به گزارش خبرنگار میراثآریا، استاد محمدعلی موحد در پیامی که به مناسبت آیین گشایش بارگاه شمس تبریزی در خوی ارسال کرد، با ابراز تأسف از ناتوانی جسمانی و عدم امکان حضور در این مراسم، خطاب به حاضران گفت: امروز مراسمی برگزار میشود در خوی به مناسبت مرمت و نوسازی مزار شمس تبریزی. دوستان جمعاند آنجا و من متأسفم که به علت ناتوانی و ضعف مفرط بر اثر پیری و عمر نتوانستهام در خدمت آنان باشم.
او با اشاره به مضمون بیتی درباره حضور در میان جمع و دور بودن دل، افزود: با خود میاندیشم که شاعر گفته است: من در میان جمع و دلم جای دیگر است. من امروز احساسی دارم درست معکوس آنچه شاعر گفته است؛ دلم با جمع دوستان است در خوی و تنم جای دیگر.
موحد در ادامه پیام خود خطاب به حاضران در آیین گشایش بارگاه شمس تبریزی گفت: سلام میکنم بر خانمها و آقایانی که سعادت حضور در این مراسم را دارند و یاد میکنم از عزیزان از دسترفتهام، علامه عباس زریاب و محمدامین ریاحی، که جایشان در این مراسم خالی است.
این پژوهشگر برجسته شمس و مولانا سپس از دستاندرکاران نوسازی مزار شمس قدردانی کرد و گفت: دستمریزاد گویم به صاحبان همتِ بلند و نظرِ بلند که پروژه نوسازی این بقعه متبرک را به گردن گرفتند و موفقانه از فراز و فرود حوادث گذراندند.
او همچنین با تبریک این رویداد به مردم خوی اظهار کرد: تبریک میگویم به همشهریهای خطه نخبهپرور و پربرگوبار خوی که از چنین موهبتی برخوردار است.
آیینهای مرتبط با شمس؛ تجدید عهد با بزرگان سلف
موحد در بخش دیگری از پیام خود، بر اهمیت برگزاری آیینهایی از این دست تاکید کرد و گفت: مراسمی از این قبیل، به هر مناسبت و هر بهانه که باشد، امری مبارک است و تجدید عهدی است با بزرگان سلف و رمزی از بقا و استمرار جریان فرهنگی که ریشه در قرون و اعصار دارد.
عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ادامه با نگاهی تاریخی، شرایط امروز جهان را با فضای اجتماعی و تاریخی عصر شمس و مولانا مقایسه کرد و افزود: من اینک در گوشه منزل خود در تهران نشستهام و به قول سعدی تأمل هم کنم در اوضاع و احوال زمانه و شباهت شگفتی میبینم میان این شرایط، یعنی شرایط امروزی، با آنچه در قرن هفتم، معاصر شمس و مولانا، میگذشت.
او با اشاره به حمله مغول و پیامدهای ویرانگر آن در قرن هفتم، ادامه داد: مقصودم البته اشاره است به تاختوتاز بیامان مغول در آسیا که در برخی جاها، مثل نیشابور، حتی بر سگ و گربه هم ابقا نکردند و فضای تاریک، غمآلود و نومیدانهای که لاجرم بر آن روزگار حاکم بود و شباهت تام آن با کشتوکشتارها و ویرانگریهای حاصل از بمبارانها در عصر ما، غزه و غریب و غوغای تهدید و نعرههای مهیب آنان که مدام سر میدهند و جهان ما را به وحشتسرای پرمخافت و شومی مبدل ساختهاند.
شمس و مولانا در شرایط تاریک تاریخی، لوای عزت و امید برافراشتند
این اندیشمند و مولاناپژوه با تاکید بر نقش شمس و مولانا در یکی از تاریکترین دورههای تاریخی، تصریح کرد: آری، در قرن هفتم نیز مشابه چنین اوضاع و احوالی حاکم بود و درست در آن شرایط بود که شمس و مولانا سر برآوردند و سَلای مهر و محبت دادند و لوای عزت و امید برافراشتند.
موحد سپس با بیان برداشتی شخصی و عاطفی از رونق دوباره اندیشه و آثار شمس و مولانا، گفت: اینک به چشم دل من چنان مینماید که شمس و مولانا دارند رجعت میکنند، زیرا در کنار آن جریان میبینم که بازار مولانا رونق شگفتانگیز میگیرد، مقالات شمس کشف میشود و نظر صاحبدلان را در شرق و غرب به خود جلب میکند.
او افزود: نوسازی مزار شمس هم به چشم من از علایم آن رجعت حیرتانگیز است و جرقهای هرچند کوچک در همان مسیر.
موحد در عین حال تصریح کرد که این برداشت را نباید یک تبیین علمی و عقلانی از مسائل امروز تلقی کرد و گفت: این البته نگرشی است احساسی و عاطفی، نه عقلانی و علمی. منظور نیست که بگوییم بنبستهای عظیم اقتصادی و سیاسی جهان امروز با رجوع به شمس و مولانا قابل حل است. توضیح این مقال از حوصله یادداشتی سردستی خارج است.
اشاره به نوشتههای پیشین درباره وضعیت مزار شمس
این پژوهشگر و نویسنده در ادامه با اشاره به سابقه توجه خود به وضعیت مزار شمس تبریزی، اظهار کرد: در نوشتههای سابق من شکایتها هست از وضع نابسامان مزار شمس پیش از این نوسازی.
او با اشاره به اینکه این پیام را به یادگار برای مراسم ضبط کرده است، افزود: من این یادداشت را به دست گرفتم، نظر به آن سابقه و چیزی را که نوشتهام میخوانم تا ضبط شود، هرچند میدانم دستم در نوشتن سخت لرزان است و صدایم در خواندن لرزانتر، اما میخواهم یادگاری بماند از من در این مراسم، چه از حضور در آن محروم هستم.
انتهای پیام/

نظر شما