یزد؛ پناهگاه گرم تاریخ در قلب زمستان

در حالی که نقشه جغرافیایی ایران در سیطره سرمای بهمن‌ماه، جامه‌ای سپید به تن کرده، قلب تپنده کویر مرکزی ایران، حکایت دیگری دارد. یزد، نخستین شهر خشت خام جهان، در این روزها نه یک مقصد، که یک «پناهگاه» است؛ جایی که معماری نبوغ‌آمیز نیاکان ما، زمستان را به زانو درآورده و گرمای خورشید را در میان دیوارهای کاهگلی به ارث گذاشته است. اما چه رازی در بافت جهانی یزد نهفته که آن را به مطلوب‌ترین روایت گردشگری در قلب سرما بدل می‌کند؟

ملیحه فخاری فعال رسانه در یادداشتی نوشت: سفر به یزد در بهمن‌ماه، شباهتی به سفرهای معمول ندارد؛ این یک رویارویی با «تاریخ زنده» است. زمانی که از کوچه‌های آشتی‌کنان در محله‌های تاریخی چون «فهادان» عبور می‌کنید، اولین چیزی که شما را مسحور می‌کند، هوشمندی معمارانی است که قرن‌ها پیش، بدون هیچ ابزار مدرنی، مفهوم «آسایش اقلیمی» را در خشت خشتِ این شهر معنا کردند. یزد در این فصل، ویترینی از شکوه میراث فرهنگی است که در آن، بادگیرها اگرچه در استراحت موقت از بادهای گرم تابستانی هستند، اما همچنان با ابهت تمام، خطِ آسمانِ شهر را تراز می‌کنند.

یکی از محورهای علمی و جذاب که در این فصل باید به آن نگریست، پدیده «اینرسی حرارتی» در معماری سنتی یزد است. مصالح بوم‌آورد مانند خشت و گل، با ظرفیت حرارتی بالای خود، گرمای ملایم روزهای آفتابی کویر را در دل خود ذخیره می‌کنند و در شب‌های سرد، آرام‌آرام به جانِ فضاهای داخلی می‌بخشند. این همان «میراث پایدار» است که امروزه جهان به دنبال آن می‌گردد. گردشگری که در این ماه در یک اقامتگاه بوم‌گردی در دل بافت تاریخی یزد ساکن می‌شود، تنها یک اتاق رزرو نکرده، بلکه در حال تجربه یک فناوری زیستی است که هزار سال قدمت دارد.

ساباط‌های یزد نیز در زمستان، کارکردی متفاوت و جذاب پیدا می‌کنند. این سازه‌های باشکوه که برای ایجاد سایه در تابستان شهرت دارند، در روزهای سرد، مانع از خروج گرمای زمین شده و دالان‌های گرمی را برای عابران به وجود می‌آورند. اینجا، میراث فرهنگی با زندگی روزمره مردم گره خورده است. صدای دوچرخه‌ای که از زیر یک ساباط رد می‌شود، یا بوی نان تفتون محلی که در فضای نمناک کوچه‌ها می‌پیچد، بخشی از آن «میراث ناملموس» است که در بهمن‌ماه، جانی دوباره می‌گیرد.

از سوی دیگر، یزد در این فصل، تجلی‌گاه هنر دستِ زنان و مردانی است که گرمای محبت خود را در تار و پود «ترمه» و «دارایی» می‌بافند. صنایع‌دستی یزد در شب‌های بلند زمستان، رونقی دوچندان می‌یابد. نشستن پای دارهای نساجی سنتی در کارگاه‌های دنج بافت تاریخی، خود نوعی گردشگریِ تجربه‌گراست. تقارن این شب‌ها با دورهمی‌های صمیمانه در خانه‌هایی با حیاط مرکزی و حوض‌های فیروزه‌ای، فرصتی برای بازتعریف «گردشگری خوراک» نیز فراهم می‌کند. آش شولی و قهوه یزدی، فراتر از یک میان‌وعده، بخشی از هویت تاریخی این دیار هستند که در سرمای استخوان‌سوز کویر، گرمابخش محافل گردشگران می‌شوند.

ثبت جهانی یزد در یونسکو، مسئولیتی سنگین برای صیانت از این «بافت زنده» بر دوش ما نهاده است. یزد نباید تحت فشار گردشگری انبوه، هویت خود را از دست بدهد. توسعه گردشگری در این فصل باید به سمت «گردشگری مسئولانه» حرکت کند؛ یعنی تماشای شکوه میراث بدون آسیب رساندن به کالبد شکننده آن. این شهر نیازمند بازخوانی مداوم است تا نسل‌های جدید بدانند چگونه می‌توان با طبیعت آشتی کرد و در دل کویر، تمدنی ساخت که هزاران سال استوار مانده است.

در نهایت، یزد در بهمن‌ماه، بیش از آنکه یک نقطه روی نقشه باشد، یک «احساس» است. احساس امنیت در آغوش دیوارهای بلند خشتی و احساس آرامش در شهری که عجله در آن معنایی ندارد. برای مخاطبان میراث‌آریا، یزد در این فصل، بهترین پیشنهاد برای بازگشت به خویشتن و تماشای شکوهی است که زمان نتوانسته غباری بر چهره‌اش بنشاند. امسال، زمستان را باید در یزد سپری کرد؛ جایی که تاریخ، با چای داغ و لبخند مردمان کویر، گرم‌ترین استقبال را از شما خواهد داشت.

انتهای پیام/

کد خبر 1404110200050
دبیر مهدی ارجمند

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha