علی فتحی، مسئول دفتر فنی پایگاه میراث جهانی سامانه آبی تاریخی شوشتر در یادداشتی نوشت: هر سال که به هفته میراثفرهنگی نزدیک میشویم، رنگ و بوی نگرانی از حفاظت و صیانت از آثار تاریخی نمایانتر میشود. آثار تاریخی در قاب خبرها مینشینند، مسئولان از ارزش فرهنگ و تمدن سخن میگویند، و شهرها و بناهای کهن، چند صباحی دوباره به یاد آورده میشوند.
نشستها و همایشها که برگزار میشود. افسوس که در برخی استانها این توجه، اغلب بیش از یک هفته دوام نمیآورد. انگار میراث این سرزمین، فقط برای همین چند روز عزیز و مهم است، برای همین چند روز دیده میشود، تحسین میشود، و بعد دوباره به دست فراموشی سپرده میشود.
این کممهری البته تازگی ندارد. سالهاست که زیر سایه بیتوجهیها کمتر مورد توجه قرار میگیرد. از فرسودگی و تخریب تدریجی آثار تاریخی گرفته تا نبود حمایت کافی از پایگاههای ملی و چهانی، کمبود اعتبار، و کم توجهی به نیروهایی که شب و روز برای پاسداری از این یادگاران بیهمتا تلاش میکنند. در این میان، جنگ تحمیلی اخیر بر علیه ایران نیز زخم تازهای بر پیکر گردشگری نشاند. علاوه بر تخریب تعدادی از آثار فاخر ایران زمین، اثرات مستقیمی بر صنعت گردشگری گذاشت. صنعتی که میتوانست جان بگیرد، جان ببخشد، و برای بسیاری از شهرها و خانوادههاامید و معیشت به ارمغان آورد، اما همین صنعت با اضطراب، رکود و کاهش سفرها روبهرو شد. گردشگران به ناچار عقب نشستند، و هتلها و کسبوکارهای وابسته، یکی پس از دیگری با خسارت و رکود دستوپنجه نرم کردند.
اما درد فقط در آمار و گزارشها خلاصه نمیشود. در ایران عزیزمان شهرهایی با گنجینههای بیبدیل، و تاریخ و فرهنگ کهن، هنوز در حاشیهاند. شوشتر، این سرزمین شگفتی، با کوهی از آثار بینظیر، با سازههای آبی بیهمتایش و میراثی که روایتگر نبوغ ایرانی است، هنوز آنگونه که باید دیده نمیشود. شوشتر تنهاست؛ و این درد بسیاری از آثار و شهرهای تاریخی ماست که عظمت و شکوهشان در جهان زبان زد است، اما سهمشان از توجه، اندک و گذراست.
ما جامعه میراثیها نیز، چه آنان که در پایگاهها و ادارات میراثفرهنگی خدمت میکنند و چه دوستداران دلسوز این فرهنگ و تاریخ، فقط در همین هفته دیده میشویم. از تلاش و ارزش کارمان سخن گفته میشود و دیگر هیچ...
دوباره سکوت تا سالی دگر...
اگر قرار است میراثفرهنگی این سرزمین زنده بماند، باید نگاه به آن از مناسبتمحوری به سیاستمحوری برسد. دولت و مجلس باید صیانت از آثار تاریخی را نه یک شعار فرهنگی، بلکه یک وظیفه ملی بدانند؛ با بودجه، با قانون، با برنامه و با نظارت علمی. در کنار آن، باید به معیشت نیروهای پایگاهها و کارکنان میراثفرهنگی نیز توجهی جدی شود. چگونه میتوان از کسانی که پاسدار تاریخاند، انتظار صیانت داشت، وقتی خود در رنج معیشت به سر میبرند.
حفظ میراثفرهنگی ما یک دغدغه دولتی نیست. فرهنگسازی عمومی در میان جوامع محلی، آموزش، مشارکت مردمی، و ایجاد حس مسئولیت جمعی، ضرورتی انکارناپذیر است. میراث این سرزمین، نه متعلق به یک ارگان است و نه یک هفته؛ میراث، حافظه جمعی ماست. اگر از آن صیانت نکنیم، قطعاً از خویشتن خود عبور کردهایم.
انتهای پیام/
نظر شما