حسین ایزدی مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مازندران در یادداشتی نوشت: میراثفرهنگی، فراتر از سنگ و بناها یا اشیای قدیمی، زنده و پویاست؛ میراثفرهنگی، زبانِ خاموش اما پرمعنای اجدادی است که به ما میگوید از کجا آمدهایم تا بدانیم به کجا باید برویم. ما امروز تنها با مجموعهای از آثار تاریخی روبرو نیستیم، بلکه با میراثی از تفکر، هنر، معنویت و دانشِ نیاکانمان روبهرو هستیم که نبض تمدنی آن در هر کتیبه، هر نقش و نگار و هر الگوی صنایعدستی، جاری است.
ایران، سرزمینی است که تاریخ در آن تنها یک روایت نیست، بلکه لایههای متعددی از تمدنهای مختلف است که در هم تنیده شدهاند. از شکوه دوران پیش از اسلام تا ظرافتهای هنر اسلامی، از موسیقیهای اصیل گرفته تا صنایعدستی که با صبر و حوصله نسل به نسل منتقل شدهاند. هر بنایی که در این خاک بنا شده، تنها یک سازه نیست؛ بلکه تجلیِ نبوغ، مهندسی و زیباییشناسی ایرانی است. و وظیفه ما، به عنوان نگهبانان این میراث، تنها حفظِ فیزیکی این آثار نیست؛ بلکه وظیفه ما زنده نگه داشتن «روح» این آثار است. میراثی که اگر از ما جدا شود، ما نه تنها ریشههای خود را از دست میدهیم، بلکه در جهانِ مدرن، بیهویت و بیریشه خواهیم بود.
مازندران، به دلیل موقعیت استراتژیک میان دریای خزر و رشتهکوه البرز، همواره یکی از استراتژیکترین و باستانیترین پهنههای جغرافیایی ایران بوده است.
مازندران از دوران پیش از تاریخ به عنوان یکی از قلعههای استوار و مناطق بسیار مهم دفاعی و استراتژیک شناخته میشد. حتی پس از اسلام نیز این منطقه به دلیل کوهستانی بودن، مرکز مقاومت و حفظ سنتهای ایرانی در دورانهای مختلف بود. میراثفرهنگی این استان از طبیعت جدا نیست؛ پیوند میان فرهنگ و محیط زیست مانند کشاورزی سنتی و معماری سازگار با اقلیم آن را به گنجینهای بیبدیل برای گردشگری و مطالعات تاریخی تبدیل کرده است.
حفظ میراثفرهنگی یک میثاق ملی است
ما میدانیم که مسیر حفظ و احیای میراثفرهنگی، مسیری هموار نیست. چالشهای ناشی از عوامل طبیعی، فرسایش زمان، فشار توسعههای شهری و مدیریت منابع، همواره در برابر ما ایستادهاند. اما من به عنوان متولی این حوزه معتقدم که چالشها، فرصتهایی برای نوآوری هستند. ما نباید با نگاهی محافظهکارانه و صرفاً «نگهبانانه» به میراث نگاه کنیم؛ بلکه باید نگاهی توسعهمحور و پویا داشته باشیم. میراثفرهنگی نباید به معنای محدودیت برای پیشرفت باشد، بلکه باید موتور محرک اقتصاد گردشگری و توسعه پایدار در استان و کشور باشد.
هدف ما تبدیل کردن میراثفرهنگی به یک اقتصاد دانشبنیان و فرهنگی است. جایی که گردشگر، تنها یک بیننده نیست، بلکه تجربهگر فرهنگ ماست. جایی که صنایعدستی، از یک کالای سنتی به یک محصول لوکس و هنری در بازارهای جهانی تبدیل میشود و آثار تاریخی، به کانونهای آموزش و الهام تبدیل میشوند.
حفظ میراثفرهنگی، رسالتِ انحصاری دولت یا ادارات دولتی نیست. این یک «میثاق ملی» است و تمامی دستاندرکاران این حوزه کارشناسان و متخصصان حوزه باستانشناسی و مرمت باید با دقت و علم، این گنجینهها را در اختیار آینده قرار دهند. از فعالان حوزه گردشگری میخواهم که با ارائه خدماتی با کیفیت جهانی، چهرهای درخشان از میهماننوازی ایرانی که به واقع یک میراث نیک اجدادی ماست را ارائه دهند. و از مردم عزیز و صاحبان آثار تاریخی میخواهم که بدانند این آثار، امانتِ نسلهای آینده در دستان آنهاست.
ما در این مسیر، دست همکاری خود را به روی تمامی نهادها، دانشگاهها، بخش خصوصی و گروههای مردمی باز گذاشتهایم. ما به دنبال ساختنِ سیستمی هستیم که در آن بومیسازی و مشارکت مردمی حرف اول را بزند. چراکه مسیر توسعه و پیشرفت در هر زمینهای تنها با مشارکت مردم امکانپذیر است.
انتهای پیام/
نظر شما