سقفِ ناامنِ زندگی زیر سایۀ جنگ

«سقف» ابراهیم امینی تلاش می‌کند جنگ را نه از میدان نبرد، بلکه از درون یک خانه روایت کند؛ جایی که اضطراب، بلاتکلیفی و ترس آرام‌آرام جای امنیت روزمره را می‌گیرد. فیلم با دور شدن از کلیشه‌های ژانر جنگی، تجربه زیستۀ انسان‌های عادی در مواجهه با بحران را به تصویر می‌کشد و همین تغییر زاویه نگاه، آن را به یکی از آثار متفاوت جشنواره امسال تبدیل کرده است.

غزل رنجبری فعال رسانه در یادداشتی درباره فیلم سینمایی «سقف» ساخته ابراهیم امینی که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد، نوشت: «سقف» در میان فیلم‌های جشنواره فیلم فجر امسال اثری است که با وجود سادگی ظاهری، تلاش دارد چشم‌اندازی تازه به یک واقعیت سیاسی و اجتماعی سخت ارائه دهد؛ واقعیتی که معمولاً با فاصله و در مقیاس کلان روایت می‌شود، اما این‌بار ابراهیم امینی آن را به سطح یک خانه، یک خانواده و یک سقف فروکاسته است. همین انتخاب، مهم‌ترین ایزادت فیلم است: دیدن جنگ ۱۲روزه از نقطه‌نظر انسان‌های معمولی، نه سیاست‌گذاران و فرماندهان.

فیلم برخلاف آثار ژانر جنگی که به تصویرسازی میدانی و بازتولید خشونت متکی‌اند، بیشتر بر اضطراب خانوادگی، فروپاشی تدریجی امنیت روانی، و تلاش برای حفظ پیوندهای انسانی تمرکز می‌کند. «سقف» در این نگاه تازه، جنگ را نه فقط یک واقعه خبری، که یک اختلال ناگهانی در ریتم زندگی مردمی نشان می‌دهد که تنها خطای‌شان این بوده که درست در زمان اشتباه زیر سقفی اشتراکی قرار گرفته‌اند.

سقفِ ناامنِ زندگی زیر سایۀ جنگ

اینجا جنگ نه هیجان دارد، نه قهرمان؛ بلکه فقط بلاتکلیفی، هراس و اضطرابی است که از قاب‌های کوچک خانه بیرون می‌ریزد و به تدریج فضای فیلم را اشباع می‌کند.

در کنار این تمهید روایی، فیلم چند نقطۀ قوت دیگر نیز دارد. بازی سام درخشانی یکی از غافلگیری‌های اثر است؛ بازی‌ای کنترل‌شده و بی‌آنکه به اغراق‌های معمول نقش‌های بحران‌محور نزدیک شود. گیتی قاسمی نیز طبق معمول نقشی قابل‌باور و انسانی می‌سازد. گروه بازیگری، به‌طور کلی، هماهنگ و در مدار همان فضای مینی‌مال و خانوادگی‌ای حرکت می‌کنند که فیلم نیاز دارد.

سقفِ ناامنِ زندگی زیر سایۀ جنگ

اما با وجود این امتیازها، «سقف» از ضعف‌هایی هم رنج می‌برد که مانع از تبدیل‌شدنش به اثری کاملاً ماندگار می‌شود. ریتم فیلم در میانه تقریباً دچار افت است و گاهی وابستگی بیش‌ازحد به تعلیق‌های احساسی باعث می‌شود قصه از مسیر اصلی‌اش فاصله بگیرد. همچنین فیلم می‌توانست در پرداخت شخصیت‌ها، به‌ویژه زنان خانواده، عمیق‌تر شود و لایه‌های بیشتری از فشار روانی جنگ را نشان دهد. از سوی دیگر، پایان‌بندی گرچه همسو با درون‌مایه انسانی اثر است، اما به اندازه کافی تکان‌دهنده یا خلاقانه نیست.

با همه این‌ها، «سقف» دست‌کم یک کار مهم انجام می‌دهد: زاویه دید تازه‌ای به جنگ ۱۲روزه ارائه می‌کند؛ زاویه‌ای که کمتر در سینمای ایران دیده شده و از سطح تحلیل‌های کلان سیاسی به درون یک خانه و یک خانواده کوچک نفوذ می‌کند. از همین رو، فیلم بیش از آنکه به نمایش واقعیت جنگ بپردازد، تجربه زیسته مردم عادی را روایت می‌کند؛ و همین انتخاب جسورانه است که «سقف» را تبدیل به یکی از آثار قابل‌توجه جشنواره می‌کند.

سقفِ ناامنِ زندگی زیر سایۀ جنگ

انتهای پیام/

کد خبر 1404112101180
دبیر مریم قربانی‌نیا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha