«اسکورت»؛ وقتی قانون عقب می‌ماند و جاده تصمیم می‌گیرد

در جاده‌های جنوب، قانون عقب می‌ماند و آدم‌ها باید برای بقا تصمیم بگیرند. «اسکورت» یوسف حاتمی‌کیا، داستان شوتی‌ها را روایت می‌کند؛ کسانی که عملاً کاری مشابه کولبرها انجام می‌دهند اما برخلاف آن‌ها، اغلب فقط با برچسب «قاچاقچی» دیده می‌شوند. فیلم، تعقیب و گریز و هیجان اکشن را در خدمت موقعیت‌های انسانی و انتخاب‌های سخت می‌گذارد و تماشاگر را وادار می‌کند به زندگی نادیده گرفته‌شده نگاه کند.

مریم قربانی‌نیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره فیلم «اسکورت» به نویسندگی و کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا که در بخش سودای سیمرغ چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، نوشت: «اسکورت» فیلمی درباره تعقیب نیست، درباره لحظه‌ای است که تعقیب متوقف می‌شود و آدم‌ها ناچار می‌شوند کنار هم بمانند. یوسف حاتمی‌کیا در دومین فیلم بلندش، جاده را به فضایی برای تعلیق اخلاقی تبدیل می‌کند؛ جایی که نه قانون مطلق است و نه تخلف و همه‌چیز به تصمیم‌هایی بستگی دارد که در سرعت، اضطراب و بی‌راهی گرفته می‌شوند.

فیلم از همان ابتدا، جای نیروها را به‌هم می‌ریزد. سربازی که مأمور دستگیری شوتی‌هاست، خیلی زود در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید از همان جهانی عبور کند که تا دیروز با آن می‌جنگید. اصلان با بازی امیر جدیدی، نه به‌خاطر وسوسه پول، بلکه به‌دلیل نیاز فوری به نجات جان دیگری، وارد مسیر اسکورت می‌شود؛ مسیری که در آن مرز میان «وظیفه» و «مجبور بودن» به‌سرعت رنگ می‌بازد.

«اسکورت» آگاهانه سراغ شوتی‌ها می‌رود؛ گروهی که در حاشیه نگاه عمومی مانده‌اند. شوتی‌ها، درست مثل کولبرها، بدن‌شان ابزار کار است و جاده، میدان خطر دائمی. تصادف، تعقیب، شلیک و مرگ، بخشی از زیست روزمره آن‌هاست، اما بر خلاف کولبرها، همدلی اجتماعی چندانی نصیب‌شان نشده است. فیلم نه تلاش می‌کند آن‌ها را تطهیر کند و نه به قضاوت تن می‌دهد، بلکه با قرار دادن تماشاگر در دل جاده، او را مجبور می‌کند از زاویه‌ای دیگر نگاه کند.

انتخابی از سر فشار زندگی و مسئولیت

حلما، زن شوتی‌سوار قصه، یکی از نقاط چرخش مهم فیلم است. حضور او، روایت را از اکشنِ صرف جدا می‌کند و به سمت تجربه زیسته بقا می‌برد. زنی که انتخاب‌هایش از سر ماجراجویی نیست، بلکه حاصل فشار زندگی و مسئولیتی است که راه دیگری برایش نگذاشته است. رابطه میان اصلان و حلما، نه بر پایه اغراق عاشقانه، که از دل همراهی ناخواسته و سکوت‌های پرتنش شکل می‌گیرد؛ جایی که شناخت، جای قضاوت را می‌گیرد.

«اسکورت»؛ وقتی قانون عقب می‌ماند و جاده تصمیم می‌گیرد

حادثه واژگونی اتوبوس در ابتدای فیلم، مثل زخمی باز تا پایان روایت باقی می‌ماند و یادآور این نکته است که هر تصمیم، بیرون از چارچوب شخصی، تبعاتی جمعی دارد. «اسکورت» با این تمهید، اجازه نمی‌دهد هیجان اکشن، اخلاق را به حاشیه براند. هر تعقیب، هر انتخاب و هر توقف، وزنی فراتر از پیشبرد قصه پیدا می‌کند.

حاتمی‌کیا در «اسکورت» نشان می‌دهد که به ژانر وفادار است، اما اسیر آن نمی‌شود. تعقیب‌وگریزها، ضرباهنگ و تکنیک، در خدمت موقعیتی قرار می‌گیرند که در نهایت درباره انسان است؛ انسانی که میان قانون، وجدان و بقا، همیشه زمان کافی برای انتخاب درست ندارد.

نگاهی پر از بی‌توجهی و قضاوت

«اسکورت» بیش از آن‌که فیلمی درباره شوتی‌ها باشد، فیلمی درباره نادیده‌گرفته‌شدن است؛ آدم‌هایی که در جاده زندگی می‌کنند و معمولاً فقط وقتی دیده می‌شوند که حادثه‌ای رخ داده باشد.

حاتمی‌کیا به‌طور تلویحی یادآوری می‌کند که همان‌طور که جاده‌های جنوب همیشه پرخطرند، نگاه ما هم نسبت به کسانی که برای بقا می‌جنگند، هنوز پر از بی‌توجهی و قضاوت است و شاید تا وقتی جان‌شان به حساب نیاید، آن‌ها فقط «قاچاقچی» باقی بمانند.

این نیش تلخ، باری است که فیلم بر دوش تماشاگر می‌گذارد و او را وادار می‌کند مسئولیت دیدن و فهمیدن را بر عهده بگیرد. این فیلم، قبل از آن‌که حکم صادر کند، تماشاگر را مجبور می‌کند مکث کند؛ درست وسط جاده.

انتهای پیام/

کد خبر 1404111400700
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha