میلاد شاهجانی، فارغالتحصیل رشته گرافیک و مستندساز، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا، با اشاره به اهمیت زیباییشناختی، فنی و معنایی کاشی در تاریخ هنر ایران، گفت: مجموعه مستند ۱۳ قسمتی «نقش لعاب» تلاش میکند مخاطب را با ظرافتهای هنری، سیر تحول فنون کاشیسازی و پیامهای نهفته در آثار لعابدار ایران از دوران باستان تا پایان دوره قاجار آشنا کند.

او با تمرکز بر مستندنگاری و مستندسازی در حوزه میراث فرهنگی و هنری ایران، درباره تازهترین اثر خود اظهار کرد: بهتازگی مجموعه مستند «نقش لعاب» را درباره تاریخ کاشی در ایران از دوران باستان تا پایان دوره قاجار ساختهام که قرار است بهزودی از شبکه مستند پخش شود. پیش از این نیز مستندی درباره شاهنامه بایسنغری با عنوان «آواز پنهان آن کتاب» ساختهام و در حال حاضر روی مستندی با موضوع تاریخ گچبری در ایران کار میکنم.
شاهجهانی درباره ایده شکلگیری مجموعه «نقش لعاب» توضیح داد: به گمان من، کاشی از سه جهت در تاریخ هنر ایران اهمیت دارد. نخست، جنبه زیباییشناختی آن است که همگام با تحولات فرمی هنر ایران در طول تاریخ دگرگون شده و بهتدریج تکامل یافته است. دومین جنبه، فنون و تکنیکهای ساخت کاشی است که از آجرهای لعابدار دوران پیش از اسلام، مانند آجرهای قلایچی بوکان و نمونههای هخامنشی شوش، تا کاشیهای دوره اسلامی، روندی از پیشرفت و تحول را نشان میدهد.
این مستندساز افزود: در دورههای مختلف تاریخی، رنگها و تکنیکهای تازهای وارد هنر کاشیسازی شدهاند. از اواخر دوره سلجوقی با کاشی زرینفام روبهرو هستیم که بهخودیخود فنی منحصربهفرد و شگفتانگیز است. دوره ایلخانی از مقاطع اوج شکوه کاشی زرینفام به شمار میرود، در دوره تیموری کاشی معرق به اوج میرسد، در عصر صفوی کاشی هفترنگ گسترش پیدا میکند و در دوره قاجار نیز شاهد اوجگیری تکنیک زیرلعابی هستیم. این تحولات نشان میدهند که کاشیسازی در ایران همواره در حال تجربه و تکامل بوده است.
او با تأکید بر سومین بُعد اهمیت کاشی، یعنی پیامهای فرهنگی و تاریخی آن، بیان کرد: کاشیها و بهطور کلی آثار لعابدار در دورههای مختلف صرفاً جنبه تزئینی نداشتهاند، بلکه حامل معنا و پیام بودهاند. برای نمونه، نقوش لعابدار تمدن مانایی میتوانستند مفاهیم مشخصی را منتقل کنند و برخی شواهد نشان میدهند که با از میان رفتن موضوعیت و معنای یک نقش، هنرمند آن را حذف میکرده است.
شاهجهانی ادامه داد: کتیبههایی که در بناهای عمومی و تاریخی دیده میشوند، اطلاعاتی درباره سازندگان بنا و پادشاهان دورههای مختلف در اختیار ما قرار میدهند. در مواردی نیز با تصویرسازی چهرههای بانفوذ در هیئت شخصیتهای شناختهشده فرهنگ ایرانی، مانند رستم، مواجه میشویم؛ تصاویری که میتوانستند برای حاکمان و مردم حامل پیام باشند. در یکی از قسمتهای «نقش لعاب» به همین موضوع پرداختهام.

روایتگری متفاوت برای پیوند پژوهش و مخاطب عام
این مستندساز درباره چگونگی برقراری تعادل میان محتوای علمی و جذابیت روایی مجموعه گفت: به اعتقاد من، مستندساز پس از انجام پژوهشها باید مانند یک کاتالیزور عمل کند و مطالب علمی و پژوهشی را به زبانی ساده تبدیل کند تا مخاطب عام بتواند با آن ارتباط برقرار کند و در جریان تماشای اثر خسته نشود.
او افزود: در مجموعه «نقش لعاب» تلاش کردم این رویکرد را دنبال کنم. برای روایت مجموعه، شیوه اولشخص را انتخاب کردم و هر قسمت را به موضوعی مشخص در هنر کاشیکاری اختصاص دادم. در این شیوه، نزدیکترین عنصر به موضوع هر قسمت، روایت را بر عهده میگیرد؛ برای مثال، در قسمت مربوط به کاشی زرینفام، آتش روایتگر است و در قسمت کتیبهها، خط سخن میگوید. در قسمت دیگری نیز شخصیت رستم وارد روایت میشود. این انتخاب به ما کمک میکند موضوعات تاریخی و هنری را از زاویهای متفاوت و ملموستر به مخاطب معرفی کنیم.
نمای نزدیک از جزئیاتی که کمتر دیدهایم
شاهجانی درباره تمهیدات تصویری مجموعه و تلاش برای نمایش ظرافتهای کاشیکاری توضیح داد: ما اغلب کاشیها را از فاصله دور دیدهایم؛ برای مثال، زمانی که به کاشیهای گنبد مساجد نگاه میکنیم. حتی در موزهها، با وجود فاصله کمتر، ممکن است بسیاری از جزئیات آثار را بهدرستی نبینیم.
این مستندساز بیان کرد: در «نقش لعاب» با استفاده از تصویربرداری به کمک لنز ماکرو، جزئیات زیادی از کاشیها را به نمایش گذاشتهایم. تصور میکنم این شیوه برای مخاطب جذاب باشد؛ زیرا امکان دیدن بخشهایی از اثر را فراهم میکند که شاید پیش از این فرصت مشاهده دقیق آنها را نداشته است.

بازخوانی هنرهای سنتی؛ گامی برای جلوگیری از فراموشی
او در پاسخ به پرسشی درباره نقش مجموعه در بازخوانی هنرهای سنتی و امکان احیای تکنیکهای کمکاربرد گفت: احیا بدون بازخوانی مداوم امکانپذیر نیست. «نقش لعاب» تلاش میکند ذهن مخاطب را دوباره به سمت ظرافتهای هنر کاشیکاری هدایت کند؛ بهگونهای که هنگام مواجهه با کاشی، بیشتر مکث کند و جزئیات آن را با دقت بیشتری ببیند.
شاهجهانی با اشاره به تغییرات شتابان زندگی معاصر و دشواری تداوم برخی هنرهای سنتی افزود: ما در عصری زندگی میکنیم که سرعت تغییرات بسیار زیاد است. در چنین شرایطی، سفارش آثار هنری ارزشمندی مانند کاشی زرینفام یا قابهای کاشی داستانی، به دلیل زمانبر بودن تولید و هزینه بالای ساخت، عملاً از سفارشهای اشخاص حذف میشود.
این مستندساز با اشاره به نقش سفارشدهندگان بزرگ در تداوم هنرهای تاریخی اظهار کرد: اگر ادوار مختلف تاریخ را بررسی کنیم، میبینیم که سفارشهای کلان هنری اغلب از سوی دولتها و حاکمیتها انجام میشده است. به اعتقاد من، در بخشی از پروژههایی که متولیان فرهنگی اجرا میکنند، این امکان وجود دارد که از هنرها و فنون سنتی در معرض فراموشی استفاده شود.
او در پایان تأکید کرد: توجه به این ظرفیت میتواند زمینه تداوم کاربرد هنرهای سنتی را فراهم کند و در کنار مستندسازی و بازخوانی تاریخی، به حفظ و معرفی این میراث هنری کمک کند.
انتهای پیام/
نظر شما