یادی از یک دیدار؛استاد افضل مقیمی، گویش‌پژوه برجسته و پاسدار زبان فارسی

محمد جواد حق‌شناس، رییس شورای فرهنگی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در یادداشتی نوشت: برخی دیدارها، پس از گذشت زمان، معنایی دیگر می‌یابند؛ گویی خاطره‌ای ساده، به برگی از تاریخ فرهنگ یک سرزمین تبدیل می‌شود. خبر درگذشت استاد افضل مقیمی، زبان‌شناس، گویش‌پژوه برجسته، استاد دانشگاه و پژوهشگر پرتلاش زبان و ادبیات فارسی، برای نگارنده نیز چنین حسی را زنده کرد؛ زیرا کمتر از یک ماه پیش، در سفری به شیراز، این توفیق دست داد که به همراه دوست دیرینم، محمد ولی‌زاده ـ روزنامه‌نگار، نویسنده و از شاگردان نزدیک استاد ـ در منزل ایشان حضور یابیم و از این چهره فرهیخته عیادت کنیم.
اگرچه بیماری، توان جسمی استاد را تحلیل برده بود، اما ذهن روشن، حافظه کم‌نظیر و دغدغه همیشگی او برای زبان فارسی، گویش‌های ایران و آینده فرهنگ این سرزمین، همچنان زنده و پرنشاط بود. گفت‌وگو با او بیش از آنکه شرح رنج بیماری باشد، روایت مهرورزی به فرهنگ ایران بود؛ روایت مردی که بیش از نیم قرن از عمر خویش را وقف آموزش، پژوهش و ثبت بخشی از میراث زبانی این سرزمین کرده بود.
آن روز، در کنار استاد، بیش از هر چیز آرامش و رضایتی عمیق به چشم می‌آمد؛ رضایت کسی که می‌دانست حاصل سالیان کوشش علمی‌اش، در کتاب‌ها، شاگردان و اندیشه‌هایی که پرورده است، تداوم خواهد یافت. امروز که خبر خاموشی او را می‌شنوم، آن دیدار کوتاه، در ذهنم به آخرین برگ از دفتر زندگی پربار دانشمندی تبدیل شده است که تا واپسین روزهای حیات نیز دغدغه فرهنگ و کتاب را از یاد نبرد.
استاد افضل مقیمی از جمله پژوهشگرانی بود که اعتبار خود را نه در هیاهوی شهرت، بلکه در سکوت کتابخانه‌ها، کلاس‌های درس و میدان پژوهش به دست آورد. او که در سوم شهریور ۱۳۲۵ در روستای موردراز بویراحمد چشم به جهان گشود، از همان آغاز راه علمی، شناخت زبان و گویش زادگاهش را به رسالتی فرهنگی بدل ساخت. پایان‌نامه کارشناسی ارشد او با عنوان «توصیف ساختمان دستوری گویش بویراحمد» از نخستین پژوهش‌های دانشگاهی روشمند در این حوزه بود و بعدها با انتشار آثاری چون فرهنگ واژه‌های لری بویراحمدی، بررسی گویش بویراحمد، بررسی گویش گورکانی، در آینه ادب فارسی، پرنیان سخن و داستان‌های پُرآبِ چشم، جایگاه خود را به عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار گویش‌پژوهی ایران تثبیت کرد.
در کنار این آثار ارزشمند، بیش از سه دهه تدریس در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی استان فارس و همکاری در تألیف کتاب‌های درسی وزارت آموزش و پرورش، از او معلمی ساخت که نسل‌های متعددی از دانشجویان و دبیران زبان و ادبیات فارسی، از دانش، دقت علمی، فروتنی و منش فرهنگی‌اش بهره بردند. بسیاری از شاگردان او امروز خود در عرصه پژوهش، آموزش و فرهنگ، منشأ خدمات ارزنده‌اند و این، میراثی است که کمتر از آثار مکتوب او نیست.
اما شاید زیباترین فصل زندگی استاد مقیمی، واپسین تصمیم فرهنگی او باشد؛ تصمیمی که معنایی فراتر از اهدای چند هزار جلد کتاب دارد و از ایمان عمیق او به ماندگاری دانش حکایت می‌کند.
چندی پیش، در آیین نکوداشت استاد دکتر ابراهیم قیصری در شهر جم، شاهد شکل‌گیری حرکتی فرهنگی بودیم که می‌تواند الگویی برای دیگر شهرهای ایران باشد. استاد قیصری با بزرگواری، کتابخانه شخصی و ارزشمند خود را به کتابخانه عمومی «حافظ» جم اهدا کرد؛ اقدامی که با همت ستودنی آقای حسین‌زاده، شهردار فرهنگ‌دوست جم، و همراهی اعضای شورای اسلامی شهر، به تصمیمی بزرگ‌تر انجامید؛ ساخت بنایی نو و مجهز برای کتابخانه عمومی «حافظ» تا این گنجینه‌های علمی در فضایی شایسته، در اختیار پژوهشگران، دانشجویان و دوستداران کتاب قرار گیرد. قرار است این مجموعه فرهنگی در شهریورماه امسال گشایش یابد و بی‌تردید به یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی جنوب ایران تبدیل شود.
استاد افضل مقیمی که در آن آیین حضور داشت، از این حرکت فرهنگی عمیقاً تأثیر پذیرفت. اندکی بعد، تصمیم گرفت کتابخانه شخصی و گران‌سنگ خود را نیز به همین کتابخانه عمومی اهدا کند و اجرای این وصیت فرهنگی را به شاگرد وفادارش، محمد ولی‌زاده، سپرد. روزهای اخیر نیز فهرست‌برداری این مجموعه ارزشمند، با نظارت خود استاد و همکاری نزدیکانش، به پایان رسید تا همه چیز برای انتقال آن آماده باشد.
شوربختانه، تقدیر مهلت نداد تا استاد، گشایش کتابخانه‌ای را که بخشی از سرمایه علمی عمر خود را بدان سپرده بود، از نزدیک ببیند. قرار بود با افتتاح ساختمان جدید کتابخانه «حافظ» جم، دو گنجینه ارزشمند؛ یکی از استاد دکتر ابراهیم قیصری و دیگری از استاد افضل مقیمی، در کنار یکدیگر، هسته اصلی یکی از غنی‌ترین کتابخانه‌های عمومی جنوب کشور را شکل دهند؛ اتفاقی که می‌توانست نماد پیوند فرهیختگان، مدیریت شهری و جامعه فرهنگی در پاسداشت دانش و کتاب باشد.

با این همه، استاد مقیمی در این مسیر نیز کامیاب شد؛ زیرا میراث فرهنگی، به حضور جسمانی صاحبان آن وابسته نیست. کتاب‌هایی که سال‌ها با عشق گرد آورد، از این پس در قفسه‌های کتابخانه‌ای عمومی، چراغ مطالعه نسل‌های آینده را روشن خواهد کرد؛ همان‌گونه که آثار پژوهشی، شاگردان و خدمات آموزشی او نیز راهش را ادامه خواهند داد.
در روزگاری که از کاهش سرانه مطالعه و کم‌رنگ شدن سنت کتاب‌دوستی بسیار سخن گفته می‌شود، رفتار بزرگوارانه استادان دکتر ابراهیم قیصری و افضل مقیمی، همراه با نگاه فرهنگی و آینده‌نگر شهرداری و شورای اسلامی شهر جم، نشان داد که با همدلی فرهیختگان و مدیران فرهنگ‌دوست، می‌توان سرمایه‌های علمی را از کتابخانه‌های شخصی به میراثی عمومی و ماندگار برای جامعه تبدیل کرد.
استاد افضل مقیمی از میان ما رفت، اما نام او در تاریخ زبان‌شناسی و گویش‌پژوهی ایران، به‌ویژه در شناخت و پاسداشت گویش‌های جنوب ایران، ماندگار خواهد ماند. او نه تنها پژوهشگری برجسته و معلمی دلسوز، بلکه انسانی فرهنگ‌ورز بود که در واپسین فصل زندگی نیز درس بزرگی به ما آموخت؛ اینکه کتاب، هنگامی جاودانه می‌شود که در اختیار همگان قرار گیرد و دانش، آنگاه ماندگار است که به نسل‌های آینده سپرده شود.
اینجانب، با گرامی‌داشت یاد و خدمات علمی، آموزشی و فرهنگی این استاد فرهیخته، درگذشت ایشان را به خانواده ارجمند، شاگردان، همکاران، دوستداران فرهنگ و زبان فارسی، جامعه دانشگاهی و همه پژوهشگران گویش‌های ایران صمیمانه تسلیت می‌گویم و از درگاه خداوند متعال برای آن روانِ بلند، رحمت و رضوان الهی، و برای بازماندگان گرامی، شکیبایی و سلامتی آرزو دارم.
بی‌گمان، روزی که درهای کتابخانه عمومی «حافظ» جم به روی اهل علم و فرهنگ گشوده شود، نام استادان دکتر ابراهیم قیصری و افضل مقیمی نیز در کنار هزاران جلد کتابی که با سخاوت فرهنگی به جامعه هدیه کردند، برای همیشه در حافظه فرهنگی ایران خواهد درخشید؛ زیرا آنان به‌درستی دریافته بودند که ماندگارترین میراث یک استاد، نه تنها آثار مکتوب او، بلکه دانشی است که بی‌دریغ به جامعه می‌بخشد.

انتهای پیام/

کد خبر 1405041000749
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha