مریم خدابنده کارشناس صنایعدستی در یادداشتی نوشت: نوروز در فرهنگ ما ایرانیها، فراتر از یک مناسبت تقویمی است؛ ریشه در تاریخ و هویت ما دارد. آیینی که نامش با ایران گره خورده و امروز به عنوان میراث مشترک ملتها در فهرست میراث جهانی ناملموس نیز ثبت شده است. همین پیشینه عمیق باعث میشود که در روزهای منتهی به سال نو، توجه مردم به نمادهای سنتی، هنرهای بومی و کالاهای هویتدار بیشتر شود. سفره هفتسین بدون ظرفهای سفالی و سرامیکی صفا ندارد، عیدیدادن با جعبههای دستساز و پارچههای سنتی رنگ و بوی دیگری میگیرد و خانهتکانی وقتی با خرید یک اثر هنری همراه میشود، معنای تازهای پیدا میکند.
بهعنوان کسی که از نزدیک با هنرمندان صنایعدستی در ارتباطم، هر سال این تغییر را بهوضوح میبینم. کارگاههایی که شاید در ماههای دیگر سال با رکود دستوپنجه نرم میکنند، در اسفند ماه پرجنبوجوش میشوند. سفارشها بیشتر میشود، نمایشگاههای فصلی برپا میشود و بازارچههای نوروزی در شهرهای مختلف شکل میگیرد. این رونق، فقط یک افزایش فروش ساده نیست؛ فرصتی است برای دیدهشدن، برای معرفی هنرهای کمتر شناختهشده و برای ارتباط مستقیم هنرمند با مردم.
صنایعدستی ایران تنوعی کمنظیر دارد؛ از سفال و سرامیک گرفته تا گلیم و قالی، از خاتم و مینا تا چرم و منسوجات سنتی. در هر گوشه از کشور، هنری ریشهدار جریان دارد که روایتگر تاریخ، اقلیم و سبک زندگی مردم همان منطقه است. وقتی در نوروز، گردشگران داخلی و خارجی راهی شهرها و روستاها میشوند، در واقع به تماشای همین روایتهای زنده میروند. خرید یک محصول دستساز، فقط یک معامله اقتصادی نیست؛ مشارکت در تداوم یک سنت است.
در سالهای اخیر، توجه عمومی به صنایعدستی بیشتر شده است. برگزاری نمایشگاههای ملی و استانی، ایجاد بازارچههای دائمی و موقت نوروزی و حمایت از فروش اینترنتی محصولات، همه گامهایی بوده که کمک کرده هنرمندان سهم بیشتری از بازار شب عید داشته باشند. با این حال، هنوز تا رسیدن به جایگاه واقعی صنایعدستی در سبد خرید خانوار ایرانی فاصله داریم.
به باور من، نوروز بهترین فرصت برای تغییر این نگاه است. ما در آستانه سال نو، برای خانههایمان هزینه میکنیم؛ پرده نو میخریم، ظرف تازه میآوریم، هدیه تهیه میکنیم. اگر بخشی از همین هزینهها به سمت کالاهای دستساز ایرانی هدایت شود، نهتنها از تولید ملی حمایت کردهایم، بلکه به حفظ مشاغل بومی و جلوگیری از مهاجرت روستاییان نیز کمک کردهایم. بسیاری از هنرمندان صنایعدستی، زنان سرپرست خانوار یا جوانانی هستند که در شهرهای کوچک و روستاها با کمترین امکانات، چراغ خانهشان را با هنرشان روشن نگه داشتهاند.
نوروز همچنین زمان سفر است؛ زمانی که خانوادهها راهی شهرهای تاریخی و مقصدهای گردشگری میشوند. در این سفرها، بازارهای سنتی و غرفههای صنایعدستی یکی از جذابترین بخشها هستند. تجربه من نشان میدهد وقتی گردشگر داستان یک اثر را از زبان خود هنرمند میشنود، ارتباط عمیقتری با آن برقرار میکند. این همان حلقهای است که میتواند اقتصاد هنرهای سنتی را پایدارتر کند؛ پیوند میان روایت، هویت و خرید آگاهانه.
در نهایت، نوروز نهفقط فصل شکفتن طبیعت، که فصل شکوفایی دستهای هنرمند ایرانی است. اگر هر کدام از ما در این ایام، آگاهانه انتخاب کنیم و بهجای کالاهای بیهویت و وارداتی، سراغ صنایعدستی برویم، در واقع به استمرار فرهنگی چند هزار ساله رأی دادهایم. نوروز میآید تا به ما یادآوری کند که نو شدن، بدون ریشه معنا ندارد و صنایعدستی یکی از عمیقترین ریشههای هویت ایرانی است. بیایید سال نو را با حمایت از این ریشهها آغاز کنیم.
انتهای پیام/
نظر شما