بهمن صالحی، پژوهشگر و فعال حوزه آفرود و سافاری، طراح مسابقات رالی TSD و برگزارکننده رویدادهای طبیعتگردی موتوری، با تأکید بر ضرورت تفکیک میان ورزش آفرود، سافاری مسئولانه، گردشگری سازمانیافته و فعالیتهای غیرقانونی و مخرب، گفت: آینده این حوزه نه در ممنوعیت مطلق، بلکه در مدیریت علمی، قانونگذاری صحیح، آموزش، ساماندهی و مشارکت همه ذینفعان نهفته است.
وی با اشاره به ابلاغیه اخیر معاون حفاظت و امور اراضی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور درباره تشدید نظارت بر فعالیت خودروهای آفرودی در عرصههای منابع طبیعی اظهار کرد: این ابلاغیه بار دیگر موضوع رابطه میان حفاظت از محیطزیست، توسعه گردشگری طبیعتمحور و فعالیتهای ورزشی و تفریحی مرتبط با خودروهای دودیفرانسیل را به یکی از موضوعات مورد توجه افکار عمومی تبدیل کرده است.
صالحی افزود: در این ابلاغیه، با اشاره به گزارشهای متعدد از ورود خودروها، موتورسیکلتهای کراس و خودروهای چهارچرخ به جنگلها، مراتع، کویرها، سواحل و دیگر عرصههای طبیعی، بر برخورد قانونی با هرگونه فعالیتی که منجر به تخریب خاک، پوشش گیاهی، زیستگاههای طبیعی و برهم خوردن تعادل اکولوژیکی شود، تأکید شده است.
این پژوهشگر حوزه آفرود و سافاری ادامه داد: بر اساس مفاد این ابلاغیه، تا زمان تدوین ضوابط اجرایی و تعیین تکلیف قانونی، ورود بدون ضابطه خودروهای آفرودی به عرصههای تحت مدیریت سازمان منابع طبیعی ممنوع است و با متخلفان برخورد خواهد شد.
محور ابلاغیه، مقابله با تخریب طبیعت است
صالحی با بیان اینکه برخی فعالان آفرود در نگاه نخست، این ابلاغیه را به منزله ممنوعیت کامل فعالیت خود تلقی کردند، گفت: بررسی دقیق متن نشان میدهد که محور اصلی ابلاغیه، مقابله با تخریب منابع طبیعی است، نه مخالفت با اصل ورزش آفرود یا طبیعتگردی قانونمند.
وی افزود: در بخش پایانی ابلاغیه نیز تصریح شده است که به رسمیت شناختن آفرود بهعنوان یک رشته ورزشی در حوزه اختیارات وزارت ورزش و جوانان قرار دارد و تدوین ضوابط اجرایی با هماهنگی دستگاههای ذیربط در دست بررسی است. همین موضوع نشان میدهد که مسئله اصلی، فقدان چارچوبهای مشخص برای مدیریت این فعالیتهاست، نه نفی یا حذف آنها.
این فعال حوزه طبیعتگردی موتوری با اشاره به اصل پنجاهم قانون اساسی اظهار کرد: حفاظت از محیطزیست وظیفهای عمومی است و فعالیتهای اقتصادی و غیر اقتصادی که با آلودگی محیطزیست یا تخریب غیرقابل جبران آن همراه باشند، ممنوع هستند. بنابراین هیچ تردیدی درباره ضرورت برخورد با تخریبکنندگان منابع طبیعی وجود ندارد.
صالحی ادامه داد: حفاظت از جنگلها، مراتع، بیابانها، سواحل و زیستگاههای طبیعی، مطالبهای ملی و وظیفهای همگانی است. هیچ جامعه مسئولیتپذیری نمیتواند نسبت به تخریب خاک، نابودی پوشش گیاهی، فرسایش اراضی یا آسیب به زیستگاههای جانوری بیتفاوت باشد؛ زیرا این سرمایهها تنها متعلق به نسل حاضر نیستند و باید برای نسلهای آینده نیز حفظ شوند.
وی تأکید کرد: از این منظر، دغدغه سازمان منابع طبیعی نهتنها قابل احترام، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای توسعه پایدار کشور است.
ممنوعیتهای کلی، جایگزین مدیریت علمی نمیشوند
این پژوهشگر با طرح این پرسش که آیا ممنوعیتهای کلی بهتنهایی میتوانند از طبیعت حفاظت کنند، گفت: تجربه بسیاری از حوزههای مدیریتی نشان داده است که هرگاه برای یک فعالیت دارای تقاضای اجتماعی، مسیر قانونی، آموزشدیده و تحت نظارت تعریف نشود، زمینه برای شکلگیری فعالیتهای غیررسمی، تورهای فاقد مجوز و رفتارهای خارج از کنترل فراهم میشود.
صالحی افزود: در چنین شرایطی، نهتنها امکان نظارت کاهش مییابد، بلکه مسئولیتپذیری نیز کمرنگتر میشود و در نهایت هزینههای بیشتری بر منابع طبیعی تحمیل خواهد شد.
وی با تأکید بر ضرورت تفکیک مفاهیم مختلف در حوزه خودروهای دودیفرانسیل گفت: مسابقات آفرود، طبیعتگردی مسئولانه با خودروهای دودیفرانسیل، تورهای غیرمجاز و رفتارهای مخرب در طبیعت، چهار مقوله متفاوت هستند که هر یک ماهیت، هدف، ضوابط و پیامدهای خاص خود را دارند.
این فعال حوزه آفرود ادامه داد: نادیده گرفتن تفاوت میان این فعالیتها میتواند به تصمیمهایی منجر شود که به جای حل مسئله، تنها صورت مسئله را تغییر دهند.
سافاری؛ شاخهای از طبیعتگردی مسئولانه
صالحی با اشاره به ساختار رسمی فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران گفت: فعالیتهای مرتبط با گردشگری طبیعتمحور با خودروهای دودیفرانسیل در قالب «کمیته سافاری» ساماندهی میشود. این موضوع نشان میدهد که نگاه تخصصی به این حوزه، آن را صرفاً یک فعالیت هیجانی یا مسابقهای نمیداند.
وی افزود: سافاری در صورت برخورداری از آموزش، ضابطه و نظارت، میتواند بهعنوان شاخهای از طبیعتگردی مسئولانه، در خدمت توسعه گردشگری، افزایش شناخت عمومی از طبیعت و حتی کمک به حفاظت از آن قرار گیرد.
این پژوهشگر اظهار کرد: جامعه حرفهای آفرود کشور، برخلاف تصویری که گاه بر اثر برخی رفتارهای نادرست شکل گرفته، سالهاست بر اصولی همچون احترام به محیطزیست، پرهیز از آسیب به پوشش گیاهی، حرکت در مسیرهای مشخص، جمعآوری پسماند، رعایت حقوق جوامع محلی و همکاری با نهادهای امدادی تأکید دارد.
صالحی گفت: همانگونه که تخلف چند راننده نباید به حساب همه رانندگان جادهای نوشته شود، رفتار گروهی محدود از افراد نیز نباید به کل جامعه آفرود، باشگاههای رسمی و فعالان آموزشدیده این حوزه تعمیم داده شود.
آفرود و سافاری؛ دو مفهوم متفاوت
وی با اشاره به آمیختگی مفاهیم مختلف در ادبیات رسانهای و برخی مکاتبات اداری اظهار کرد: در بسیاری از گزارشها، واژه «آفرود» بهگونهای به کار میرود که گویی همه فعالیتهای مرتبط با خودروهای دودیفرانسیل، از مسابقات ورزشی گرفته تا طبیعتگردی خانوادگی یا رانندگیهای پرخطر و مخرب، یک مفهوم واحد هستند.
صالحی افزود: این در حالی است که هر یک از این فعالیتها ماهیت، اهداف، ضوابط و آثار متفاوتی دارند و قضاوت درباره آنها بدون تفکیک دقیق، میتواند به تصمیمهایی منجر شود که نه به نفع محیطزیست است و نه به توسعه ورزش و گردشگری کشور کمک میکند.
وی توضیح داد: از منظر فنی، واژه «آفرود» به معنای حرکت وسیله نقلیه خارج از مسیرهای آسفالته و جادههای متعارف است. این واژه به خودی خود نه بیانگر یک رشته ورزشی، نه یک فعالیت گردشگری و نه یک رفتار مخرب است، بلکه صرفاً نوعی شیوه حرکت خودرو را توصیف میکند.
این فعال حوزه سافاری ادامه داد: هدف، محل اجرا، نحوه برگزاری و میزان پایبندی به قوانین و اصول حفاظت از طبیعت، ماهیت واقعی فعالیت را مشخص میکند.
مسابقات آفرود با فعالیتهای غیرمجاز یکسان نیست
صالحی با اشاره به ویژگیهای مسابقات رسمی آفرود گفت: این مسابقات در چارچوب قوانین فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی و با حضور عوامل اجرایی، داوران، ناظران فنی، تیمهای امدادی و تجهیزات ایمنی برگزار میشوند.
وی افزود: محل برگزاری این رقابتها معمولاً پیستهای تخصصی یا مسیرهایی است که پس از بررسیهای فنی و اخذ مجوزهای لازم انتخاب میشوند. هدف نیز سنجش مهارت راننده و توانایی فنی خودرو در عبور از موانع مصنوعی یا طبیعی کنترلشده است.
صالحی تصریح کرد: همانگونه که مسابقات اتومبیلرانی جادهای را نمیتوان با رانندگی پرخطر در خیابانهای شهری یکسان دانست، مسابقات آفرود نیز نباید با فعالیتهای فاقد مجوز در طبیعت یکسان تلقی شوند.
وی در تشریح مفهوم سافاری گفت: سافاری به سفرهای برنامهریزیشده با خودروهای دودیفرانسیل در مسیرهای طبیعی گفته میشود که با رعایت اصول ایمنی، احترام به محیطزیست، حفظ حقوق جوامع محلی و پایبندی به قوانین انجام میشوند.
این پژوهشگر افزود: هدف چنین برنامههایی، تجربه طبیعت، آشنایی با جغرافیای کشور، تقویت مهارتهای رانندگی ایمن، ارتقای فرهنگ سفر مسئولانه و ایجاد فرصت برای شناخت بهتر ظرفیتهای طبیعی و گردشگری ایران است، نه تخریب طبیعت یا ایجاد هیجانهای کنترلنشده.
ضرورت برخورد قاطع با تورهای غیرمجاز
صالحی با اشاره به نگرانی دستگاههای مسئول از فعالیت تورهای فاقد ضابطه گفت: در بسیاری از این برنامهها، نه آموزش مناسبی به شرکتکنندگان ارائه میشود، نه مسئولیت مشخصی برای حفاظت از محیطزیست تعریف شده و نه سازوکار مؤثری برای پاسخگویی در قبال خسارتهای احتمالی وجود دارد.
وی افزود: ورود به مناطق حساس اکولوژیکی، حرکت خارج از مسیرهای مناسب، آسیب به پوشش گیاهی، ایجاد آلودگی صوتی، رهاسازی زباله و بیتوجهی به حقوق جوامع محلی از جمله رفتارهایی است که میتواند پیامد فعالیتهای فاقد ضابطه باشد.
این فعال حوزه آفرود تأکید کرد: هرگونه تخریب منابع طبیعی باید مطابق قانون با برخورد قاطع مواجه شود؛ اما رفتار گروهی محدود از افراد نباید به کل جامعه سافاری و آفرود کشور تعمیم داده شود.
صالحی گفت: همانگونه که وقوع تخلف در یک تور کوهنوردی به معنای زیر سؤال رفتن تمام جامعه کوهنوردی نیست، در حوزه سافاری نیز نباید میان افراد آموزشدیده، باشگاههای مسئولیتپذیر و گروههای فاقد مجوز تفاوتی قائل نشد.
خودروهای دودیفرانسیل ذاتاً مخرب نیستند
وی با بیان اینکه خودروهای آفرودی ذاتاً وسیلهای برای تخریب طبیعت نیستند، اظهار کرد: همان وسیلهای که ممکن است در اختیار فردی بیمسئولیت به ابزاری برای آسیب به محیطزیست تبدیل شود، در اختیار یک تیم آموزشدیده میتواند وسیلهای برای دسترسی به مناطق صعبالعبور، امدادرسانی، پایش محیطی، انتقال تجهیزات، حمایت از عملیات نجات یا اجرای برنامههای آموزشی باشد.
صالحی افزود: همانگونه که ارزش یک ابزار را نحوه استفاده از آن تعیین میکند، درباره خودروهای دودیفرانسیل نیز رفتار انسان است که پیامدهای مثبت یا منفی را رقم میزند.
وی گفت: اگر هدف سیاستگذار کاهش آسیب به منابع طبیعی است، نخستین گام باید تفکیک دقیق میان ورزش آفرود، سافاری مسئولانه، گردشگری سازمانیافته و فعالیتهای غیرقانونی و مخرب باشد.
این پژوهشگر ادامه داد: تا زمانی که این مفاهیم در سیاستگذاری، قانونگذاری و ادبیات رسانهای درهم آمیخته باشند، نه فعالان قانونمند از جایگاه روشنی برخوردار خواهند بود و نه دستگاههای نظارتی میتوانند برخوردی هدفمند و مؤثر با متخلفان داشته باشند.
آفرود؛ ظرفیتی مؤثر در مدیریت بحران
صالحی با اشاره به ظرفیت جامعه آفرود در شرایط بحرانی گفت: اگر قرار باشد درباره جامعه آفرود کشور تنها از زاویه تفریح یا هیجان سخن گفته شود، بخش مهمی از ظرفیتهای واقعی آن نادیده گرفته خواهد شد.
وی افزود: تجربه سالهای گذشته نشان داده است که خودروهای دودیفرانسیل و رانندگان آموزشدیده آنها، علاوه بر نقش ورزشی و گردشگری، در شرایط بحرانی نیز میتوانند بهعنوان ظرفیتی ارزشمند در کنار دستگاههای امدادی و اجرایی کشور ایفای نقش کنند.
این فعال حوزه سافاری اظهار کرد: تنوع جغرافیایی ایران، از رشتهکوههای مرتفع و جنگلهای انبوه شمال تا کویرهای مرکزی، دشتهای وسیع، مناطق عشایری، سواحل جنوبی و ارتفاعات برفگیر، موجب شده است که دسترسی به بسیاری از مناطق تنها با خودروهای دودیفرانسیل امکانپذیر باشد.
صالحی ادامه داد: هنگام وقوع سیل، زلزله، برف سنگین یا رانش زمین، دشواری دسترسی چند برابر میشود و خودروهای معمولی در بسیاری از مسیرها توان عملیات ندارند.
وی گفت: طی سالهای گذشته، بارها شاهد حضور داوطلبانه گروههای آفرود از استانهای مختلف کشور در عملیات امدادرسانی بودهایم؛ حضورهایی که نه در قالب رقابت ورزشی یا فعالیت تفریحی، بلکه با هدف کمک به مردم آسیبدیده و در چارچوب مسئولیت اجتماعی انجام شده است.
نقش خودروهای دودیفرانسیل در امدادرسانی
صالحی با اشاره به تجربه زلزله کرمانشاه گفت: در زمان وقوع این حادثه، هنگامی که بسیاری از روستاها و مناطق کوهستانی با مشکلات دسترسی مواجه بودند، گروههایی از رانندگان خودروهای دودیفرانسیل با هماهنگی نهادهای مسئول در انتقال اقلام امدادی، تجهیزات و نیروهای پشتیبانی مشارکت داشتند.
وی افزود: در جریان سیل خوزستان نیز، با توجه به زیر آب رفتن بخشهایی از جادههای روستایی و دشوار شدن دسترسی به برخی مناطق، تعدادی از خودروهای آفرودی در کنار نیروهای امدادی برای انتقال تجهیزات، مواد غذایی، نیروهای عملیاتی و کمک به تخلیه مناطق در معرض خطر مورد استفاده قرار گرفتند.
این پژوهشگر ادامه داد: در بارشهای سنگین برف در محورهای کوهستانی نیز رانندگان خودروهای دودیفرانسیل در برخی موارد توانستهاند پیش از رسیدن تجهیزات سنگین، به خودروهای گرفتار دسترسی پیدا کنند، سرنشینان را به نقاط امن انتقال دهند یا مسیر را برای ورود نیروهای امدادی هموار سازند.
صالحی گفت: در عملیات جستوجو و نجات افراد گمشده در مناطق کوهستانی، جنگلی و بیابانی نیز بارها از ظرفیت خودروهای آفرودی و موتورهای کراس برای انتقال تیمهای امدادی، تجهیزات تخصصی و نیروهای پشتیبانی استفاده شده است.
ضرورت ساماندهی ظرفیتهای داوطلبانه
وی تأکید کرد: این ظرفیتها به معنای جایگزین شدن جامعه آفرود با نهادهای تخصصی امداد و نجات نیست. مسئولیت مدیریت بحران، امدادرسانی و فرماندهی عملیات بر عهده دستگاههایی مانند جمعیت هلال احمر، آتشنشانی، سازمان مدیریت بحران، اورژانس، راهداری، نیروهای انتظامی و دیگر نهادهای مسئول است.
صالحی افزود: با این حال، استفاده از ظرفیت داوطلبان آموزشدیده و تشکلهای تخصصی بهعنوان بازوی کمکی مدیریت بحران، در بسیاری از کشورها یکی از اصول پذیرفتهشده حکمرانی است و ایران نیز میتواند از این ظرفیت به شکلی هدفمند استفاده کند.
وی گفت: توان عبور خودروهای دودیفرانسیل از مسیرهای گلآلود، شیبهای تند، جادههای تخریبشده، مسیرهای شنی، مناطق سنگلاخی و راههای پوشیده از برف، موجب میشود این خودروها در شرایطی که بسیاری از وسایل نقلیه متوقف میشوند، همچنان قابلیت عملیات داشته باشند.
این فعال حوزه آفرود افزود: رانندگان آموزشدیده نیز مهارتهایی مانند ناوبری و مسیریابی، کار با تجهیزات بازیابی خودرو، عبور ایمن از موانع طبیعی، مدیریت خطر و کار گروهی دارند که میتواند در مأموریتهای امدادی مفید باشد.
صالحی در عین حال هشدار داد: استفاده از این ظرفیت بدون آموزش تخصصی، سازماندهی و هماهنگی با نهادهای مسئول، نهتنها مفید نخواهد بود، بلکه ممکن است موجب ایجاد اختلال در عملیات امدادی شود.
خلأ حکمرانی؛ مسئلهای فراتر از رفتار متخلفان
وی با اشاره به ریشههای مدیریتی مشکلات موجود گفت: هرگاه فعالیتی با استقبال عمومی مواجه شود اما برای آن چارچوب قانونی، نظام آموزشی، فرآیند صدور مجوز و سازوکار نظارتی تعریف نشود، به مرور بخش غیررسمی آن گسترش مییابد.
صالحی افزود: در چنین شرایطی، افراد مسئولیتپذیر و قانونمدار نیز مرجع مشخصی برای فعالیت پیدا نمیکنند و در کنار آنان، افراد فاقد دانش، آموزش و تعهد وارد همان عرصه میشوند. نتیجه این وضعیت، افزایش تخلفات، دشوار شدن نظارت و شکلگیری تصویری نادرست از کل جامعه فعال در آن حوزه است.
وی اظهار کرد: حوزه سافاری و طبیعتگردی با خودروهای دودیفرانسیل در ایران نیز تا حد زیادی با چنین وضعیتی روبهرو است. در سالهای اخیر، تعداد خودروهای دودیفرانسیل، باشگاههای آفرود، گروههای طبیعتگردی و علاقهمندان به این حوزه افزایش یافته، اما این رشد متناسب با توسعه قوانین، آموزش و نظام مدیریت پیش نرفته است.
این پژوهشگر افزود: امروز با جامعهای روبهرو هستیم که ظرفیتهای قابل توجهی دارد، اما چارچوبی منسجم برای هدایت آن وجود ندارد.
ضرورت تعریف مسیرهای رسمی سافاری
صالحی نخستین خلأ موجود را نبود مسیرهای رسمی و شناختهشده برای سافاری دانست و گفت: در بسیاری از کشورهای دارای سابقه در گردشگری طبیعتمحور، مسیرهای مشخصی برای تردد خودروهای دودیفرانسیل تعریف میشود.
وی افزود: این مسیرها از نظر زیستمحیطی بررسی میشوند، ظرفیت پذیرش آنها مشخص است، زمانهای مجاز استفاده تعیین میشود و کاربران نیز موظف به رعایت ضوابط هستند.
صالحی ادامه داد: در بسیاری از مناطق ایران، چنین نقشه جامعی وجود ندارد و همین موضوع باعث میشود برخی افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، وارد مناطقی شوند که از نظر اکولوژیکی حساس هستند یا اساساً نباید محل تردد خودرو باشند.
وی دومین مسئله را نبود مرزبندی روشن میان مناطق مجاز و ممنوعه عنوان کرد و گفت: طبیعت ایران یکپارچه نیست. برخی مناطق به دلیل وجود گونههای گیاهی یا جانوری خاص، شرایط زمینشناسی، ارزش حفاظتی یا آسیبپذیری بالا باید به طور کامل از هرگونه تردد موتوری مصون بمانند.
این فعال حوزه سافاری افزود: در مقابل، مناطقی نیز وجود دارند که با رعایت ضوابط، امکان استفاده گردشگری از آنها وجود دارد. نبود این تفکیک شفاف، هم برای فعالان قانونمند مشکل ایجاد میکند و هم نظارت را برای دستگاههای مسئول دشوارتر میسازد.
ضرورت ایجاد بانک اطلاعاتی و آموزش استاندارد
صالحی سومین خلأ را فقدان نظام جامع شناسایی و ساماندهی رانندگان و خودروهای سافاری دانست و گفت: امروز بانک اطلاعاتی ملی و یکپارچهای وجود ندارد که مشخص کند چه تعداد از افراد بهصورت حرفهای در حوزه سافاری فعالیت میکنند، چه کسانی آموزش دیدهاند، چه تعداد عضو باشگاههای رسمی هستند و چه افرادی بدون آموزش یا نظارت وارد این حوزه شدهاند.
وی افزود: در چنین شرایطی، میان یک راننده آموزشدیده و فردی که برای نخستینبار وارد طبیعت شده، تفاوت روشنی در نظام نظارتی وجود ندارد.
این پژوهشگر چهارمین خلأ را نبود آموزش اجباری و استاندارد عنوان کرد و گفت: رانندگی در طبیعت تنها به مهارت کنترل خودرو محدود نمیشود. شناخت اکوسیستمهای حساس، آشنایی با اصول «ردپایی بر جای نگذار»، مدیریت پسماند، رفتار صحیح در مناطق حفاظتشده، شناخت حیاتوحش، تعامل با جوامع محلی، اصول ایمنی سفر، کمکهای اولیه و مدیریت بحران باید بخشی از آموزش رانندگان سافاری باشد.
صالحی افزود: در غیاب چنین آموزشهایی، نمیتوان انتظار داشت همه علاقهمندان بهصورت خودجوش رفتار مسئولانهای در طبیعت داشته باشند.
نظام صدور مجوز و استانداردسازی تورها
وی پنجمین خلأ را نبود نظام مشخص برای صدور مجوز فعالیت دانست و گفت: در بسیاری از فعالیتهای ورزشی و گردشگری، اخذ مجوز، گذراندن دورههای آموزشی و رعایت استانداردها، پیششرط فعالیت است.
صالحی افزود: در حوزه سافاری نیز میتوان با تعریف فرآیندی شفاف، میان افراد آموزشدیده و مسئولیتپذیر با کسانی که هیچ تعهدی به اصول حرفهای ندارند، تمایز ایجاد کرد.
وی تأکید کرد: چنین نظامی نباید با هدف محدود کردن علاقهمندان طراحی شود، بلکه باید در خدمت افزایش کیفیت، ایمنی و مسئولیتپذیری باشد.
این فعال حوزه آفرود، نبود استاندارد واحد برای برگزارکنندگان تورهای سافاری را یکی دیگر از چالشهای موجود دانست و گفت: امروز هر فرد یا گروهی میتواند با استفاده از شبکههای اجتماعی اقدام به برگزاری تور کند، بدون آنکه مشخص باشد چه میزان آموزش دیده، چه مسئولیتی در قبال شرکتکنندگان دارد، چه برنامهای برای حفاظت از محیطزیست در نظر گرفته و در صورت بروز حادثه یا خسارت، چگونه پاسخگو خواهد بود.
صالحی افزود: این وضعیت هم امنیت شرکتکنندگان را تهدید میکند و هم اعتبار باشگاهها و گروههای حرفهای را تحت تأثیر قرار میدهد.
ضرورت تشکیل سازوکار مشترک میان دستگاهها
این پژوهشگر با اشاره به تقسیم مسئولیت میان دستگاههای مختلف گفت: وزارت ورزش و جوانان متولی ورزش، فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی مسئول ساماندهی رشتههای مرتبط، سازمان منابع طبیعی مسئول حفاظت از عرصههای طبیعی، سازمان حفاظت محیطزیست متولی مناطق تحت حفاظت و تنوع زیستی، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مسئول توسعه گردشگری، جمعیت هلال احمر مسئول امداد و نجات و پلیس نیز مسئول اجرای قوانین و تأمین نظم عمومی است.
صالحی افزود: هر یک از این دستگاهها بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند، اما نبود یک سازوکار مشترک و دائمی برای هماهنگی میان آنها موجب شده است که تصمیمها گاه بهصورت جزیرهای اتخاذ شوند.
وی در پایان تأکید کرد: ابلاغیه اخیر سازمان منابع طبیعی میتواند فرصتی برای آغاز گفتوگویی ملی میان سازمان منابع طبیعی، وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون موتورسواری و اتومبیلرانی، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، سازمان حفاظت محیطزیست، جمعیت هلال احمر و جامعه حرفهای سافاری کشور باشد.
این پژوهشگر و فعال حوزه آفرود و سافاری گفت: باید به جای تقابل، سازوکاری مشترک برای مدیریت این فعالیتها طراحی شود؛ سازوکاری که در آن طبیعت حفظ شود، قانون اجرا گردد، با تخلفات برخورد قاطع صورت گیرد و فعالیتهای مسئولانه نیز جایگاه مشخص، قانونی و قابل نظارتی پیدا کنند.
صالحی خاطرنشان کرد: اگر حفاظت از طبیعت و توسعه گردشگری مسئولانه را دو هدف مکمل بدانیم، باید به جای تقابل میان آنها، الگویی طراحی کنیم که هم از سرمایههای طبیعی کشور صیانت کند و هم ظرفیتهای ورزشی، گردشگری، آموزشی، امدادی و اجتماعی جامعه آفرود را در مسیر درست به کار گیرد.
وی افزود: آینده آفرود و سافاری در ایران نه در ممنوعیت مطلق، بلکه در مدیریت علمی، مسئولانه و مشارکتجویانه نهفته است.
انتهای پیام/
نظر شما