محمدعلی الستی، جامعهشناس، در گفتوگو با خبرنگار میراثآریا درباره چشمانداز آینده ایران پس از جنگ با رژیمهای آمریکا و صهیونیستی، با طرح این پرسش بنیادین که «نظام اجتماعی ایران بر کدام مؤلفهها استوار است»، اظهار کرد: تحلیل تحولات اجتماعی مستلزم تفکیک آنها در سه سطح زمانی است؛ نخست تحولات کوتاهمدت که عمدتاً در حوزههای سیاسی و نظامی رخ میدهند، دوم تحولات میانمدت که بیشتر در عرصه اقتصاد بروز میکنند و سوم تحولات بلندمدت که به حوزه فرهنگ و ساختارهای عمیق اجتماعی مربوط میشود.
او افزود: پیروزی یا شکست در جنگ، در زمره تحولات کوتاهمدت قرار میگیرد و حتی تغییراتی که پس از جنگهای ظاهراً طولانی رخ میدهد نیز غالباً در همین چارچوب قابل تحلیل است. در مقابل، اگر کشوری برای بازسازی زیرساختهای اقتصادی و عمرانی خود به زمان طولانی نیاز داشته باشد، این امر نشان میدهد که در دیگر حوزههای توسعهای، بهویژه در حوزه سرمایه انسانی و ظرفیتهای مدیریتی، سرمایهگذاری کافی صورت نگرفته است.
الستی با اشاره به نمونههای جهانی تصریح کرد: برای مثال در ژاپن، بازسازی خرابیهای ناشی از زلزله در مدت زمانی کوتاه انجام میشود؛ چراکه جامعهای توسعهیافته است و از مهارتها، دانش و نظام مدیریتی لازم برای عبور سریع از بحرانها برخوردار است. بنابراین هنگامی که درباره تغییرات آینده یک کشور سخن میگوییم، در واقع بخش مهمی از بحث معطوف به نحوه مدیریت پیامدهای کوتاهمدت بحرانهاست.
این جامعهشناس در ادامه به برخی کاستیهای موجود در حوزه مدیریت بحران اشاره کرد و گفت: یکی از الزامات مهم در شرایط تهدید، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی به شهروندان پیش از حملات هوایی است؛ موضوعی که در این زمینه با کاستیهایی مواجه بودهایم. حتی اگر فرض کنیم مردم پیشاپیش مطلع شوند، در ساختار شهرسازی ما پیشبینیهای لازم برای ایجاد پناهگاههای ایمن صورت نگرفته است. افزون بر این، در برنامهریزیهای اضطراری کمتر به وضعیت گروههایی مانند جانبازان و افراد دارای معلولیت توجه شده و مشخص نیست که این افراد در شرایط بحرانی چگونه باید از امکانات حملونقل یا تخلیه اضطراری استفاده کنند.
او ادامه داد: وقتی از آینده پس از جنگ سخن میگوییم، در واقع باید بپذیریم که امکان بروز چنین بحرانهایی در آینده نیز وجود دارد. بنابراین ضروری است از هماکنون سازوکارهای پیشگیرانه و زیرساختهای لازم را طراحی کنیم تا در صورت وقوع بحران، آسیبها و هزینههای اجتماعی و اقتصادی به حداقل برسد.
الستی همچنین بر اهمیت بهرهگیری از تجربههای تاریخی تاکید کرد و گفت: تاریخ سرشار از رویدادهایی است که میتوانند برای سیاستگذاریهای امروز ما درسآموز باشند. جامعهای که از تاریخ خود درس نگیرد، ناگزیر با تکرار خطاها مواجه میشود. به تعبیر دیگر، نباید اجازه داد تراژدیهای تاریخی دوباره تکرار شوند.
وی در ادامه با اشاره به جایگاه میراثفرهنگی در این فرآیند افزود: میراثفرهنگی تجلی ادراک فرهنگی یک ملت از تاریخ خود است. از این منظر، آینده پس از جنگ فقط به وضعیت روزمره مردم در خیابانها محدود نمیشود، بلکه به میزان بهرهگیری جامعه از حافظه تاریخی و سرمایههای فرهنگی خود نیز وابسته است.
الستی در بخش دیگری از سخنان خود، ارتقای سامانههای هشداردهنده را از ضرورتهای کنونی کشور دانست و اظهار کرد: گسترش و بهبود نظامهای هشدار و مدیریت بحران میتواند در مراحل بعدی از شدت خسارات بکاهد و به کشور کمک کند در برابر فشارهایی مانند تحریمها یا تلاش برای تحریک افکار عمومی جهانی، تابآوری بیشتری داشته باشد.
او در ادامه با اشاره به مفهوم تجربه در زندگی انسان گفت: انسان در طول زندگی خود با دو نوع تجربه مواجه است؛ نخست تجربه زیسته و دوم تجربه تاریخی. متأسفانه ما در هر دو حوزه کمتر از ظرفیتهای دانشی و مهارتی خود بهره گرفتهایم و در ایجاد همگرایی و همسویی ملی در دوران صلح نیز آنگونه که باید جدیت نشان ندادهایم. در حالی که تقویت وفاق ملی باید فرآیندی مستمر و دائمی باشد.
این جامعهشناس در پایان با تبیین نقش میراثفرهنگی در تقویت انسجام اجتماعی خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین سرمایهها، تعلق و علاقه عمیق مردم ایران به سرزمین خود است. اگر در دوران صلح بتوانیم مفهوم ایران و هویت ایرانی را بهدرستی برای مردم تبیین کنیم، در زمان بحران و جنگ نیز نگرانی کمتری از چندپارگی اجتماعی خواهیم داشت. از همین رو، نهادهای متولی میراثفرهنگی وظیفه دارند در زمان صلح، با معرفی شایسته و تکریم تنوع اقوام ایرانی، به تقویت هویت ملی و همبستگی اجتماعی کمک کنند.
انتهای پیام/
نظر شما