حافظه تاریخی زنان در سایه بی‌تفاوتی مدیریت شهری اهواز

ساختمان زنان می‌توانست امروز «خانه امید زنان»، مرکز حمایت اجتماعی یا فضای نوآوری دختران جوان اهواز، یا بازارچه ای هنری برای زنان هنرمند باشد؛ اما اکنون به مخروبه‌ای تبدیل شده که حتی دیوارهای فرسوده‌اش نیز از نگاه درآمدمحور مدیریت شهری در امان نمانده است.

پونه پیل رام از فعالان اجتماعی حوزه زنان در استان خوزستان در یادداشتی نوشت: ساختمان تاریخی زنان اهواز؛ بنایی به‌جامانده از دهه ۴۰ و یکی از نخستین نمادهای فعالیت اجتماعی و توانمندسازی زنان در خوزستان، امروز نه‌تنها در آستانه فرسودگی و تخریب قرار گرفته، بلکه دیوارهای آن به محلی برای تبلیغات تبدیل شده است؛ وضعیتی که پرسش‌های جدی درباره نگاه مدیریت شهری اهواز به میراث اجتماعی زنان، حافظه تاریخی شهر و معنای واقعی «توسعه شهری» ایجاد کرده است.

تصویر دیوارهای رنگ‌خورده، مخروبه و آکنده از تبلیغات تجاری ساختمان زنان اهواز، فقط روایت فرسودگی یک بنا نیست؛ این تصویر، نشانه‌ای آشکار از زوال حافظه تاریخی زنان در شهری است که سال‌هاست توسعه را تنها در نهضت آسفالت، پروژه‌های عمرانی و جدول‌کشی جست‌وجو می‌کند، نه در حفاظت از هویت اجتماعی و سرمایه‌های نمادین خود.

این ساختمان که از دهه ۴۰ شمسی به‌عنوان یکی از نخستین مراکز فعالیت اجتماعی و توانمندسازی زنان شناخته می‌شد، امروز به حال خود رها شده است؛ بنایی که می‌توانست به یک مرکز فرهنگی، خانه امید زنان، یا فضای نوآوری دختران جوان یا بازارچه هنری زنان هنرمند اهوازی تبدیل شود، اکنون به دیواری برای تبلیغات خدمات دندان‌پزشکی و آگهی‌های تجاری تقلیل یافته است.

چگونه ممکن است دیوارهای بنایی که بخشی از تاریخ اجتماعی زنان اهواز را در خود جای داده، با مجوز یا چشم‌پوشی مجموعه‌های زیرنظر مدیریت شهری، به بیلبورد تبلیغاتی تبدیل شود؟

این فقط یک بی‌نظمی شهری نیست؛ بلکه نوعی بی‌اعتنایی ساختاری به منزلت تاریخی زنان و حذف تدریجی حافظه جمعی آنان از فضای شهری است. وقتی یک اثر اجتماعی زنانه، به‌جای حفاظت و بازآفرینی، به محل درآمدزایی پیمانکاران تبلیغاتی تبدیل می‌شود، پیام آن روشن است: هویت تاریخی زنان در اولویت مدیریت شهری قرار ندارد.

در بسیاری از شهرهای پیشرو جهان، ساختمان‌هایی با چنین پیشینه‌ای به‌عنوان «دارایی فرهنگی و اجتماعی» حفظ می‌شوند؛ فضاهایی که می‌توانند به مراکز خلاقیت، گفت‌وگوی اجتماعی و حمایت از زنان تبدیل شوند. اما در اهواز، این بنا در سکوت فرومی‌ریزد و هم‌زمان دیوارهای آن به ابزار تبلیغات ارزان‌قیمت شهری بدل شده است.
این وضعیت تنها یک سهل‌انگاری عمرانی نیست؛ بلکه نوعی وندالیسم مدیریتی است. مدیریتی که نه‌تنها برنامه‌ای برای احیای میراث زنانه شهر ندارد، بلکه با بی‌تفاوتی، زمینه تخریب نمادهای هویتی را نیز فراهم کرده است.

سال‌هاست در مناسبت‌های رسمی شهرداری از «تکریم مقام زن» سخن گفته می‌شود، اما واقعیت خیابان‌های شهر روایت دیگری دارد. اگر قرار است از منزلت زنان سخن گفته شود، نخستین گام آن حفاظت از میراث اجتماعی و تاریخی آنان است؛ نه رها کردن تنها نمادهای باقی‌مانده از فعالیت‌های زنان به فرسودگی و تحقیر بصری.

نمی‌توان از مشارکت اجتماعی زنان سخن گفت اما هم‌زمان، یادگارهای تاریخی آنان را در معرض تخریب، بی‌توجهی و استفاده تجاری قرار داد. این تناقض، شکاف عمیق میان شعارهای فرهنگی و عملکرد واقعی مدیریت شهری را آشکار می‌کند.

به‌عنوان بخشی از جامعه رسانه‌ای و مدنی شهر، مطالبه ما از شهرداری اهواز روشن است: توضیح دهد مجوز استفاده تبلیغاتی از دیوارهای این بنای تاریخی و اجتماعی بر چه مبنایی صادر شده است؟

روند استفاده ابزاری از فضاهای هویتی شهر برای منافع تبلیغاتی کوتاه‌مدت را متوقف کند. برنامه‌ای شفاف برای حفاظت، مرمت و احیای ساختمان زنان اهواز ارائه دهد.
میراث اجتماعی زنان را به‌عنوان بخشی از حافظه شهری به رسمیت بشناسد.

شهر فقط خیابان و پل نیست؛ شهر حافظه دارد. حافظه تاریخی زنان اهواز را با رنگ‌های تبلیغاتی ارزان پاک نکنید.

این ساختمان می‌توانست امروز «خانه امید زنان»، مرکز حمایت اجتماعی یا فضای نوآوری دختران جوان اهواز، یا بازارچه‌ای هنری برای زنان هنرمند باشد ؛ اما اکنون به مخروبه‌ای تبدیل شده که حتی دیوارهای فرسوده‌اش نیز از نگاه درآمدمحور مدیریت شهری در امان نمانده است. این تصویر، نشانی از توسعه نیست؛ نشانی از فراموشی اجتماعی است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405022001359
دبیر مرضیه امیری

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha