حسن سپهرفر، پژوهشگر و مردمشناس ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانغربی در یادداشتی نوشت: شاید چاقو از ابتداییترین ابزارهای برش و پوستکنی برای انسانهای اولیه در فرایند زندگی بوده باشد که نمونههایی از این دست را میتوانیم براساس یافتههای باستانشناسی در انواعی از تراشههای سنگی یا ابسدیسین مشاهده کنیم تا زمان کشف فلز، چه بسا از همان شکلگیریهای اولیه اینگونه ابزارها با اندیشه هنر بشر نیز آمیخته بوده است.
چاقو را میتوان یکی از نخستین و بنیادیترین دستاوردهای بشر دانست؛ ابزاری که از عصر حجر تا به امروز، همواره نقشی حیاتی در بقا، صنعت و مناسک فرهنگی ایفا کرده است، اما در گوشه و کنار جهان، بهویژه در ایران، این ابزار کارکردی فراتر از یک وسیله برش یافته است.
چاقوسازی سنتی در حقیقت پیوندی ناگسستنی از هنر، مهارت فنی و هویت بومی است؛ فرآیندی که در آن، تکهای خام از استخوان و فلز با عبور از دستان پرتوان استادکار به اثری بدل میشود که نه فقط کاربرد روزمره، بلکه روایتگر نگاه یک قوم به زیبایی و دوام است، این هنر- صنعت، تنها ساخت یک ابزار نیست، بلکه حلقه اتصال زنجیرهایی از مشاغل خرد و کلان بومی است.
از تهیه دستههای استخوانی و چوبی همراه با آهنگری تیغه آن گرفته تا خراطی و قلمزنی و ساخت غلاف و یراق آن.
چاقو که حاصل دستهای جمعی از هنرمندان یک منطقه است تنوع گنجینهای از سرمایه اجتماعی و اقتصادی است که میتواند بستری پایدار برای اشتغالزایی مولد در روستاها و شهرها را فراهم آورد.
در شرایطی که مهاجرت از روستاها به کلانشهرها به بحران هویتی و اقتصادی انجامیده، آموزش و احیای کارگاههای چاقوسازی میتواند جمعیت جوان را در زادگاه خود ماندگار کند، این اکوسیستم اشتغالزا، وابسته به واردات نیست و با اتکا به توان داخلی و خلاقیت بومی قادر به خودشکوفایی است.
اکنون چاقوسازان شهرهای ارومیه، خوی و میاندوآب بهعنوان یکی از میراثهای گرانبها محلی با چالشهای بیشماری روبهرو بودهاند، سلطه محصولات صنعتی ارزان و بیکیفیت و ارزان چینی از یک سو( عدم کنترل بازارهای ورد)، نبود نظام آموزشی کارآمد استاد-شاگردی، گرایش چاقوسازان به تهیه فراوردهای چینی و غیربومی داخلی و... همگی نفس این هنر را به شماره انداخته است.
عدم توجه برخی دستگاهها در برگزاری دورههای آموزشی، پشتیبانی نکردن نظام بانکی از کارگاههای کوچک و ناتوانی استادکاران در بازاریابی دیجیتال نیز بر عمق مشکلات افزوده است.
در این میان، استادکاران پیر و کهنسال و باتجربه، بی آنکه جانشینی برایشان باشد، کرکرههای کارگاه خود را پایین میکشند و هر بار که یک کارگاه تعطیل و به ابزارفروشیهای غیرمربوط در راسته بازارهای تاریخی تبدیل میشود، نه تنها ریخت و آناتومی بازار به هم ریخته میشود، که یک دانش فنی چندصدساله نیز به فراموشی سپرده خواهد شد.
حمایت از این سازندگان، نیازمند یک عزم چندوجهی و هوشمندانه است که نخستین گام آن، بازتعریف جایگاه چاقوی سنتی به مثابه یک کالای فرهنگی و هنری است، ثبت نشان جغرافیایی برای چاقوهای هر منطقه، نه تنها از تقلید و جعل هویت جلوگیری می کند، بلکه ارزش افزوده اقتصادی آن را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
در واکاوی مشکلات این حرفه در پای صحبت چاقوسازان ارومیه عدم توجه به این حرفه، ورود چاقوهای چینی به بازار ایران، پر شدن بازار ازچاقوهای استانهای نزدیک و روی آوردن مردم به این ابزار، عدم رغبت جوانان به کار در این حرفه از منظر اینکه کار توانفرسایی است، موضوع بیمه استادکاران، عدم معرفی، شناساندن و تسهیل دردستیابی به بازارهای فروش خارجی( اکنون در سال های اخیرفروشندگان برخی از کشورهای همسایه مانند کردستان عراق برای خرید و سفارش چاقوهای دستساز بازار ارومیه راه را برای هدایت این امر باز کردهاند که می تواند فرصت مناسبی برای عرضه باشد) و... از مشکلات اساسی این هنر صنعت است.
یکی از وظایف ادارات کل میراثفرهنگی استانها در حمایت از این گونه دانشهای بومی ثبت مهارتها در فهرست میراث ناملموس است که برای حفظ دانشهای سنتی این حرفه که سازندگان آن را در دل سینههای خود پنهان داشتند این هنر با موضوع پیچاقچی لیق« مهارت ساخت چاقوسازی» با شماره 86 در سال 1394 به ثبت رسید، تا فرایندهای حمایتی لازم نیز از سوی دستگاههای ذیربط نیز انجام پذیرد.
با توجه به زحمات دستی استادکاران این رشته در ساخت هر چاقو با تنوع و کاربردهای مختلف اعم از کارهای منزل، یا استفاده در قصابیها و... ، نهادهای حمایتی نه تنها باید زمینه برپایی بازارچههای دائمی و فصلی صنایعدستی را با رویکرد حفظ دانشهای بومی و فروش تخصصی چاقو فراهم آورند، بلکه
در کنار آن، ضروری است که تسهیلات ارزانقیمت و بدون ضمانتهای پیچیده بانکی در اختیار استادکاران قرار گیرد تا صاحبان این حرف بتوانند مواد اولیه باکیفیت داخلی را تهیه کرده و نسبت به تداوم این حرفه اقدام کنند.
از سویی یکی از نکات اساسی آموزش، چاقوسازی به عنوان رکن اساسی دیگر این حمایت خواهد بود چنانکه احیای نظام استاد-شاگردی با حمایت مالی از استادکاران برای پذیرش هنرجو و گنجاندن این هنر در برنامههای آموزشگاههای آزاد فنی و حرفهای و حوزههای معاونت صنایعدستی و میراثفرهنگی و حمایتهای سایر دستگاهها نسل جوان را با ظرفیتهای این حرفه آشنا می کند.
در نهایت مطالعات پژوهشی ساختمند و بازاریابی در این ارتباط همراه با، حمایتهای فروش دیجیتال از این هنر، راهگشای ورود آن به بازارهای جهانی است.
تولید مستندهای فاخر از مراحل ساخت، طراحی وب سایتهای چندزبانه برای معرفی و فروش و حمایت از تولیدکنندگان برای حضور در نمایشگاه های محلی، منطقهای، ملی و بینالمللی، میتواند نام چاقوهای استان را خصوصا در همجواری با کشورهای اطراف، بهعنوان برندی معتبر در منطقه طنینانداز کند.
سحن آخر این که از منظر مردمشناختی، حرفه چاقوسازی سنتی نه صرفاً یک فرآیند فنی، بلکه نظامی از دانشهای بومی است که در بستر فرهنگ، تاریخ و هویت یک جامعه ریشه دارد، این دانش، تلفیقی از تجربه پیشینیان، شناخت عمیق از مواد اولیه بومی، رازورمزهای اقلیمی و باورهای آیینی است که در قالب «هنر زیستن» در یک منطقه منتقل میشود.
هر چاقو همچون «متنِ» فرهنگی عمل میکند که نه تنها کارایی ابزاری، بلکه روایتگرتاریخ و شیوه معیشت، ذوق زیباییشناختی ودرواقع رمزگشایی از شبکهای از مناسبات انسانی، طبیعت و فرهنگ بومی است.
انتهای پیام/
نظر شما