تبدیل کند.
دارابی، تاریخ شفاهی را پشتوانهای مهم برای استمرار تجربهگرایی و یادگیری سازمانی دانست و افزود: بسیاری از روشها و رویههای حوزه میراثفرهنگی، نه فقط از طریق تدوین نظریه یا تصویب دستورالعمل، بلکه در نتیجه سالها آزمونوخطا، مواجهه با مسائل واقعی، اصلاح روشها و انتقال تجربه میان متخصصان شکل گرفتهاند. ثبت این تجربهها کمک میکند دریابیم چه اقداماتی به موفقیت منجر شده، چه خطاهایی رخ داده، کدام راهحلها آزموده شدهاند و تصمیمها در چه شرایطی اتخاذ شدهاند. شناخت ناکامیها و محدودیتهای تصمیمگیری، بهاندازه ثبت موفقیتها اهمیت دارد و میتواند از تکرار خطاها جلوگیری کند.
او تاکید کرد: تاریخ شفاهی زمانی به سرمایهای ماندگار تبدیل میشود که از سطح مصاحبههای پراکنده و خاطرهمحور فراتر رود و بر پایه روش علمی، مستندسازی دقیق، آرشیو استاندارد و امکان دسترسی و بهرهبرداری پژوهشی سامان یابد. چنین رویکردی، افزون بر حفظ حافظه تاریخی، به توسعه دانش تخصصی، تقویت ظرفیت یادگیری نهادی و تصمیمگیری آگاهانهتر در زمان حال و آینده کمک میکند.
تاریخ شفاهی؛ از تحول نهادی تا ثبت دانش تخصصی
معاون میراثفرهنگی با اشاره به ضرورت پیوند تاریخ شفاهی با پژوهش، مدیریت دانش، سیاستگذاری فرهنگی و توسعه سازمانی بیان کرد: اگر قرار است تاریخ شفاهی در کشور به جریانی پایدار و اثرگذار تبدیل شود، باید از نگاه خاطرهمحور فاصله بگیریم. تاریخ شفاهی نباید تنها مجموعهای از روایتهای جذاب درباره گذشته باشد، بلکه باید به پرسشهای امروز پاسخ دهد و در تولید دانش برای آینده نقشآفرینی کند.
او یکی از محورهای اصلی این حوزه را ثبت تاریخ شکلگیری و تحول نهادی و سازمانی میراثفرهنگی برشمرد و گفت: بسیاری از نهادهای این حوزه در بستر شرایط خاص اجتماعی، علمی و مدیریتی شکل گرفتهاند و تحولات آنها حاصل تصمیمها، تجربهها و ابتکارهای افرادی بوده است که در این مسیر نقش داشتهاند. ثبت این روایتها، شناخت منطق شکلگیری سازمانها، تغییرات ساختاری، اولویتهای مدیریتی و تجربههای نهادی را امکانپذیر میکند؛ موضوعی که برای سازمانهای در حال توسعه و حوزههای دارای هویت حرفهای در حال تکامل، اهمیتی دوچندان دارد.
دارابی افزود: محور دیگر، ثبت دانش تخصصی، مهارتها و تجربههای حرفهای است. در حوزه میراث فرهنگی، بخش قابلتوجهی از دانش از طریق فعالیت عملی و تجربه میدانی به دست میآید. متخصصان در طول چند دهه فعالیت ممکن است به شناختی عمیق دست یابند که تمام ابعاد آن در منابع مکتوب منعکس نشده باشد. تاریخ شفاهی میتواند این دانش تجربی را مستند کند و زمینه انتقال آن به نسلهای بعدی متخصصان را فراهم آورد.
او همچنین بر ضرورت ثبت تجربههای موفق و ناموفق، چالشها و درسآموختههای سازمانی تاکید کرد و گفت: مستندسازی و تحلیل تجربههای حرفهای، ضمن ارتقای روشها و فرایندهای کاری، زمینه تصمیمگیری بهتر و جلوگیری از تکرار خطاها را فراهم میکند.
ثبت تاریخ شفاهی میراث معاصر؛ ضرورتی برای امروز و آینده
قائممقام وزیر میراثفرهنگی با تاکید بر ضرورت توجه به تاریخ شفاهی میراث معاصر اظهار کرد: تاریخنگاری میراثفرهنگی نباید فقط به آثار و رویدادهای متعلق به دورههای دور تاریخی محدود شود، تحولات معاصر نیز با سرعت در حال تبدیل شدن به بخشی از حافظه تاریخی جامعه هستند. روایت افرادی که در شکلگیری رویکردهای نوین حفاظت، تأسیس نهادهای تخصصی، توسعه فناوریها و تحول شیوههای معرفی میراثفرهنگی نقش داشتهاند، میتواند تصویری دقیقتر و مستندتر از تاریخ معاصر این حوزه ارائه دهد.
او افزود: تجربههای مرتبط با حفاظت از میراثفرهنگی در جریان جنگ رمضان و ثبت شواهد ملموس و ناملموس این جنگ، از جمله موضوعاتی است که باید با بررسی زمینهها، چراییها و پیامدهای آن، در چارچوب مستندسازی میراث معاصر مورد توجه قرار گیرد.
دارابی با اشاره به ضرورت استمرار برنامههای تاریخ شفاهی تصریح کرد: ماندگاری این حوزه به تداوم فعالیتها وابسته است و اجرای پروژههای کوتاهمدت و پراکنده نمیتواند پاسخگوی همه ظرفیتها و نیازهای آن باشد. شناسایی راویان، اولویتبندی موضوعات، انجام مصاحبههای تخصصی، تدوین و ارزیابی روایتها و نگهداری بلندمدت منابع باید در قالب برنامهای مستمر دنبال شود. همچنین، فراهمکردن امکان استفاده پژوهشگران و نسلهای آینده از این منابع، با رعایت حقوق راویان و ملاحظات اخلاقی و حقوقی، ضرورتی اساسی است.
او تاریخ شفاهی را حلقه اتصال حافظه تاریخی، دانش تجربی و یادگیری سازمانی دانست و گفت: این رویکرد میتواند هم به غنای روایت میراثفرهنگی کمک کند، هم دانش نهفته در تجربههای حرفهای را به سرمایهای ماندگار تبدیل سازد و هم مسیر تکامل و توسعه سازمانی را آگاهانهتر و مستندتر پیش ببرد.
فناوری دیجیتال؛ پیششرط توسعه حرفهای تاریخ شفاهی
معاون میراثفرهنگی در ادامه با تاکید بر ضرورت استفاده از ابزارهای نوین در گردآوری و نگهداری تاریخ شفاهی گفت: امروزه بهرهگیری از فناوریهای نوین در گردآوری، پردازش، نگهداری و انتشار تاریخ شفاهی، نهتنها ضرورتی عملیاتی، بلکه یکی از پیششرطهای توسعه حرفهای این حوزه است. بااینحال، فناوری بهتنهایی تاریخ شفاهی تولید نمیکند، کیفیت این فرایند در درجه نخست به انتخاب صحیح موضوع، شناخت راوی، طراحی پرسشهای دقیق، مهارت مصاحبهگر، رعایت اصول پژوهشی و توانایی تحلیل و راستیآزمایی روایتها وابسته است. فناوری زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که در خدمت این فرایند علمی قرار گیرد.
دارابی با اشاره به جایگاه میراث دیجیتال در سیاستهای معاصر حفاظت از میراثفرهنگی افزود: اگر خروجی تاریخ شفاهی را بخشی از میراث دیجیتال بدانیم، ضرورت استفاده اصولی از فناوری ابعاد گستردهتری پیدا میکند. صرف ذخیرهسازی فایلها در ابزارها یا سامانههای موجود، ماندگاری و دسترسپذیری آنها را در دهههای آینده تضمین نمیکند.
او ادامه داد: انتخاب قالبهای استاندارد، تهیه نسخههای پشتیبان، کنترل صحت فایلها، ثبت فرادادهها و برنامهریزی برای انتقال منابع به سامانهها و قالبهای جدید، از الزامات حفاظت بلندمدت از منابع تاریخ شفاهی است. این اقدامات ضمن افزایش دقت، گسترش دسترسی و تقویت قابلیت تحلیل منابع، زمینه ماندگاری و توسعه ظرفیتهای روایتگری آنها را فراهم میکند.
قائممقام وزیر و معاون میراثفرهنگی در پایان تاکید کرد: تاریخ شفاهی هنگامی میتواند به سرمایهای پایدار و اثرگذار تبدیل شود که حفظ حافظه تاریخی، تولید دانش تخصصی و تقویت یادگیری سازمانی را بهصورت همزمان دنبال کند؛ رویکردی که نهتنها به صیانت از میراث گذشته یاری میرساند، بلکه ظرفیت نهادی کشور را برای شناخت بهتر میراث فرهنگی، انتقال تجربه و مواجهه آگاهانهتر با مسائل آینده ارتقا میدهد.
انتهای پیام/
نظر شما