احمد حمزهزاده مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانشرقی در یادداشتی نوشت: جنگ رمضان و بازتاب گسترده آن در رسانهها و افکار عمومی جهان، در کنار نمایش انسجام و مقاومت اجتماعی میهن اسلامی در برابر ابر قدرتهای جهان، موجب تغییر تدریجی بخشی از ادراک بینالمللی نسبت به کشور شده است که میتواند پیامدهای مهمی برای آینده گردشگری ورودی داشته باشد. این تغییر در تصویر مقصد، در کنار ظرفیتهای گسترده تمدنی و فرهنگی ایران، زمینهای تازه برای فعالسازی بازارهای هدف گردشگری و تقویت جایگاه استان در جریان گردشگری بینالمللی فراهم کرده است.
گردشگری در جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به مسئله تصویر مقصد وابسته است. تجربه دهههای اخیر نشان داده است که در بسیاری از موارد، آنچه مسیر جریان گردشگران بینالمللی را تعیین میکند صرفاً تنوع جاذبهها یا کیفیت زیرساختها نیست، ادراکیست که نسبت به یک کشور در ذهن افکار عمومی جهانی شکل گرفته است. تصویر مقصد در واقع حاصل برهمکنش مجموعهای از عوامل رسانهای، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است که در کنار یکدیگر چارچوب ذهنی مخاطبان جهانی را نسبت به یک کشور میسازند.
در چنین شرایطی، هرگونه تغییر در این ادراک جهانی میتواند پیامدهای مستقیم و قابلتوجهی برای صنعت گردشگری داشته باشد. کشورهایی که توانستهاند تصویر خود را در افکار عمومی جهانی بازتعریف مثبت کنند، معمولاً با افزایش قابل توجه در جریان گردشگری ورودی، گسترش تعاملات فرهنگی و افزایش تمایل سرمایهگذاران در حوزه گردشگری مواجه شدهاند. به همین دلیل، در ادبیات تخصصی گردشگری، مدیریت تصویر ملی و ارتقای اعتبار مقصد بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای رقابت در بازار جهانی گردشگری شناخته میشود.
ایران طی سالهای گذشته با نوعی فاصله میان واقعیتهای فرهنگی و تمدنی خود و تصویری که در برخی روایتهای رسانهای بینالمللی بازنمایی میشد مواجه بوده است. این فاصله ادراکی در مواردی سبب میشد ظرفیتهای گسترده کشور در حوزه گردشگری فرهنگی، گردشگری تاریخی و گردشگری تجربهمحور کمتر از آنچه شایسته است در کانون توجه گردشگران جهانی قرار گیرد. در حالی که ایران از منظر تنوع میراث فرهنگی، گستره تاریخی، تنوع اقلیمی و غنای فرهنگی، در زمره کشورهایی قرار دارد که توانایی ایفای نقشی بشدت مؤثر در جریان گردشگری فرهنگی جهان را دارند.
تحولات اخیر و مقاومت مردم ایران در جنگ رمضان اما شرایط متفاوتی را رقم زده است. نحوه بازتاب رخدادهای منطقهای و بهویژه تصویر شکلگرفته از واکنش و مقاومت جامعه ایرانی در برابر شرایط پیچیده، موجب شد توجه بخشهایی از افکار عمومی جهان بیش از گذشته به واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی ایران معطوف شود. در بسیاری از تحلیلهای رسانهای و فضای عمومی بینالمللی، این وضعیت بهعنوان نشانهای از پایداری اجتماعی، هویت تمدنی و انسجام جامعه ایرانی مورد توجه قرار گرفت. مؤلفههایی که در مطالعات گردشگری از عوامل مهم شکلدهنده جذابیت فرهنگی مقصد محسوب میشوند.
در ادبیات تخصصی گردشگری، جوامعی که از هویت فرهنگی و تمدنی قوی، پویایی اجتماعی و حس تعلق جمعی برخوردارند، اغلب برای گردشگران بینالمللی جذابیت بیشتری دارند. گردشگران امروز تنها به دنبال بازدید از بناهای تاریخی نیستند، بلکه علاقهمندند با جامعه میزبان، شیوههای زندگی، آیینها و روایتهای فرهنگی- تمدنی آن نیز آشنا شوند. از این منظر، بازتاب جهانی پایداری و مقاومت اجتماعی جامعه ایران در برابر ابر قدرتهای استثمارگر میتواند کنجکاوی فرهنگی و انگیزه شناختی برای سفر به کشور را در میان بخشی از گردشگران بالقوه تقویت کند.
همین روند سبب شده گردشگری فرهنگی و تجربهمحور به یکی از مهمترین جریانهای رو به رشد در صنعت گردشگری جهان تبدیل شود؛ جریانی که ایران با توجه به پیشینه تمدنی چند هزار ساله و تنوع گسترده فرهنگی، از ظرفیتهای کمنظیری برای حضور مؤثر در آن برخوردار است. شهرهای تاریخی، تنوع اقوام و آیینها، زیست فرهنگی جوامع محلی و میراث ناملموس گسترده، مجموعهای از عناصری هستند که میتوانند در چارچوب روایتهای تازه از ایران در بازارهای گردشگری بینالمللی عرضه شوند.
