بهگزارش خبرنگار میراثآریا، استان کهگیلویه و بویراحمد، با وسعتی بالغ بر ۱۵ هزار و ۵۰۰ کیلومترمربع و جمعیتی نزدیک به ۸۰۰ هزار نفر، در دامنههای زاگرس میانی جای گرفته است. استانی که بهواقع میتوان آن را «پایتخت طبیعت ایران» نامید. قرارگرفتن در قلب رشتهکوههای زاگرس، این دیار را به یکی از معدود استانهای چهارفصل کشور تبدیل کرده است؛ جایی که در یک روز میتوان از ارتفاعات سرد و برفگیر دنا گذر کرد و ساعاتی بعد، در گرمای بهاری دشتهای جنوبی استان نفس کشید.
بیش از ۷۰ درصد از پهنه این استان را جنگلهای بلوط، اراضی جنگلی و مراتع سرسبز پوشانده است که همین ویژگی، آن را به «مهد بلوط ایران» و یکی از غنیترین زیستبومهای خاورمیانه بدل کرده است. وجود بیش از ۲۵۰ جاذبه گردشگری طبیعی، از جمله آبشارها، رودخانههای پرآب، چشمهسارها، تالابهای فصلی و تنگههای بکر، موجب شده تا سازمان میراث فرهنگیِ این استان بهرسمیت اعلام کند که ظرفیت گردشگری آنها از مجموع ۶ استان کشور بیشتر است و بر این اساس، نام «سرمایهی پایانناپذیر گردشگری طبیعی ایران» را بر این دیار نهادهاند.
در میان شهرستانهای این استان، شهر سیسخت خودنمایی میکند؛ شهری که بهعنوان «شهر گردشگرپذیر» و مرکز شهرستان دنا شناخته میشود و با قرارگرفتن در دامنه قله سرسبز دنا و برخورداری از آبوهوای مطبوع و رودخانههای خروشان، در زمره برترین مقاصد گردشگری کشور قرار گرفته است. سیسخت نهتنها تابستانهای مطبوع و زمستانهای برفی دارد، بلکه هر ساله میزبان هزاران مسافر و طبیعتگردی است که برای فرار از شلوغی و گرما، این شهر ییلاقی و بکر را برمیگزینند.
مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، شهر یاسوج، نیز با آبوهوای سردسیری و پوشش جنگلی انبوه، از شهرهای خوشآبوهوای کشور به شمار میرود. با این حال، این غنای کمنظیر طبیعی، سالهاست با چالشهای زیرساختی، قانونی و مدیریتی دستوپنجه نرم میکند و ظرفیتهای گردشگری استان، آنگونه که شایسته است، به بهرهبرداری نرسیده است.
با توجه به این ظرفیتهای بیبدیل گفتوگویی اختصاصی با عباس بهشتی، فرماندار بویراحمد درباره موانع و چشمانداز توسعه گردشگری این استان انجام دادهایم که در ادامه میآید:
جناب آقای بهشتی ضمن تشکر ویژه از اینکه در این گفتوگو شرکت کردید؟ به نظر شما مهمترین مانع توسعه گردشگری استان کهگیلویه و بویراحمد از نظر شما چیست؟
نخست باید بپذیریم که با یک چشمانداز بلندمدت به این موضوعات نگاه کنیم. نکته اول، بحث قوانین و مقررات بالادستی است؛ همان چیزی که امروز حوزه میراث فرهنگی و بهویژه گردشگری را در حوزه سرمایهگذاری تحت فشار قرار داده است. افق دید ما در قانون گردشگری، بهویژه در سطح ملی و تأثیرپذیری آن در عقبه استانی، کامل شفاف نیست و متأسفانه میراث فرهنگی در پایینترین سطح سرمایهگذاری دیده شده است.
راه برونرفت از این شرایط چیست؟
اگر واقعاً به دنبال ظرفیتهای گردشگری هستیم و میخواهیم کار را بهپیش ببریم، باید قوانین را اصلاح کنیم. بهعنوان نمونه، هیچ نقطهای را در استان نمیتوانید نشان دهید که بخش خصوصی بتواند بدون طیکردن یک سری دستورات دولتی، حتی یک اصلاح کوچک یا مناسبسازی انجام دهد. سرمایهگذاری، اصلاح رویه یا مناسبسازی بدون تصرف هم اجازه داده نمیشود؛ برای مثال همین طبیعتگردی در یک چشمه، تالاب یا آبشار. این مصیبت واقعی است و ما باید تفاوت میان «مناسبسازی» را با «زیرساختهای عمرانی» از یکدیگر تفکیک کنیم.
اما برخی نگران آسیب به محیطزیست و منابعطبیعی هستند؛ این نگرانی را چگونه میبینید؟
گردشگری وقتی وارد یک محیط عمومی میشود، باید حداقلها را داشته باشد و این نیازمند هیچگونه قانون جدیدی نیست. اگر کار به کمک محیطزیست و منابعطبیعی نباشد، قطعاً و یقیناً مخالف آن نیستیم؛ چراکه ما میدانیم هرگونه عدممدیریت، بزرگترین آسیب را برای محیطزیست و منابعطبیعی ایجاد میکند. ما با منابعطبیعی و محیطزیست مخالف نیستیم، اما پرسش اصلی این است که چرا با وجود اینهمه حفاظت، بهرهبرداری درست شکل نمیگیرد؟
شما به پیوستهای قانونی هم اشاره کردید؛ این مشکل را چگونه ارزیابی میکنید؟
در قوانین میراث فرهنگی و گردشگری که اکنون به یک وزارتخانه تبدیل شده است، قالبِ سرمایهگذاری را میبینیم، اما سرمایهگذاری باید با یک برنامه عملیاتی وزارتخانه عملیاتی شود که متأسفانه در همان پیچوتاب، پیوستهای قانونی از خودِ قانون مهمترند؛ پیوست محیطزیست، پیوست منابعطبیعی و بهتازگی پیوست اجتماعی نیز اضافه شده و احتمالاً پیوستهای دیگری هم خواهد آمد که از اصل قانون قویترند. این بخش دوم و بسیار مهمی است که باید در نظر بگیریم.
وضعیت «زنجیره گردشگری» در استان چگونه است؟
نکته سوم نگاه من بر این است که بستههای گردشگری را بهعنوان یک «زنجیره» ببینیم و در هر استان بومیسازی کنیم. اگر استانها را بهصورت رندوم نگاه کنید، گاهی کارهای خوبی در اصفهان، شیراز و سایر استانها انجام میشود؛ اما متأسفانه زنجیره گردشگری در حوزه استان ما بومیسازی نشده است. از آنجا که این موضوع بهعنوان ظرفیت دیده میشود تا خدماتی که باید وصول شود و درآمدهایی که باید ایجاد گردد، هنوز پکیج زنجیره گردشگری را تعریف نکردهایم. این کار نیازمند کارشناسان استانی و ملی است که با نشستهای تخصصی بتوانند حداقلها را فراهم کنند.
نقش بخش خصوصی در این میان چیست؟ بهنظر میرسد این بخش آسیبپذیرترین است.
ما در بحث میراث دستمان خالی نیست، اما در گردشگریِ استانِ نوپا، متأسفانه بخش دولتی کمر بخش خصوصی را زمین زده است. بنده پیشتر فرماندار دو شهرستان ازجمله دنا بودم و اکنون هم شاهد آن هستم که چرا اجازه فعالیت به بخش خصوصی داده نمیشود؛ چون پیوستهای متعددی در حوزه دولتی وجود دارد که اجازه نمیدهد. تنها فعالیتی که در دستگاههای اداری در سطح ملی برای احداث ساختمان آزاد است، همان مراکزی است که با عناوین مختلف آموزشی ایجاد میشوند اما متأسفانه استفاده گردشگری از آنها میشود؛ یعنی ظرفیتهای گردشگری ما را برای اسکان پر میکنند و اجازه نمیدهند بخش خصوصی جان بگیرد.
برای حل این مشکل چه سازماندهیای پیشنهاد میکنید؟
باید سازماندهی صورت گیرد و حداقلهایی ایجاد شود تا ابتدا بخش خصوصی را ببینیم و حمایت کنیم و بعد پیوست پشتی بخش دولتی باشد؛ حالا چه رایگان باشد و چه بهصورت بهرهبرداری درصدی. اگر به تمام شهرستانهای ما بروید، اردوگاهها و مهمانسراهای دولتی اصلاً اجازه فعالیت به بخش خصوصی نمیدهند. بهعنوان نمونه در رویدادی که دو هفته پیش برگزار شد، از ۵۰۰۰ نفر حاضر در شهر، حداکثر ۳۰ درصد در بخش خصوصی اسکان داشتند و مابقی در بخش دولتی بودند؛ همین وضعیت در یاسوج نیز حاکم است. لابیهایی که در این حوزه وجود دارد روزبهروز گستردهتر میشود و باید با یک قانون بالادستی آنها را کنترل کنیم.
از رقابت میان بخش دولتی و خصوصی در پروژههای سرمایهگذاری هم صحبت کردید؛ توضیح بیشتری میدهید؟
رقابت میان بخش دولتی و خصوصی یکی دیگر از مباحث مهم است. امروز در شهرستان بویراحمد میخواهیم مکانی را برای سرمایهگذاری فراهم کنیم، اما متأسفانه نمیتوانیم بسته موردنظر را فراهم کنیم تا سرمایهگذاری بخش خصوصی در حوزه گردشگری شکل بگیرد. این نیز از مواردی است که باید روی آن کار شود.
به «دستهای پنهان» و جریانهای مخالف توسعه گردشگری نیز اشاره کردید؛ منظور شما چیست؟
آن چیزی که در کشور ماست، وجود همان دستهای پنهانی است که نمیخواهند گردشگری جان بگیرد و رسالت وزارتخانه است که آنها را مدیریت کند. ما در حوزه گردشگری باید بپذیریم که گردشگر نمیخواهد به آنجا برود که یک سری مسائل برایش تکلیف کنیم؛ او میخواهد از وقت فراغت خودش برای رسیدن به آرامش روحی و روانی استفاده کند. اگر نتوانیم تعریف درستی از گردشگر، مقصد گردشگری و فرصتهایی که برای هر دو ایجاد میکنیم ارائه دهیم، قطعاً و یقیناً در تقابل با گردشگری قرار داریم؛ چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی که موانع بیشتری دارد.
مهمترین خواسته شما از مسئولان ملی برای این مأموریت چیست؟
چند نکته مهم دارم. اول اینکه فرهنگ گردشگری باید در شهرستان توسعه یابد و آیتمهای مثبتِ آن با کمک راهنمایان گردشگری ترویج شود. ثانیاً، رابطه گردشگری باید یک رابطه تقریباً دوسویه باشد و برای این منظور باید روی برنامههایی که در سطح ملی تعریف میشود کار کنیم. و نکته آخر اینکه در بسیاری از جاها که شهرستان بویراحمد میخواهد در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری فعالیت کند، متأسفانه دستورالعملهایی وجود ندارد که بتواند دست مدیران را برای اقدام باز کند.
به گزارش میراث آریا اینطور میشود تیجهگیری کرد که: بخش تولیدی عملاً عقبنشینی کرده و اکنون بخش خصوصی در حال ورود است؛ بنابراین باید موانع دولتی، موانع اجتماعی و فرهنگ همزیستی با حوزه گردشگری در استان حل شود. این اتفاق زمانی میافتد که مدیر دولتی خودش جلودار و حامی بخش خصوصی باشد و اجازه دهد فرصتی مانند ثبت جهانی، برای نخستین بار، به کمک ظرفیتهای گردشگری استان رقم بخورد.
انتهای پیام/
نظر شما