«میز ملی فرهنگ دریایی» کلید قفل‌ توسعه دریامحور

حمایت تمام‌قد ارگان‌های مقتدر نشان از یک اراده حاکمیتی برای اجرای بندهای نه‌گانه ابلاغی مقام معظم رهبری دارد. سکانداران این عرصه‌ها دریافته‌اند که بدون «فرهنگ دریایی»، هر اسکله‌ای که ساخته شود، تنها یک بتنِ بی‌روح در محاصره آب خواهد بود. آن‌ها می‌خواهند «عشق به دریا» را به سفره‌های مردم، کتاب‌های درسی و پرده سینما تزریق کنند؛ چراکه توسعه دریامحور پیش از آنکه نیازمند جرثقیل‌های غول‌پیکر باشد، نیازمند «انسانِ دریاورز» است.

مهدی ده دار، پژوهشگر پیشرفت دریاپایه در یادداشتی نوشت: ایران با داشتن بیش از ۵۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی و همجواری با سه دریای راهبردی (خلیج‌فارس، دریای مکران و دریای کاسپین)، همواره با یک پارادوکس بزرگ ژئوپلیتیک روبرو بوده است: «کشوری دریایی که با ذهنیتی کاملاً قاره‌ای و فلات‌نشین اداره می‌شود.» این شکاف ساختاری باعث شده است که توسعه در ایران، مانند درختی در یک گلدان کوچک (مرکز فلات)، رشد کند و ریشه‌هایش هرگز به شورابه‌های ثروت‌آفرین اقیانوس نرسد.

نفرینِ خشکی؛ بوروکراسیِ در غبار

این چشم‌اندازِ اشتباه، تنها محصول یک واگرایی فرهنگی نیست، بلکه نشان‌دهنده یک «کژمنشی ساختاری» در اقتصاد سیاسی ایران است. ذهنیت حاکم بر دیوان‌سالاری ما نه به رنگ «آبی» که به رنگ «قهوه‌ای و شن‌زده» است. ما در مدارس و دانشگاه‌هایمان، تاریخ، جغرافیا و اقتصاد را به‌گونه‌ای تدریس می‌کنیم که انگار دریا تنها یک حاشیه برای متن نقشه توسعه است، نه قلب تپنده اقتصاد ملی. ایرانیان سده‌هاست که ثروت سیال دریا را با امنیت کاذبِ خاک معاوضه کرده‌اند و نتیجه آن، تمرکز صنایع آب‌بَر در دل کویر و متروک ماندن سواحل زرخیز مکران بوده است.

ظهور «میزِ بیداری» در میانه‌ طوفان دریاگریزی

در چنین فضایی، راه‌اندازی «میز ملی توسعه فرهنگ دریایی ایران» زیر نظر دبیرخانه شورای‌عالی صنایع دریایی، فراتر از تشکیل یک کارگروه اداری، یک ضرورتِ حکمرانی است. این میز که با سکانداری چهره‌های فن‌سالار و دبیری نخبگان حوزه فرهنگ آغاز به کار کرده، مأموریتی خطیر دارد: «ترجمه کردن زبان امواج به ادبیات بوروکراسی پایتخت‌نشین.»

ساختار طراحی‌شده برای این میز، شباهت عجیبی به اکوسیستم‌های دریایی دارد؛ از «میز نخبگان» که نقش مرجان‌های فکری را بازی می‌کنند تا «کارگروه‌های مقامات عالی» که قرار است مانند جریان‌های آب‌گرم، بدنه یخ‌زده نهادهای دریاگریز فرهنگ‌پایه را گرم کنند.

فرهنگ؛ پیوستِ تزئینی یا موتور محرک؟

حمایت تمام‌قد ارگان‌های مقتدر نشان از یک اراده حاکمیتی برای اجرای بندهای نه‌گانه ابلاغی مقام معظم رهبری دارد. سکانداران این عرصه‌ها دریافته‌اند که بدون «فرهنگ دریایی»، هر اسکله‌ای که ساخته شود، تنها یک بتنِ بی‌روح در محاصره آب خواهد بود. آن‌ها می‌خواهند «عشق به دریا» را به سفره‌های مردم، کتاب‌های درسی و پرده سینما تزریق کنند؛ چراکه توسعه دریامحور پیش از آنکه نیازمند جرثقیل‌های غول‌پیکر باشد، نیازمند «انسانِ دریاورز» است.

قمارِ فرهنگی برای فتح اقیانوس

این میز تخصصی در واقع یک «پورتال» یا «پنجره واحد» برای دسترس‌پذیر کردن خدمات گوناگون «ایرانِ دریایی» است. اگر جادوی سحرانگیز این نهاد درست کار کند، شاهد تغییری در ذائقه سرمایه‌گذاران خواهیم بود؛ کسانی که به جای سوداگری در برج‌های آسمان‌خراش، «غواصِ ثروت» می‌شوند و در اعماق آب‌های جنوب به دنبال مرواریدِ توسعه می‌گردند.

در این روایت نوین، توسعه دیگر نه با شاخص‌های خشک رشد تولید ناخالص داخلی (GDP)، بلکه با میزانِ نفوذِ صدای دریا در زیستِ روزمره مردمان ایران زمین سنجیده می‌شود. میز توسعه فرهنگ دریایی، تلاشی است گسترده برای اینکه ثابت شود ایران، فراتر از یک خشکیِ وسیع، روحیِ سیال و آبی دارد که تنها منتظر یک «مترجم» بود تا دوباره با جهانِ امروز، از موضع قدرت و تمدن، سخن بگوید. زمان آن رسیده است که قطب‌نمای توسعه ایران، به سمت آب‌های آزاد جنوب ایران و اقیانوس بچرخد.

انتهای پیام/

کد خبر 1404110700272
دبیر محمد آوخ

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha