سپهر زارعی، پژوهشگر باستانشناسی پارینهسنگی در گفتوگو با خبرنگار میراث آریا، با اشاره به کاربرد سیاسی اصطلاح «بازگرداندن به عصر حجر» اظهار کرد: در ادبیات سیاسی معاصر، گاه از این تعبیر بهعنوان استعارهای برای فروپاشی و عقبماندگی استفاده میشود، در حالی که در نگاه باستانشناسی، «عصر حجر» طولانیترین و بنیادیترین مرحله تاریخ بشر است؛ دورهای که طی آن بنیانهای بقا، فناوری، سازگاری محیطی و گسترش انسان در جهان شکل گرفت.
او افزود: عصر حجر نه نشانه عقبماندگی، بلکه بیانگر توانایی انسان در مواجهه با چالشهای محیطی و یافتن راهحلهای فناورانه برای زیست در شرایط متغیر اقلیمی است. این دوره شامل بخش عمدهای از تاریخ تکاملی انسان میشود و بدون درک آن، نمیتوان جایگاه امروز بشر را درک کرد.
زارعی با اشاره به جایگاه ایران در مطالعات پارینهسنگی گفت: زمانی که از پارینهسنگی در ایران سخن میگوییم، با پیشینهای مواجه هستیم که قدمت آن به صدها هزار سال و حتی در برخی چارچوبهای گستردهتر به بیش از یک میلیون سال میرسد. این در حالی است که مناطقی مانند قاره آمریکا تنها در حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار سال پیش شاهد نخستین حضور انسان مدرن بودهاند.
پژوهشگر باستانشناسی پارینهسنگی تأکید کرد: فلات ایران، بهویژه حاشیههای شمالی خلیجفارس و تنگه هرمز، برای دورههای طولانی یکی از مسیرهای اصلی جابهجایی و گسترش جمعیتهای انسانی در اوراسیا بوده است. این منطقه در تقاطع مسیرهایی قرار داشت که از یکسو به شبهجزیره عربستان و لوانت و از سوی دیگر به آسیای مرکزی، شبهقاره هند و شرق آسیا امتداد مییافتند.
به گفته او، ایران در عصر پلیستوسن صرفاً یک گذرگاه عبوری نبود، بلکه بخشی فعال از شبکههای انسانی بهشمار میرفت؛ فضایی که در آن حرکت، استقرار، تبادل تجربیات زیستی و انتقال فناوریهای سنگی در مقیاسی گسترده رخ میداد.
زارعی با اشاره به تحولات اقلیمی عصر پلیستوسن توضیح داد: این دوره با چرخههای متناوب یخچالی و بینیخچالی همراه بود که نوسانات شدید سطح آب دریاها را در پی داشت. با توجه به عمق نسبتاً کم خلیجفارس بهطور میانگین حدود ۳۵ متر و در بیشترین حالت نزدیک به ۱۶۰ متر در تنگه هرمز کاهش سطح آب میتوانست بخشهای وسیعی از بستر کنونی آن را به خشکی تبدیل کند.
پژوهشگر باستانشناسی پارینهسنگی افزود: در برخی فازهای یخچالی، عقبنشینی آب تا نزدیکی تنگه هرمز پیش میرفت و حتی احتمال خشکشدن کامل این پهنه مطرح است. در چنین شرایطی، دشتهای گستردهای با منابع آب شیرین و زیستبومهای متنوع شکل میگرفت که میتوانستند محیطی مناسب برای استقرار انسانهای اولیه باشند.
به گفته او، خلیجفارس در این دورهها نقشی دوگانه ایفا میکرد: از یکسو بهعنوان «پناهگاه زیستی» با منابع آب و شکار، و از سوی دیگر بهعنوان گذرگاهی طبیعی برای جابهجایی گروههای انسانی میان عربستان، فلات ایران و نواحی شرقیتر.
زارعی در بخش دیگری از سخنان خود به پیچیدگی فناوریهای پارینهسنگی اشاره کرد و گفت: ابزارهای سنگی این دوره حاصل انتخابهای آگاهانه در زمینه مواد خام، تکنیکهای ساخت و انطباق با شرایط محیطی بودند. برای مثال، استفاده از سنگهایی مانند کوارتز، با وجود شکستپذیری غیرقابل پیشبینی آن، نشاندهنده وجود راهبردهای فنی مشخص در میان جوامع انسانی آن زمان است.
او افزود: این شواهد نشان میدهد که انسانهای پارینهسنگی دارای تواناییهای شناختی پیشرفتهای بودند و میتوانستند بر اساس شرایط محیطی، تصمیمهای فناورانه پیچیده اتخاذ کنند.
این پژوهشگر با اشاره به روندهای مهاجرتی اولیه گفت: بیش از ۲ میلیون سال پیش، نخستین گروههای انسانی شرق آفریقا را ترک کردند و از طریق گذرگاههایی همچون بابالمندب و صحرای سینا وارد اوراسیا شدند. بخشی از این جمعیتها پس از ورود به شبهجزیره عربستان، از مسیرهای جنوبی و حاشیههای خلیجفارس به سمت فلات ایران حرکت کردند.
زارعی تصریح کرد: این گروهها پس از عبور از تنگه هرمز وارد فلات ایران شده و از آنجا به سوی آسیای مرکزی، جنوب آسیا و شرق دور گسترش یافتند. شواهد باستانشناختی شرق آسیا نشان میدهد که این فرایند دستکم بیش از دو میلیون سال پیش آغاز شده است.
به گفته او، یافتههای جدید در سواحل مکران، شمال تنگه هرمز و دیگر نقاط جنوبی ایران، این فرضیه را تقویت میکند که کرانهها و پسکرانههای خلیجفارس در زمره مهمترین کریدورهای جابهجایی انسانهای پلیستوسن بودهاند.
این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به طرحهای توسعه اقتصاد دریامحور در ایران گفت: بازخوانی تاریخ عمیق خلیجفارس نشان میدهد که این منطقه هزاران سال پیش نیز کریدوری حیاتی برای بقا و بهرهبرداری از منابع بوده است. این تداوم کارکردی از مسیرهای مهاجرتی پارینهسنگی تا کریدورهای انرژی و تجارت امروز اهمیت ژئوپلیتیکی خلیجفارس را در افقی بلندمدت آشکار میکند.
او تأکید کرد: پرداختن به ظرفیتهای پارینهسنگی خلیجفارس تنها یک بحث تاریخی نیست، بلکه بخشی از درک راهبردی جایگاه ایران در پیوند میان گذشتههای دور و آینده توسعه دریایی کشور است.
زارعی در پایان خاطرنشان کرد: اگر امروز خلیجفارس بهعنوان یکی از مهمترین هابهای انرژی جهان شناخته میشود، باید به یاد داشت که این پهنه در اعماق تاریخ نیز شاهراهی برای حرکت، سازگاری و گسترش انسان در جهان بوده است؛ شاهراهی که نقش آن در تاریخ حیات بشر، بسیار فراتر از مرزهای سیاسی و معاصر است.
انتهای پیام/
نظر شما