مریم خدابنده نویسنده و کارشناس صنایعدستی در یادداشتی نوشت: صنایعدستی، میراثی گرانبها از فرهنگ، هنر و هویت ملتهاست که نسل به نسل منتقل شده و همواره نمادی از خلاقیت و اصالت جوامع انسانی به شمار آمده است. این هنر ارزشمند نهتنها بیانگر تاریخ و سنتهای یک سرزمین است، بلکه برای میلیونها نفر در سراسر جهان منبع درآمد و اشتغال محسوب میشود. با این حال، در دورههای جنگ و ناامنی، صنایع دستی از نخستین بخشهایی است که تحت تأثیر بحران قرار میگیرد و آسیبهای جبرانناپذیری را متحمل میشود.
جنگ تنها به تخریب زیرساختها و از بین رفتن جان انسانها محدود نمیشود؛ بلکه فرهنگ و هنر را نیز هدف قرار میدهد. زمانی که آتش درگیریها شعلهور میشود، اولویت مردم از حفظ میراثفرهنگی به تأمین نیازهای اولیه زندگی تغییر میکند. در چنین شرایطی، بازار صنایعدستی که وابسته به ثبات اقتصادی، گردشگری و حضور مشتریان است، با رکود شدیدی مواجه میشود. کاهش قدرت خرید مردم و از بین رفتن بازارهای فروش، هنرمندان و صنعتگران را با مشکلات فراوانی روبهرو میکند.
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ بر صنایعدستی، کاهش تولید و از دست رفتن نیروی انسانی متخصص است. بسیاری از هنرمندان ناچار به مهاجرت میشوند یا برای تأمین معیشت خود به مشاغل دیگر روی میآورند. این موضوع موجب میشود دانش و مهارتهایی که طی سالها و حتی قرنها شکل گرفتهاند، در معرض فراموشی قرار گیرند. هنگامی که یک استادکار از حرفه خود فاصله میگیرد یا جان خود را در اثر جنگ از دست میدهد، بخشی از حافظه فرهنگی یک ملت نیز از میان میرود.
از سوی دیگر، جنگ باعث تخریب کارگاهها، مراکز آموزشی و بازارهای سنتی میشود. بسیاری از آثار هنری و صنایعدستی که در موزهها یا اماکن تاریخی نگهداری میشوند، در جریان درگیریها آسیب میبینند یا به تاراج میروند. در چنین شرایطی، حفاظت از میراثفرهنگی به چالشی بزرگ تبدیل میشود. تاریخ نشان داده است که بسیاری از آثار ارزشمند هنری در مناطق جنگزده یا نابود شدهاند یا سر از بازارهای غیرقانونی درآوردهاند.
صنعت گردشگری نیز که یکی از مهمترین عوامل رونق صنایعدستی است، در دوران جنگ تقریباً متوقف میشود. گردشگران داخلی و خارجی از سفر به مناطق ناامن خودداری میکنند و همین مسئله موجب کاهش شدید تقاضا برای محصولات صنایعدستی میشود. در نتیجه، هنرمندان با انباشت کالاهای فروشنرفته و کاهش درآمد مواجه میشوند. این چرخه معیوب میتواند به تعطیلی کارگاهها و از بین رفتن مشاغل وابسته به صنایعدستی منجر شود.
با وجود تمام این چالشها، صنایعدستی در بسیاری از جوامع جنگزده نقش مهمی در حفظ امید و هویت فرهنگی ایفا کرده است. هنرمندان با خلق آثار خود تلاش میکنند روایتگر رنجها، مقاومتها و آرزوهای مردم باشند. گاهی یک قطعه صنایعدستی میتواند پیامآور صلح و یادآور ارزشهای انسانی باشد. به همین دلیل، حمایت از هنرمندان در دوران بحران نهتنها یک اقدام اقتصادی، بلکه وظیفهای فرهنگی و اجتماعی محسوب میشود.
دولتها، سازمانهای فرهنگی و نهادهای بینالمللی میتوانند با اجرای برنامههای حمایتی، از نابودی این بخش ارزشمند جلوگیری کنند. ارائه تسهیلات مالی، ایجاد بازارهای آنلاین، برگزاری نمایشگاههای مجازی و حمایت از صادرات محصولات صنایعدستی از جمله راهکارهایی است که میتواند به ادامه فعالیت هنرمندان کمک کند. همچنین ثبت و مستندسازی مهارتهای سنتی، نقش مهمی در جلوگیری از فراموشی این میراثفرهنگی دارد.
در نهایت باید پذیرفت که جنگ، تنها ساختمانها و زیرساختها را ویران نمیکند؛ بلکه ریشههای فرهنگی جوامع را نیز هدف قرار میدهد. صنایعدستی به عنوان بخشی از هویت ملی و فرهنگی ملتها، بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت و توجه است. حفظ این میراث ارزشمند در دوران بحران، به معنای حفاظت از تاریخ، فرهنگ و روح یک جامعه است. اگرچه سایه جنگ میتواند بر پیکر صنایعدستی سنگینی کند، اما اراده هنرمندان و حمایت میتواند چراغ این هنر اصیل را روشن نگه دارد و آن را به نسلهای آینده منتقل کند.
انتهای پیام/
نظر شما