در این میان، استان آذربایجانشرقی نیز میتواند در چارچوب این تحول ادراکی جایگاه برجستهتری در نقشه گردشگری کشور پیدا کند. مجموعهای از ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی، طبیعی و اجتماعی در استان وجود دارد که امکان طراحی و عرضه طیفی متنوع از محصولات گردشگری را فراهم میکند. میراث تاریخی، آیینهای بومی، زیست فرهنگی جوامع محلی، قابلیتهای گردشگری روستایی و تنوع صنایعدستی، هر یک بخشی از زنجیره ارزش گردشگری استان را تشکیل میدهند و میتوانند در قالب برنامهریزی منسجم به جذب گردشگران خارجی کمک کنند.
بهرهبرداری مؤثر از این فرصت مستلزم آن است که توسعه گردشگری در چارچوب یک نگاه راهبردی دنبال شود. تجربه بسیاری از مقاصد موفق جهان نشان میدهد که رشد پایدار گردشگری تنها در شرایطی محقق میشود که میان مدیریت مقصد، زیرساختهای خدماتی، بازاریابی بینالمللی و مشارکت بخش خصوصی نوعی انسجام نهادی شکل گرفته باشد. بدون چنین انسجامی، حتی بهترین فرصتهای ناشی از تغییر تصویر بینالمللی نیز ممکن است به نتایج ملموس اقتصادی و اجتماعی تبدیل نشود.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که گردشگری ورودی تنها یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی از سازوکار تعامل فرهنگی میان ملتها نیز محسوب میشود. هر گردشگری که وارد ایران میشود، با تجربهای مستقیم از جامعه، فرهنگ و شیوه زندگی مردم روبهرو خواهد شد و همین تجربه میتواند در اصلاح برداشتهای پیشین و انتقال روایتهای واقعبینانهتر از ایران در سطح بینالمللی نقش ایفا کند. از این منظر، گردشگری یکی از مؤثرترین ابزارها برای تقویت دیپلماسی فرهنگی و گسترش ارتباطات میان ملتها به شمار میرود.
آنچه امروز در برابر گردشگری ایران قرار دارد، بیش از آنکه صرفاً یک فرصت کوتاهمدت باشد، نوعی نقطه عطف در بازتعریف تصویر کشور در ذهن مخاطبان جهانی است. نقطهای که در آن، روایتهای تازه از جامعه ایرانی، ظرفیتهای فرهنگی، مقاومت و پایداری اجتماعی کشور میتواند به تدریج جایگزین برداشتهای کلیشهای ایرانهراسی پیشین شود. اگر این لحظه با برنامهریزی دقیق، مدیریت حرفهای مقصد و سیاستهای فعال در حوزه بازاریابی گردشگری همراه شود، میتواند زمینهساز مرحلهای تازه در توسعه گردشگری ورودی کشور باشد.
در چنین شرایطی، آینده گردشگری ایران تا حد زیادی به کیفیت سیاستگذاری، انسجام مدیریتی و توانایی بهرهبرداری هوشمندانه از این تغییر ادراکی وابسته خواهد بود. کشورهایی که توانستهاند تصویر ملی خود را با ظرفیتهای واقعی فرهنگی و تاریخی پیوند بزنند، در رقابت فشرده صنعت گردشگری جهانی جایگاه پایدارتری به دست آوردهاند. ایران نیز با تکیه بر میراث تمدنی، تنوع فرهنگی و سرمایه اجتماعی خود، این امکان را دارد که در مسیر توسعه گردشگری فرهنگی و تجربهمحور نقش برجستهتری در منطقه و جهان ایفا کند.
کشورهایی که توانستهاند در بزنگاههای تاریخی، تصویری مبتنی بر تابآوری اجتماعی، ثبات فرهنگی و هویت تمدنی ریشهدار از خود ارائه دهند، معمولاً در بلندمدت با افزایش کنجکاوی فرهنگی و رشد تقاضا برای سفر مواجه شدهاند. ایران نیز اکنون در موقعیتی قرار گرفته است که میتواند این تغییر نگاه را به بستری برای تقویت گردشگری فرهنگی، روایتمحور و تجربهگرا تبدیل کند. برای بخش مهمی از گردشگران بینالمللی، ایران دیگر صرفاً یک جغرافیای ناشناخته نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان جامعهای با پیشینه تمدنی عمیق، سرمایه اجتماعی قابلتوجه و فرهنگی زنده و پویا در حال بازشناسی است. تغییری که میتواند به تضعیف تدریجی تصویر ایرانهراسانه و تقویت جذابیت مقصد ایران در بازار گردشگری جهانی منجر شود.
انتهای پیام/

نظر شما