تنگه‌ هرمز؛ گلوگاه دیرزمانی و تداوم یک موقعیت راهبردی

شواهد پارینه‌سنگی از سواحل و پس‌کرانه‌های شمالی خلیج‌فارس و دریای عمان نشان می‌دهد که این منطقه از دیرباز میزبان جوامع انسانی بوده‌ است. از نیمه‌ قرن گذشته، مجموعه‌ای از یافته‌ها در نقاط مختلف هرمزگان، از جمله سدیچ، سیریک، میناب، رودان، حسن‌لنگی، سیاهو، شمال‌شرق بندرعباس، و دهتل گزارش شده که همگی بر حضور انسان در دوره‌های پارینه‌سنگی قدیم دلالت دارند.

سپهر زارعی، پژوهشگر باستان‌شناسی پارینه‌ سنگی در یادداشتی برای میراث آریا نوشت: تنگه‌ هرمز امروز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به‌شمار می‌آید، اما شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهد که اهمیت این منطقه به مراتب دیرین‌تر از تصور عموم است. قرارگیری تنگه‌ هرمز در پیوندگاه میان شبه‌جزیره‌ عربستان و فلات ایران، آن را به یکی از مسیرهای محتمل در چارچوب فرضیه‌ «خروج از آفریقا» تبدیل می‌کند. در قالب این رویکرد، هرمزگان را می‌توان به‌عنوان یکی از دروازه‌های ورود، و یا گذر جمعیت‌های انسانی به سوی فلات ایران و سپس نواحی شرقی‌تر در نظر گرفت؛ منطقه‌ای که در آن، فرایندهای اولیه‌ سازگاری، جابه‌جایی و تداوم زیست انسانی شکل گرفته‌ است.

یافته‌های میدانی از سواحل شمالی تنگه‌ هرمز این نقش را به‌طور ملموس تأیید می‌کند. محوطه‌های پارینه‌سنگی جزایر قشم و هرمز، شامل پراکندگی‌هایی از دست‌تراش‌های سنگی است که نشان‌دهنده‌ی حضور و فعالیت جوامع شکارگر-گردآورنده پیش‌از 40هزار سال قبل در این ناحیه است. این یافته‌ها حاکی از آن است که تنگه‌ی هرمز صرفاً یک گذرگاه موقت نبوده، بلکه بخشی از یک چشم‌انداز فعال انسانی بوده‌است؛ فضایی که در آن، گروه‌ها به‌طور مکرر حضور یافته، منابع را بهره‌برداری کرده و در تعامل با محیط، راهبردهای زیستی خود را توسعه داده‌اند.

این ویژگی‌ها، در مقیاس زمانی بلندمدت، تداومی معنادار را نشان می‌دهد. همان عواملی که در گذشته این منطقه را به گلوگاهی برای بقا، جابه‌جایی و تعامل انسانی تبدیل کرده بودند، امروز نیز در قالبی متفاوت، آن را به یکی از مهم‌ترین گره‌گاه‌های اقتصاد جهانی بدل کرده‌اند. از این منظر، اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه‌ی هرمز نه پدیده‌ای نوظهور، بلکه نتیجه‌ی استمرار الگوهای پایدار تعامل انسان و محیط در طول هزاران سال است.

مکران؛ پیونددهنده‌ی کریدورهای انسانی و اقتصادهای منطقه‌ای

یافته‌های جدید از منطقه مکران نشان می‌دهد که این پهنه صرفاً یک مسیر عبوری نبوده، بلکه به‌عنوان یک چشم‌انداز فرهنگی پویا عمل کرده‌است؛ فضایی که در آن گروه‌های انسانی به‌طور مکرر حضور یافته، استقرار پیدا کرده و از منابع محیطی بهره‌برداری کرده‌اند. تنوع مواد خام، پراکندگی محوطه‌های پارینه‌سنگی و شواهد فناورانه‌ی موجود، همگی بیانگر نقش فعال این منطقه در فرایندهای مهاجرت، استقرار و انتقال دانش فنی در عصر پلیستوسن است.

در بستر مدل‌های «خروج از آفریقا»، مکران در امتداد مسیر جنوبی -پس‌از عبور از باب‌المندب، سواحل جنوبی و شرقی شبه‌جزیره‌ی عربستان و تنگه‌ی هرمز- قرار می‌گیرد و می‌تواند یکی از حلقه‌های کلیدی در تداوم این مسیر به سوی شبه‌قاره‌ی هند و شرق آسیا باشد. در حالی که یافته‌های باستان‌شناختی در غرب دره‌ی سند تصویری نسبتاً روشن از ادامه این گسترش به دست می‌دهد، مکران همچنان به‌عنوان یکی از بخش‌های کمتر شناخته‌شده این کریدور باقی مانده‌است. با این حال، در پی انجام بررسی‌های باستان‌شناختی در سال‌های اخیر، شناخت ما از وضعیت جوامع پلیستوسنی در این منطقه در حال تغییر است. از این‌رو، مکران را می‌توان یکی از نواحی کلیدی برای آزمون فرضیه‌های مرتبط با پراکنش‌های اولیه انسانی دانست؛ منطقه‌ای که با پژوهش‌های نظام‌مند، می‌تواند به روشن‌شدن بخش مهمی از مسیرهای مهاجرت انسان در جنوب آسیا کمک کند.

در این چارچوب، توسعه‌ی امروز سواحل مکران را می‌توان در امتداد یک کارکرد دیرینه تفسیر کرد. این منطقه، همان‌گونه که در گذشته بخشی از شبکه‌های ارتباطی و زیستی انسان بوده، امروز نیز ظرفیت آن را دارد که به یکی از پیونددهنده‌های اصلی اقتصادهای منطقه‌ای تبدیل شود.

یافته‌های باستان‌شناختی سواحل و پس‌کرانه‌های جنوبی

شواهد پارینه‌سنگی از سواحل و پس‌کرانه‌های شمالی خلیج‌فارس و دریای عمان نشان می‌دهد که این منطقه از دیرباز میزبان جوامع انسانی بوده‌است. از نیمه‌ی قرن گذشته، مجموعه‌ای از یافته‌ها در نقاط مختلف هرمزگان، از جمله سدیچ، سیریک، میناب، رودان، حسن‌لنگی، سیاهو، شمال‌شرق بندرعباس، و دهتل گزارش شده که همگی بر حضور انسان در دوره‌های پارینه‌سنگی قدیم دلالت دارند.

ویژگی غالب این مجموعه‌ها، سنت قلوه‌ابزاری بوده که بر تولید سنگ‌مادر-تراشه و ساتورابزارها استوار است؛ سنتی که در عین شباهت به نمونه‌های شناخته‌شده در شبه‌جزیره‌ عربستان، با صنایع لادیزی در بلوچستان نیز قابل مقایسه است. در برخی نقاط، از جمله دشت میناب و شمال‌شرق بندرعباس، شواهدی نیز از حضور احتمالی ابزارهای دورویه آن‌چه به صنایع آشولی شهرت دارد- گزارش شده‌است، هرچند تفسیر دقیق آن‌ها نیازمند داده‌های تکمیلی و احتیاط در تحلیل است. با این حال، تمرکز اصلی شواهد شاخص پارینه‌سنگی قدیم در شمال خلیج‌فارس را باید در غرب هرمزگان جست‌وجو کرد.

محوطه‌ دهتل در دامنه‌های کوه پرلاور بستک، یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها برای درک صنایع آشولی در این منطقه به‌شمار می‌آید. این محوطه با گستره‌ای در حدود ۴۰۰ هکتار، مجموعه‌ای قابل‌توجه از دست‌تراش‌های سنگی را در خود جای داده‌است که شامل سنگ‌مادرهای عظیم با آثار برداشت تراشه‌های بزرگ، ابزارهای برنده‌ی بزرگ همچون تبردستی، شکافنده، و خراشنده‌های سنگین می‌شود. چنین ترکیبی از شواهد نشان می‌دهد که تولید ابزار در این منطقه نه به‌صورت پراکنده، بلکه در مقیاسی نظام‌مند و برنامه‌ریزی‌شده انجام می‌شده‌ است.

دسترسی هم‌زمان به منابع سنگ خام، آب‌های فصلی و مسیرهای ارتباطی طبیعی، این منطقه را به فضایی پویا و مناسب برای استقرار و فعالیت‌های فناورانه تبدیل کرده بود. از این منظر، دهتل را می‌توان نمونه‌ی قابل توجه از بهره‌برداری از منابع در پارینه‌سنگی دانست؛ جایی که انتخاب مکان، تولید ابزار و استفاده از محیط در قالب یک منطق منسجم صورت می‌گرفت.

تداوم استراتژیک؛ از اقتصاد بقا تا اقتصاد دریامحور

آنچه در پارینه‌سنگی به‌صورت «اقتصاد بقا» تعریف می‌شد -یعنی دسترسی به آب، منابع غذایی و مسیرهای جابه‌جایی- امروز در قالبی پیچیده‌تر در «اقتصاد دریامحور» بازتاب یافته‌است. اگر در گذشته، انتخاب یک زیستگاه بر پایه‌ی نزدیکی به منابع و امکان ارتباط با دیگر نواحی صورت می‌گرفت، در جهان امروز همین منطق در مقیاسی کلان‌تر، در قالب شبکه‌های حمل‌ونقل دریایی، گذرگاه‌های انرژی، بنادر و زیرساخت‌های ساحلی تداوم یافته‌است.

این پیوستگی نشان می‌دهد که اهمیت راهبردی خلیج‌فارس و سواحل جنوبی ایران، پدیده‌ای نوظهور نیست، بلکه ریشه در الگوهای دیرینه‌ی تعامل انسان و محیط دارد. همان عواملی که در دوره‌های پارینه‌سنگی این منطقه را به محیطی پویا و فضایی مناسب برای استقرار و تداوم حیات تبدیل کرده بودند، امروز نیز در شکل‌گیری جایگاه ژئوپلیتیکی و اقتصادی آن نقش تعیین‌کننده دارند.

از این منظر، موقعیت جغرافیایی هرمزگان –از غربی‌ترین نقطه در پارسیان تا شرقی‌ترین نقطه در لیردف جاسک– و تسلط آن بر سواحل و پس‌کرانه‌های خلیج‌فارس، تنگه‌ی هرمز و دریای عمان را می‌توان نمونه‌ای از «تداوم منطق مکانی» دانست؛ جایی که انتخاب‌های انسان در گذشته‌های دور، با وجود تحول در مقیاس و پیچیدگی، در بنیان‌های خود همچنان معتبر باقی مانده‌اند. این تداوم، به درک بهتر جایگاه ایران در اقتصاد دریامحور کمک کرده، و نشان می‌دهد میراث‌فرهنگی و باستان‌شناختی می‌تواند به‌عنوان یکی از پایه‌های توسعه‌ی پایدار از جمله در حوزه‌ی گردشگری فرهنگی-تاریخی و هویت‌بخشی منطقه‌ای نقش‌آفرین باشد.

ایران؛ حلقه‌ی مفقوده یا حلقه‌ی پیوند؟

تا مدت‌ها، آگاهی ما از سکونت‌گاه‌های جنوب ایران، به‌ویژه سواحل و پس‌کرانه‌های خلیج‌فارس و تنگه‌ی هرمز در عصر پلیستوسن محدود به گزارش کشف چند تک‌یافته بود. یافته‌های جدید باستان‌شناختی از دهتل تا مکران، نشان می‌دهد که ایران یک «حلقه‌ی پیوند» در شبکه‌های پراکنش انسان در اوراسیا است؛ جایی که سرزمین لوانت و شبه‌جزیره‌ی عربستان در غرب و جنوب، و شبه‌قاره‌ی هند و آسیای میانه در شرق را به یکدیگر متصل می‌کرد.

این بازنگری، جایگاه ایران و خلیج‌فارس را از یک موقعیت حاشیه‌ای به یک نقش محوری در یکی از مهم‌ترین فرایندهای تاریخ بشر -یعنی گسترش انسان در قاره‌ها- ارتقا می‌دهد. شواهد باستان‌شناختی نشان می‌دهد که این منطقه یکی از گذرگاه‌های اصلی جابه‌جایی انسان‌های اولیه و میزبان استقرارهای پایدار بوده‌است.

با این چشم‌انداز، آن‌چه در پارینه‌سنگی به‌صورت «اقتصاد بقا» تعریف می‌شد، امروز در قالب «اقتصاد دریامحور» بازتاب یافته‌است. گذرگاه‌های دریایی، بنادر و شبکه‌های انرژی معاصر، در امتداد همان منطق دیرینه‌ای شکل گرفته‌اند که زمانی انتخاب این منطقه را برای زیست و حرکت انسان ضروری می‌ساخت. از این منظر، اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج‌فارس نه پدیده‌ای نوظهور، بلکه تداوم یک الگوی پایدار در تعامل انسان و محیط است.

از این‌رو، بازخوانی علمی «عصر حجر» نشان می‌دهد که این مفهوم، برخلاف کاربرد سیاسی آن، نه نماد فروپاشی، بلکه نشانه‌ی آغاز فرایندهایی است که به گسترش جهانی انسان انجامید. خلیج‌فارس، در این میان، همواره در متن تاریخ قرار داشته‌است - از مسیرهای مهاجرت انسان‌های اولیه تا شبکه‌های پیچیده اقتصاد جهانی امروز.

شاید آن‌چه در زبان سیاست «بازگشت به عصر حجر» نامیده می‌شود، در نگاه علمی، بازگشت به نقطه‌ای باشد که انسان برای نخستین‌بار مسیر جهانی‌شدن خود را آغاز کرد - و خلیج‌فارس، یکی از همان نقاط تعیین‌کننده بود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405021200677
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha