حضور تشریفاتی یا اقدام واقعی آزمون میراث‌فرهنگی برای شهرداری‌ها

میراث‌فرهنگی، عنصر تزئینی شهر نیست که اگر فرصت شد به آن پرداخته شود؛ بلکه بخشی از زیرساخت معنایی و هویتی شهر است. از دل همین میراث است که می‌توان گردشگری شهری را تقویت کرد، حس تعلق شهروندان را افزایش داد و اقتصاد خلاق را به حرکت درآورد.

مجتبی گهستونی، روزنامه‌نگار و دبیر سرویس نخبگان و سمن‌های میراث‌آریا در یادداشتی نوشت: سخنان سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، در جمع شهرداران کلان‌شهرهای ایران، حامل یک پیام روشن بود: میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی نباید در حاشیه مدیریت شهری قرار بگیرند.

این سخنان، صرفاً مجموعه‌ای از توصیه‌های اداری نبود، بلکه تذکری جدی به مدیران شهری بود تا نسبت خود را با هویت تاریخی و فرهنگی شهرها بازتعریف کنند.

در چنین شرایطی، انتظار طبیعی این بود که شهرداران شهرها، پس از بازگشت از این نشست، بی‌درنگ جلسه‌ای با دوستداران میراث‌فرهنگی، فعالان گردشگری، کنشگران بافت تاریخی و فعالان صنایع‌دستی شهر برگزار کنند؛ جلسه‌ای برای شنیدن، نه صرفاً گفتن. جلسه‌ای برای فهم دقیق این موضوع که شهرشان در حوزه میراث‌فرهنگی با چه مسائل، تهدیدها و ظرفیت‌هایی روبه‌روست.

اما این اتفاق نیفتاد؛ و همین «نیفتادن» خود حامل معناست. اگر میراث‌فرهنگی برای مدیریت شهری یک دغدغه واقعی باشد، نخستین نشانه‌اش گوش سپردن به صدای جامعه محلی است. هیچ شهرداری نمی‌تواند مدعی توجه به هویت تاریخی شهر باشد، اما حاضر نباشد پای صحبت کسانی بنشیند که سال‌ها بی‌هیاهو برای حفظ بناها، محوطه‌ها، خاطره جمعی شهر و ظرفیت‌های گردشگری آن تلاش کرده‌اند.

شهرهای تاریخی، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در نگاه مدیریت شهری به موضوع میراث است. این شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها، پروژه‌های عمرانی و مداخلات کالبدی نیست؛ کلان‌شهرها حافظه دارد، ریشه دارند، روایت دارند و نشانه‌های تاریخی و فرهنگی دارند که اگر دیده نشوند، به‌تدریج از حیات شهری حذف می‌شوند.

بی‌توجهی مستمر به این حوزه، این تصور را تقویت می‌کند که میراث‌فرهنگی هنوز در ذهن برخی مدیریت‌های شهری جایگاه شایسته خود را پیدا نکرده است. وقتی بعد از یک جلسه مهم ملی با محوریت میراث، گردشگری و صنایع‌دستی، حتی یک نشست مشورتی فوری با فعالان این حوزه برگزار نمی‌شود، چگونه می‌توان باور کرد که این موضوع واقعاً در اولویت قرار دارد؟

اصلا مگر وقتی برخی شهردارها به جلسه دیدار با وزیر تشریف فرما شدند، جلسه‌ای برگزار کردند که تا همفکری بگیرند؟ شاید هم به برخی مشاوره‌های کلیشه‌ای بسنده کردند.

شهر فقط با بتن، آسفالت و پل تعریف نمی‌شود. شهری که نسبت خود را با گذشته‌اش قطع کند، در آینده نیز دچار بحران هویت خواهد شد.

میراث‌فرهنگی، عنصر تزئینی شهر نیست که اگر فرصت شد به آن پرداخته شود؛ بلکه بخشی از زیرساخت معنایی و هویتی شهر است. از دل همین میراث است که می‌توان گردشگری شهری را تقویت کرد، حس تعلق شهروندان را افزایش داد و اقتصاد خلاق را به حرکت درآورد.

در بسیاری از شهرهای ایران، مدیریت شهری دریافته است که حفاظت از میراث‌فرهنگی، نه مانع توسعه، بلکه یکی از پایه‌های توسعه پایدار است. اما در برخی کلان‌شهرها، هنوز نشانه‌های کافی برای اثبات چنین درکی از سوی شهرداری دیده نمی‌شود. این شکاف، نگران‌کننده است؛ زیرا این شهرها، بیش از هر چیز، به بازسازی رابطه خود با هویت تاریخی‌اش نیاز دارند.

دوستداران میراث‌فرهنگی، فعالان گردشگری و کنشگران صنایع‌دستی، رقبای شهرداری نیستند؛ آن‌ها سرمایه‌های اجتماعی شهرند.

مدیریت شهری اگر اراده‌ای واقعی برای تحول در این حوزه داشته باشد، باید نخست این سرمایه اجتماعی را به رسمیت بشناسد. برگزاری یک نشست فوری بعد از جلسه وزیر، می‌توانست نشانه‌ای روشن از این اراده باشد: این‌که شهرداران می‌خواهند از سطح شعار عبور کنند و وارد گفت‌وگوی واقعی با بدنه دغدغه‌مند شهر شوند.

چنین نشستی می‌توانست به طرح مسائل مهمی مانند وضعیت بناها و بافت‌های ارزشمند شهری، ظرفیت‌های مغفول گردشگری شهری، موانع پیش‌روی فعالان صنایع‌دستی، نقش شهرداری در حفاظت، احیا و معرفی میراث شهر و راهکارهای جلب مشارکت مردمی در صیانت از هویت تاریخی، منجر شود.

اما وقتی حتی این گام ابتدایی هم برداشته نمی‌شود، این پرسش جدی شکل می‌گیرد که آیا اساساً درک عمیقی از اهمیت میراث‌فرهنگی در مدیریت شهری وجود دارد یا نه.

آنچه امروز در برخی شهرها دیده می‌شود، صرفاً یک غفلت اجرایی یا تأخیر اداری نیست؛ مسئله عمیق‌تر از این‌هاست. نوع مواجهه شهرداری با حوزه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، این برداشت را به وجود آورده که این حوزه هنوز برای مدیریت شهری، یک اولویت اصیل و درونی‌شده نیست.

چرا که اگر تعلق و حساسیت لازم وجود داشت، واکنش به سخنان وزیر باید فوری، عملی و مبتنی بر گفت‌وگو با فعالان شهر می‌بود.

مدیری که به موضوعی باور دارد، نشانه‌های این باور را در رفتار خود بروز می‌دهد؛ در دعوت به گفت‌وگو، در مشورت گرفتن، در شنیدن انتقادها و در تبدیل دغدغه‌ها به برنامه.

فقدان این نشانه‌ها، به‌طور طبیعی این ذهنیت را تقویت می‌کند که میراث‌فرهنگی برای برخی شهرداری‌ها نه یک ضرورت، بلکه موضوعی حاشیه‌ای است.

با این همه، هنوز هم برای اصلاح این مسیر دیر نشده است. برخی شهرداران می‌توانند با برگزاری یک نشست رسمی، شفاف و بی‌واسطه با فعالان میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، این پیام را مخابره کنند که مدیریت شهری آماده شنیدن است. برخی از این شهرها، برای بازگشت به هویت خود، به چنین گفت‌وگویی نیاز دارند.

اگر قرار است سخنان وزیر میراث‌فرهنگی در سطح شهرها به اقدام منتهی شود، این اقدام باید از همین نقطه آغاز شود: شنیدن صدای کسانی که سال‌ها برای حافظه تاریخی شهر ایستاده‌اند. در غیر این صورت، حضور در جلسات ملی و شنیدن تأکیدها و توصیه‌ها، بدون ترجمه آن به عمل محلی، چیزی جز یک حضور تشریفاتی نخواهد بود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405031200908
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha