گردشگری؛ روایت امید در مسیر بازآفرینی اجتماعی

مژگان نهاوندی، رئیس دبیرخانه کانون ملی هماهنگی گردشگری، در یادداشتی نوشت: گردشگری را نباید صرفا صنعت سفر، جابه‌جایی و خلق درآمد دانست؛ گردشگری، در معنای عمیق‌تر خود، عرصه‌ای برای بازسازی پیوندهای انسانی، تقویت سرمایه اجتماعی و بازتعریف نسبت انسان با سرزمین خویش است. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد جوامعی که از بحران، جنگ، بلایای طبیعی یا شکاف‌های اجتماعی عبور کرده‌اند، از ظرفیت گردشگری برای بازآفرینی فضاهای شهری و روستایی، احیای میراث فرهنگی، حمایت از جوامع محلی و بازگرداندن امید به زندگی بهره گرفته‌اند. ایران نیز امروز بیش از هر زمان دیگری می‌تواند گردشگری را به بخشی از راهبرد ملی خود برای بازسازی اجتماعی، تقویت همبستگی ملی و روایت امید تبدیل کند.

در تقویم این سرزمین، نام شهدای والامقام، از جمله شهدای جان‌باخته در راه امنیت، آرامش و سربلندی ایران، یادآور مردانی است که برای صیانت از این مرز و بوم از جان خویش گذشتند. پاسداشت این ایثار، تنها در بزرگداشت نام‌ها و برگزاری آیین‌های مناسبتی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه استمرار همان مسیر، در ساختن ایرانی آبادتر، همدل‌تر، امن‌تر و امیدوارتر معنا پیدا می‌کند.

جامعه ایران امروز، هم‌زمان با ضرورت بازسازی زیرساخت‌ها و جبران خسارت‌های مادی ناشی از بحران‌ها، با نیاز مهم‌تری نیز مواجه است: ترمیم زخم‌های اجتماعی و روانی و بازسازی اعتماد عمومی. این مهم، نیازمند رویکردی چندبعدی است؛ رویکردی که انسان، جامعه، فرهنگ، اقتصاد و هویت ملی را در کنار یکدیگر ببیند.

در چنین شرایطی، گردشگری می‌تواند یکی از مؤثرترین ابزارهای سیاست‌گذاری عمومی باشد؛ زیرا ذات گردشگری با ارتباط، گفت‌وگو، تجربه مشترک، شناخت متقابل و تعلق به سرزمین پیوند خورده است.

گردشگری، اگر درست سیاست‌گذاری و هدایت شود، تنها مقصد نمی‌سازد؛ پیوند می‌سازد.

تنها مسافر جابه‌جا نمی‌کند؛ تجربه و خاطره مشترک خلق می‌کند.

تنها درآمد ایجاد نمی‌کند؛ امید به آینده و انگیزه برای مشارکت اجتماعی را نیز تقویت می‌کند.

سرمایه اجتماعی؛ حلقه مفقوده توسعه گردشگری

امروز ادبیات توسعه، سرمایه اجتماعی را یکی از مؤلفه‌های بنیادین توسعه پایدار می‌داند. اعتماد، مشارکت، شبکه‌های ارتباطی، احساس تعلق و مسئولیت‌پذیری جمعی، از مهم‌ترین عناصر سرمایه اجتماعی هستند و هر سیاستی که بتواند این عناصر را تقویت کند، در حقیقت به توسعه پایدار جامعه کمک کرده است.

گردشگری از این منظر، ظرفیتی کم‌نظیر دارد.

وقتی یک گردشگر از روستایی تاریخی بازدید می‌کند، با جامعه محلی گفت‌وگو می‌کند، غذای بومی می‌چشد، در یک اقامتگاه بوم‌گردی می‌ماند، صنایع‌دستی یک هنرمند محلی را خریداری می‌کند و داستان یک خانواده یا یک جامعه را می‌شنود، در واقع تنها یک تجربه گردشگری رقم نخورده است؛ یک ارتباط انسانی شکل گرفته است.

همین ارتباط‌های کوچک و تکرارشونده می‌تواند در مقیاس ملی به افزایش شناخت متقابل، کاهش فاصله‌های اجتماعی، تقویت احساس تعلق و بازسازی سرمایه اجتماعی منجر شود.

از این منظر، گردشگری باید از حاشیه سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی به متن سیاست‌گذاری توسعه منتقل شود.

جهان، پیش‌تر این مسیر را آزموده است

نگاهی به تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد گردشگری در بسیاری از جوامع، پس از بحران، صرفاً ابزاری برای رونق اقتصادی نبوده، بلکه بخشی از فرآیند بازسازی اجتماعی و بازتعریف هویت جمعی بوده است.

در ژاپن، پس از زلزله و سونامی مهیب سال ۲۰۱۱، گردشگری با تکیه بر میراث فرهنگی و ظرفیت‌های محلی، به ابزاری برای بازگرداندن تعاملات اجتماعی و احیای فضاهای تاریخی تبدیل شد. بازدید از مناطق آسیب‌دیده و معرفی ظرفیت‌های محلی، در کنار رونق اقتصادی، به بازسازی روحیه جمعی و امید مردم کمک کرد.

در بوسنی و هرزگوین نیز پس از جنگ‌های دهه ۱۹۹۰، احیای شهرها و میراث فرهنگی، گردشگری را به بستری برای بازگشت تعاملات اجتماعی و گفت‌وگوی میان نسل‌ها تبدیل کرد؛ تجربه‌ای که نشان می‌دهد بازسازی یک مقصد گردشگری، گاه هم‌زمان به بازسازی بخشی از حافظه و هویت یک جامعه منجر می‌شود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405061401169
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha